یکشنبه 25 اسفند 1387  11:00 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: سیاسی ،

نهضت انقلابی جهانی با اشكال بسیار متنوع و گوناگون انقلابیگری خرده بورژوائی به مبارزه برمیخیزد. این اشكال از نظر ریشه های اجتماعی، خصائص ملی، شرایط تاریخی و سرانجام ویژگی های شخصی رهبران و ایدئولوگ های آنها با یكدیگر تفاوت دارند. اما علیرغم تمامی مظاهر متفاوتشان و حتی گاهی بی شباهتی آشكارشان، همه ی این اشكال دارای بسیاری خصائص ویژه ی مشترك هستند.

لنین هنگامیكه با نارودنیك ها مبارزه میكرد، مظاهر ایدئولوژی خرده بورژوائی را در روسیه و در غرب، بویژه نظریات نارودنیكها را با نظریات باصطلاح رمانتیست های اقتصادی در اروپا، مقایسه كرد. لنین گفت:

" لازم به تذكر نیست كه ویژگی های تاریخی و اقتصادی خاص روسیه از یكسو و عقب ماندگی شدید آن از سوی دیگر، باعث میشود كه نارودنیسم به ویژه دارای خصائص مشخص باشد. اما این مشخصات از دایره ی اشكال گوناگون همان نوع خارج نیست، و بنابراین همسانی نارودنیسم و رمانتیسم خرده بورژوائی را منتفی نمی كند".

با بكار گرفتن متدولوژی لنین، متوجه می شویم كه انقلابیگری خرده بورژوائی چین، مهر تكامل تاریخی و اقتصادی آن كشور را بر خود دارد. لیكن با مقایسه ی مائوئیسم با دیگر مظاهر انقلابیگری خرده بورژوائی بویژه آنارشیسم و تروتسكیسم، درمی یابیم كه آنها، علیرغم پاره ای اختلافات، همگی به نوع مشتركی تعلق دارند.

تجربه ی تاریخی پندآموز است. اما تكیه و توكل به آن عاری از خطر نیست. همیشه برای شخص این وسوسه وجود دارد كه خود را با این تسلی آرام سازد كه "چنین امری" قبلاً هم رخ داده است. و به آوردن قیاس بسنده كند، و ویژگی های خاص پدیده های تازه را، كه درك تكامل آن برای موفقیت در دفاع از ماركسیسم انقلابی ضروری است، نادیده گیرد.

   


نظرات()  
دوشنبه 5 اسفند 1387  06:40 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: تاریخی ،سیاسی ،

HTML clipboard

اکتبر و لنین دو مفهوم از یکدیگر جدایی ناپذیرند. وقتی میگوییم انقلاب اکتبر، سیمای تابان لنین را بر درفش آن نقش میبینیم و وقتی نام لنین را بر زبان میرانیم، بازتاب اندیشه وعمل او را بصورت تمام دستاوردهای شگرف 60 ساله ی انقلاب اکتبر، خواه در زادگاهش و خواه در سراسر جهان، مشاهده میکنیم.

جنبش های بزرگ، شخصیت های بزرگ در دامان خود میپرورانند. روند جنبش انقلابی طبقه ی کارگر روسیه که از نظر نیرو و فراگیری انبوه توده های خلق، در تاریخ جهانی همتا نداشت، شخصیت سترگی را پرورانید و به پیشوایی خود بر کشید که برای پاسخگویی به توقعات گوناگون جنبش انقلابی دوران نوین تکامل جامعه بشری و مسائل خطیری که این دوران مطرح میساخت، ازهر جهت آمادگی داشت. عظمت شخصیت لنین تنها با معیارهای این بزرگترین رویداد قرن بیستم قابل سنجش است و اهمیت جهانی پیروزی اکتبر را نیز فقط با سیر در اندیشه و عمل لنین،میتوان دریافت.

لنین آموزگار بزرگ طبقه ی کارگر روسیه و سراسر جهان بهترین سجایای این طبقه را در خود جمع  داشت. نبوغ عقل جسور، انرژی پایان ناپذیر، اراده ی آهنین، وفاداری به آرمان های انقلابی طبقه ی کارگر، بیزاری از بردگی و ستم، آشتی ناپذیری طبقاتی در برخورد با اصحاب استثمار، شهامت و از خودگذشتی انقلابی، پیگیری در میهن پرستی و انترناسیونالیسم – همه یکجا در وجود لنین جمع بود. لنین دانشمند بزرگ در عرصه ی انقلاب و انقلابی سترگ در عرصه ی دانش بود.

   


نظرات()  
جمعه 6 اردیبهشت 1387  03:04 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: سیاسی ،

پیشگفتار

رساله‌اى که از نظر خواننده میگذرد در بهار سال ١٩١٦ در زوریخ به توسط نگارنده به رشته تحریر درآمد.طبیعى است که در شرایط کار آنجا، من تا اندازه‌اى از لحاظ مطبوعات و کتابهاى فرانسه و انگلیسى و به میزان فوق‌العاده‌اى از لحاظ مطبوعات و کتابهاى روسى در مضیقه بودم.ولى با این وصف از کتاب ج.آ.هوبسون، مهمترین اثر انگلیسى درباره ی امپریالیسم با دقتى، که به اعتقاد من، این اثر شایسته ی آنست، استفاده نمودم.

این رساله با در نظر گرفتن سانسور تزارى نوشته شده است.به این جهت نه تنها مجبور بودم جداً به تجزیه و تحلیل صرفا تئوریک - و بویژه اقتصادى - اکتفا ورزم، بلکه در بیان تذکرات سیاسى معدودى نیز که ذکر آنها ضرورى بنظر میرسید ناگزیر بودم نهایت احتیاط را مراعات کنم و این کار را با ایماء و اشاره و به کمک آن زبان لعنتى ازوپ انجام دهم که تزاریسم همه انقلابیونى را که براى نگارش یک اثر "علنى" قلم بدست میگرفتند وادار میساخت بدان توسل جویند.

اکنون که روزهاى آزادى فرا رسیده، خواندن مجدد آن قسمتهاى رساله که در نتیجه اندیشه از سانسور تزارى تحریف و در منگنه آهنینى فشرده و متراکم شده بسى شاق و دشوار است.در این باره که امپریالیسم آستان انقلاب سوسیالیستى است و در این باره که سوسیال شووینیسم (سوسیالیسم در گفتار و شووینیسم در کردار) خیانت کامل به سوسیالیسم و گرویدن کامل به جبهه بورژوازى است، و نیز در این باره که این انشعاب در جنبش کارگرى، با شرایط عینى امپریالیسم و غیره مربوط است - ناچار بودم با زبانى "برده‌وار" سخن بگویم و مجبور بودم دقت خواننده‌اى را که به این مسأله علاقمند بود به سلسله مقالاتى که از سال ١٩١٤ تا ١٩١٧ در خارجه نوشته‌ام و بزودى تجدید چاپ میشوند، معطوف دارم.بخصوص لازم است در باره قسمتى که در صفحات ١١٩-١٢٠ این رساله مسطور است تذکرى داده شود.براى اینکه با مراعات سانسور به خواننده توضیح داده باشم چگونه سرمایه‌داران و سوسیال-شووینیستهایى که به جبهه آنها گرویده‌اند (همان سوسیال شووینیستهایى که کائوتسکى چنین ناپیگیرانه با آنها مبارزه میکند) در مورد مسأله مربوط به انضمام‌طلبى بیشرمانه دروغ میگویند و چگونه انضمام‌طلبى سرمایه‌داران خودى را پرده‌پوشى مینمایند مجبور بودم مثال...ژاپن را ذکر کنم! خواننده دقیق بسهولت میتواند بجاى ژاپن، روسیه و بجاى کُره، فنلاند، لهستان، کورلند، اوکرائین، خیوه، بخارا، استونى و مناطقى را قرار دهد که ساکنین آنها ولیکاروس نیستند.

میخواهم اظهار امید کنم رساله ی من به درک یک مسأله ی اساسى اقتصادى یعنى ماهیت اقتصادى امپریالیسم که بدون بررسى آن فهم چگونگى جنگ کنونى و سیاست کنونى بهیچوجه میسر نیست - کمک خواهد کند.

مؤلف

پتروگراد، ٢٦ آوریل سال ١٩١٧

   


نظرات()  
پنجشنبه 29 فروردین 1387  05:04 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 29 فروردین 1387 05:04 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

رساله ی کائوتسکی بنام "دیکتاتورى پرولتاریا" که چندى پیش در وین منتشر شد (ص-٦٣  Wien, 1918, Ignaz Brand  ) بارزترین ی نمونه آن ورشکست مطلق و بسیار ننگین انترناسیونال دوم است، که تمام سوسیالیستهاى شرافتمند همه ی کشورها مدتهاست درباره ی آن سخن میگویند. مسأله ی انقلاب پرولترى اکنون از لحاظ عملى در دستور روز یک سلسله از کشورها قرار میگیرد. بدین سبب تحلیل سفسطه‌جوئیهاى مرتدانه ی کائوتسکى و دست کشیدن کامل وى از مارکسیسم امریست ضرورى.

ولى در آغاز باید خاطرنشان ساخت که نویسنده این سطور از همان آغاز جنگ بکرات گسست کائوتسکى را از مارکسیسم متذکر گردیده است. یک سلسله از مقالات سالهاى ١٩١٤ تا ١٩١٦ مندرجه در "سوسیال دمکرات" و "کمونیست" منتشره در خارجه به این مطلب اختصاص داده شده بود. این مقالات در مجموعه نشریه شوراى پتروگراد به قلم گ. زینوویف و ن. لنین تحت عنوان "برخلاف جریان"، پتروگراد، سال ١٩١٨ (٥٥٠ صفحه) گردآورى شده است. من در رساله‌اى که در سال ١٩١٥ در ژنو منتشر شد و همان زمان به زبانهاى آلمانى و فرانسه ترجمه گردید، درباره ی "کائوتسکیسم" چنین نوشته بودم:

«کائوتسکى بزرگترین اتوریته انترناسیونال دوم، نمونه ی فوق‌العاده تیپیک برجسته‌اى است از این که چگونه تصدیق لفظى مارکسیسم در عمل کار را به آنجا کشانده است که مارکسیسم را به "استروویسم" یا به "برنتانیسم" (یعنى آموزش بورژوا-لیبرالى که مبارزه ی "طبقاتى" غیر انقلابى پرولتاریا را تصدیق دارد. این آموزش با وضوح خاصى به توسط استرووه نویسنده روس و برنتانو اقتصاددان آلمانى بیان شده است) تبدیل گردد. ما این موضوع را در نمونه پلخانف هم مشاهده مینماییم. به کمک سفسطه‌هاى آشکار، مارکسیسم را از روح زنده انقلابى آن تهى میسازند، همه چیز را در مارکسیسم تصدیق میکنند بجز طرق انقلابى مبارزه، تبلیغ و تدارک آن و تربیت توده‌ها در این جهت بخصوص. کائوتسکى از روى بى‌مسلکى اندیشه اصلى سوسیال شووینیسم یعنى تصدیق دفاع از میهن در جنگ کنونى را با گذشت دیپلماتیک و ظاهرى نسبت به چپها، که به صورت امتناع از رأى به اعتبارات و اپوزیسیون لفظى خود و غیره انجام گرفته است، "آشتى میدهد". کائوتسکى، که در سال ١٩٠٩ یک کتاب کامل درباره نزدیک شدن عصر انقلابها و رابطه جنگ با انقلاب نوشته بود، کائوتسکى، که در سال ١٩١٢ بیانیه بال را درباره استفاده انقلابى از جنگ آینده امضاء کرده بود، اکنون به انحاء مختلف سوسیال شووینیسم را تبرئه میکند و آن را میآراید و مانند پلخانف به بورژوازى میپیوندد تا هر اندیشه‌اى را درباره انقلاب و هر گامى را بسوى مبارزه مستقیماً انقلابى، مورد استهزاء قرار دهد.

   


نظرات()  
پنجشنبه 9 اسفند 1386  11:02 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 9 اسفند 1386 11:02 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

لنین همواره جوانان را عامل مهم دگرسازی انقلابی جامعه بر مبنای اصول کمونیستی می دانست. وی مکرراً تأکید میکرد که ترقی اجتماعی آتی به این بستگی دارد که چه کسی اکثریت زحمتکش نسل جوان را به دنبال خواهد داشت.

در تحلیل علل فعالیت سیاسی جوانان، باید همواره این حقیقت را در مد نظر داشت که نظام جهانی سوسیالیستی و تمام جنبش های ضد امپریالیستی، انقلابی و آزادی بخش زمان ما رو به اعتلاء هستند.

طبقه ی کارگر پیوسته، پیگیرترین رزمنده ی راه تحول جهان بوده است. این طبقه نیرویی قاطع در ساختمان سوسیالیستی رشد یافته، پیشاهنگ سیاسی آن ، آفریننده و عامل تمام ارزش های معنوی، هنجارها و اصول کمونیستی و سنن انقلابی و کاری آن است. استقرار نظام جهانی سوسیالیستی دستاورد عظیم طبقه ی کارگر بین المللی بوده و وحدت انترناسیونالیستی جامعه ی جهانی سوسیالیستی توسط طبقه ی کارگر کشورهای برادر تحکیم یافته است.

طبقه ی کارگر پیشاهنگ تمامی جنبش ضد امپریالیستی و مبارزه در راه ترقی اجتماعی در کشورهای سرمایه داری است.

در مرحله ی کنونی تکامل جهان ، نیروهای سیاسی و اجتماعی متنوعی به روند انقلابی پیوسته اند. پتانسیل انقلابی عظیم دهقانان و اقشار بینابینی و خرده بورژوازی شهری نیز خود را عیان ساخته است. صفوف مبارزه ی مشترک با پیوستن مهندسین و تکنیسین ها و اقشار وسیع کارگران یقه سفید، روشنفکران و جوانان، فشرده تر میگردد. پیوند فزاینده ی مبارزه ی اقتصادی و سیاسی پرولتاریای کشورهای سرمایه داری با مبارزه ی دیگر اقشار خلق، این طبقه را به صورت سخنگوی آگاه و پیگیر منافع تمام ملت درآورده است. پیشروی طبقه ی کارگر به صف نخست مبارزه علیه امپریالیسم و ارتجاع داخلی در جنبش های ملی کشورهای جهان سوم نیز در جریان است.

   


نظرات()  
دوشنبه 22 بهمن 1386  01:02 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 بهمن 1386 01:02 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

از همان آغاز قرن نوزدهم بازرگانان آمریکایی از بازرگانی خود با چین میلیون ها دلار سود به دست می آوردند. آنان از چین به طور عمده چای صادر می کردند و در ازای آن تریاک بدان جا می بردند. انگلیسی ها با تریاک هندی میلیون ها چینی را به این سم مهلک معتاد ساخته بودند و آمریکایی ها با تریاک ارزانتر محصول ترکیه و ایران این تبهکاری را تکمیل می کردند. این تریاک را آن ها از ازمیر و سپس از  بنادر خلیج فارس به بهای هر جعبه 15 دلار می خریدند، ولی در چین به هزار دلار می فروختند! تلاش برای تهیه ی بی وقفه ی صدها هزار جعبه ی تریاک ترکیه و ایران و رساندن آن از طریق اقیانوس اطلس و اقیانوس هند به بنادر چین از جمله عواملی است که در تعیین چگونگی سیاست دوران سی ساله ی اول قرن نوزدهم آمریکا در منطقه ی مدیترانه و خاور نزدیک نقش درجه ی اول داشته است. آمریکاییان به خاطر همین امر در آن زمان به جنگ با الجزیره و تونس و مراکش برخاستند تا عبور بی مانع کشتی های حامل تریاک خود را از تنگه ی جبل الطارق تأمین کنند. آنها برای همین منظور نیز در آن زمان چیزی شبیه به ناوگان ششم امروزی خود به نام «اسکادرون دریای مدیترانه» ایجاد کردند و برای تهیه ی پایگاه های دریایی در سیسیل و منطقه سالونیک به تلاش برخاستند. به همین علت دستگاه دیپلماسی آمریکا با استفاده ی وسیع از ناوگان جنگی خود توانست در سال 1830 قرار داد بازرگانی و سیاسی اسارت باری به ترکیه و در سال 1833 نظیر همین قرارداد را به سلطان مسقط تحمیل کند. آمریکایی ها به کمک این قراردادها، صادرات تریاک ایران از طریق بنادر ترکیه در مدیترانه و دریای سیاه و از طریق بنادر مسقط در خلیج فارس را ، زیر کنترل خود قرار دادند و بدینسان کار نفوذ مستقیم به ایران را آغاز کردند.

   


نظرات()  
شنبه 6 بهمن 1386  12:01 ب.ظ    ویرایش: شنبه 6 بهمن 1386 12:01 ب.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

مهم ترین وظیفه ی سیاسی ما در این لحظه، گردهم آوردن نیروهای اجتماعی لازم برای شکست بوش و متحدانش در کنگره و سایر نهادهاست.

فوریت این وظیفه برای سوسیالیست ها و کمونیست ها نباید به مجوزی تبدیل شود که فعالیت های اجتماعی خود را مسکوت بگذارند. برعکس ما باید نگرش سوسیالیستی خود را به میان مردم ببریم، هرچه باشد ما یک حزب کمونیست هستیم و سوسیالیسم مشخصه ی اصلی ماست.

طبقه ی حاکم، در ایجاد سوء برداشت مردم از سوسیالیسم کوتاهی نمی کند. در واقع، نهادهای متشکل از نخبگان فکری با فروپاشی اتحادشوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی، اعلام داشته اند که سوسیالیسم نه تنها آسیب دیده، بلکه بطرزی غیر قابل بازسازی آسیب دیده است.

درهمین حال و به تدریج، این موضوع در سوی دیگر طیف نیروهای سیاسی نیز به نوشته ها راه می یابد. در نگاه اول، ممکن است عجیب به نظر بیاید که سوسیالیسم چنین ضربه ی بزرگی در دهه ی گذشته خورده باشد. اما با بررسی دقیق تر متوجه خواهیم شد که این سخن گزافی نیست.

سرمایه داری در قطار رو به پیشرفت خود نیروهای اپوزیسیون جدیدی را به میدان می آورد. مسلما، آن ها هنوزازسوسیالیسم آن درکی را ندارند که ما داریم، اما آن ها هم جامعه ای را می خواهند بدون مشقت، ستم، اضطراب، فشار، و بهره کشی لجام گسیخته که همگی از نشانه ها و مشخصه های سرمایه داری امروز اند. آن ها آینده ای امن و سرشار از همبستگی اجتماعی می خواهند. آن ها هم بر حق تعیین سرنوشت خود اصرار می ورزند و مشتاق گسترش آزادی، و تشنه ی زندگی ای سرشار از شادی، و در یک کلام، خواستار بهشت کوچکی برروی زمین اند.

روشن است که ازاین ساختار احساسی  نمی توان بلافاصله وجود پایگاه توده ای برای سوسیالیسم را نتیجه گرفت، اما این بدین معناست که ما می توانیم نگرش خود را به میان مخاطبان بیشتری از مردم ببریم. و این کار می تواند تاثیر مثبتی برروی مبارزه طبقاتی و دمکراتیک و طبعا چشم انداز بلند مدت سوسیالیسم بگذارد. این تصادفی نیست که رفرم های بزرگ ایجادشده درقرن بیستم زمانی بوقوع پیوسته که ایده های سوسیالیستی بخش بزرگی از جهان را در بر می گرفت.

   


نظرات()  
جمعه 21 دی 1386  01:01 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: سیاسی ،

http://files.myopera.com/chwoshan/files/azad.JPGکتاب حاضر نسخهٔ فارسی کتابی است که در سپتامبر سال 2000 (مرداد 1379) در آمریکا با همین عنوان از سوی بنگاه «انتشارات بین الملل» به چاپ رسید و مورد استقبال زیاد بخش بزرگی از جنبش چپ، به ویژه احزاب کمونیست و کارگری در کشورهای گوناگون قرار گرفت. این کتاب هم اکنون از سوی این احزاب به زبان های ژاپنی و چک ترجمه شده است و انتظار می رود که نسخه های ترجمهٔ شدهٔ آن به زبان های دیگر نیز در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. استقبال بیش از انتظار از این کتاب در سطح جهانی، نگارنده را بر آن داشت که اصل متن فارسی آن را نیز در اختیار مبارزان فارسی زبان راه رهایی طبقهٔ کارگر، به ویژه کارگران و زحمتکشان ایران، قرار دهد.

پژوهش های نگارنده در مورد روند تاریخی ساختمان سوسیالیسم در اتحاد شوروی، به دههٔ هفتاد مسیحی، یعنی زمانی که در رشتهٔ دکترای اقتصاد و جامعه شناسی به تحصیل  اشتغال داشتم، بر می گردد. به عنوان یک پژوهشگر مارکسیست در رشتهٔ تحولات اجتماعی و اقتصاد تطبیقی، در آن سال ها من از نزدیک با روند رشد اقتصادی و اجتماعی سوسیالیسم در اتحاد شوروی آشنا شدم و هم این آشنایی بود که مرا نسبت به دستاوردهای سترگ سوسیالیسم در کشور اتحاد شوروی آگاه ساخت و از عرصهٔ پژوهش در مورد نظام سوسیالیستی اتحاد شوروی، به میدان مبارزهٔ پیگیر در راه سوسیالیسم و کمونیسم کشاند.

پژوهش های آکادمیک اولیه در مورد مسایل مربوط به ساختمان سوسیالیسم به من این امکان را داد که در عین تحسین عمیق دستاوردهای تاریخی سوسیالیسم در اتحاد شوروی، از دشواری های تئوریک و پراتیک موجود بر سر راه ساختمان سوسیالیسم نیز آگاه شوم. سال های پژوهش در این عرصه به من آموخت که امر ساختمان سوسیالیسم، نه کاری است آسان و نه مبارزه ای است کوتاه مدت. به علاوه، این پژوهش ها نشان داد که آنچه در شوروی طی دهه ها برپا شده است نه یک جامعهٔ ایده ال و کامل، آن طور که بسیاری از ما در آن زمان تصور می کردیم، بلکه جامعه ای انتقالی است که در جهت از میان برداشتن موانع از سر راه دستیابی به کمال می رزمد. در واقع، این جامعه ای بود ناتمام _ اما جامعه ای که، علی رغم بسیاری کمبودها و مشکلات، همچنان بزرگترین محصول و بالاترین دستاورد کل تاریخ تکامل بشر در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی بود.

این پژوهش ها مرا بدین نتیجه رساند که باید به کمبودهای نظام های سوسیالیستی موجود با همان دیدی نگریست که به مشکلات و کمبودهای بوئینگ 747، یا پروازهای آپولو به ماه، یا سفینه های فضایی امروزین نگریسته می شود: کمبودهایی که تنها به محدودیت های کنونی دانش و فن انسان اشاره دارند؛ کمبودهایی که جامعهٔ بشری اگر بخواهد آنها را پشت سر نهد، باید محدودیت های دانش و آگاهی خود را از میان بردارد. به این نتیجه رسیدم که باید قاطعانه از نظام های سوسیالیستی موجود دفاع کرد، نه به این دلیل که آنها نظام هایی کامل و بی نقص هستند، بل بدین دلیل که آنها در بالاترین قلهٔ دستاوردهای جامعهٔ بشری قرار دارند؛ بدین دلیل که آنها را تنها نقطهٔ امید بشریت برای دستیابی به آینده ای صلح آمیز و عاری از فقر و عقب ماندگی برای انسان ها شناختم _ و هنوز می شناسم.

در حقیقت، این درک منطقی از ماهیت و ضرورت تاریخی سوسیالیسم بود که مرا از پیامدهای منفی ضربهٔ عاطفی ناشی از فروپاشی دولت های سوسیالیستی در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای اروپای شرقی مصون داشت. از دست رفتن این نظام ها، در من نه پریشانی و یأس بلکه این سؤال منطقی را ایجاد کرد که چرا و چگونه یک چنین عقبگرد تاریخی ممکن شده است؟

به همین دلیل بود که من از ایدهٔ پیشنهادی از سوی همرزمان مبنی بر تهیهٔ یک سند تحلیلی در مورد علل احتمالی فروپاشی حاکمیت سوسیالیستی در اتحاد شوروی از صمیم قلب استقبال کردم. اما این بار وظیفه چیز دیگری بود. درحالی که در دههٔ هفتاد، این پژوهش ها بر روی دستاوردهای تاریخی نظام های سوسیالیستی موجود _ که اغلب کوچک یا نادیده گرفته می شدند _ متمرکز بود، این بار وظیفهٔ اصلی یافتن حتی کوچک ترین علایمی بود که در طول دهه ها از وجود مشکلات حکایت می کردند اما نادیده گرفته شده بودند. این بار می بایست از میان همان کوه عظیم اطلاعاتی که روزی برتری نظام سوسیالیستی بر سرمایه داری را اثبات کرده بودند، علایم و دلایل این عقبگرد تاریخی را بیابم.

اما، برای دستیابی به این هدف، لازم بود که چند اصل مهم متدولوژیک را همواره مد نظر داشته باشم:

نخست، با آگاهی از اثرات عاطفی عظیمی که تخریب دولت های سوسیالیستی بر روح انسان های مترقی و به ویژه کمونیست ها باقی گذاشته بود، لازم بود که از افتادن در چالهٔ منفی بافی و نفی گذشته، که از همان ابتدا گریبان بسیاری را گرفته بود، بپرهیزم. به عبارت دیگر، اولین شرط این بود که اجازه ندهم عواطف صدمه دیده، سدّ راه یک تحلیل علمی و تاریخی شوند.

دوم، می بایست ابعاد عظیم تاریخی روند ساختمان سوسیالیسم و همچنین عقبگرد تاریخی اخیر را همواره در نظر داشته باشم و از هرگونه نتیجه گیری همه گیر و کلی _ چه منفی و چه مثبت _ که بر تجربهٔ تنها یک حزب، یک گروه، و حتی یک نسل استوار باشد بپرهیزم. روند ساختمان سوسیالیسم که با انقلاب اکتبر آغاز شد، روندی بود جهانی که بیش از یکصد حزب کمونیستی و کارگری در آن شرکت داشتند. در نتیجه، ارزیابی از دستاوردها و شکست های آن نیز نمی تواند بدون آگاهی از تجربیات همهٔ این احزاب، به ویژه حزب کمونیست اتحاد شوروی،  و جمعبندی این تجربیات، همه جانبه و کامل باشد. چنین کاری عظیم مسلماً نیازمند دسترسی به منابع بسیار متعدد و گسترده است و نمی تواند در مدتی کوتاه _ حداقل نه در طول زندگی یک نسل _ انجام گیرد. بنابراین می بایست از دست زدن به نتیجه گیری های عجولانه   و تعمیم های غیرتاریخی که فقط بر تجربیات عینی یک نسل استوار اند، پرهیز می کردم.

سوم، و شاید مهم ترین اصل متدولوژیک، این بود که در تمامی مراحل این بررسی دشوار، منافع طبقهٔ کارگر می بایست همواره مد نظر باشد. خطر جدی یک بررسی از این نوع، در این واقعیت نهفته است که پژوهشگر می تواند نادانسته دیدگاه و منافع طبقاتی خود را با دیدگاه و منافع کل طبقهٔ کارگر اشتباه بگیرد و در نتیجه، به جای ارائهٔ یک تحلیل عینی مبتنی بر منافع طبقهٔ کارگر، کار را به حمله به سوسیالیسم و کمونیسم از نظرگاه غیرکارگری یا بورژوایی بکشاند.

این کتاب با توجه به اصول متدولوژیک بالا نوشته شده است. در نتیجه باید تأکید کنم که آنچه در اینجا ارائه می شود، یک تحلیل همه جانبه یا یک جمعبندی نهایی از دستاوردها و کمبودهای سوسیالیسم در اتحاد شوروی نیست، بلکه صرفاً کوششی است محدود، یک سکّوی پرش، برای آغاز یک بحث طولانی و گسترده در مورد علل و عواملی که به برچیده شدن نظام سوسیالیستی در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای اروپای شرقی یاری رساندند _ بحثی که نیاز به آن مدت ها است در جنبش کمونیستی احساس می شود.

بالاخره، باید نکاتی چند را در رابطه با محتوای کتاب حاضر ذکر کنم. نخست، همان طور که در بالا نیز گفته شد، بخش اعظم اطلاعات تاریخی ارائه شده در این سند مبتنی بر پژوهش های انجام شده در دهه های هفتاد و هشتاد مسیحی هستند. این اطلاعات عمدتاً از منابع غربی گرفته شده اند و طبیعتاً دستاوردهای نظام سوسیالیستی شوروی را کوچک تر، و کمبودهای آن را بزرگ تر از آنچه که بوده اند تصویر می کنند. با اینکه این امکان وجود داشت که این ارقام را با ارقام دقیق تری از سوی کشورهای سوسیالیستی، به ویژه دولت شوروی، تعویض کنم، اما آگاهانه از این کار خودداری کردم. دلیل این بود که بهتر دانستم خواننده، دستاوردهای سوسیالیسم را از زبان منابع غربی، و نه خود کمونیست ها، بشناسد. به اعتقاد من، اعترافات پژوهشگران غربی در مورد دستاوردهای عظیم سوسیالیسم، هرچند هم کوچک تر نشان داده شده باشند، می توانند برای خواننده بسیار گویاتر و قانع کننده تر باشند.

دوم، اغلب نتایج ارائه شده در این کتاب، حاصل بحث ها و تبادل نظرهای من با بسیاری از همکاران و همرزمان هستند، و به همین دلیل خود را عمیقاً وامدار آنها می دانم. در عین حال خود را موظف به تأکید می دانم که مسؤولیت تمامی بحث ها و نتیجه گیری های ارائه شده در این کتاب را شخصاً بر عهده دارم.

بالاخره، خود را عمیقاً سپاسگزار آن دسته از رفقایی می دانم که با تشویق ها و حمایت های خود مرا به تنظیم مجدد این سند در قالب کتاب حاضر واداشتند. در این میان، به ویژه خود را مدیون رفیق «تیم ویلِر»، سردبیر «دنیای هفتگی مردم»، ارگان حزب کمونیست آمریکا، می دانم که با حمایت ها و یاری های بی دریغ خود، انجام این وظیفهٔ دشوار را برای من ممکن ساخت.

 

این کتاب را به رفیق فقید «نورالدین کیانوری»، رهبر برجسته ای که همهٔ زندگی خود را فدای مبارزهٔ انقلابی در راه طبقهٔ کارگر و سوسیالیسم کرد، به رفیق «گاس هال»، صدر فقید حزب کمونیست ایالات متحدهٔ آمریکا، به خاطر نقش انقلابی هدایت کننده اش در جنبش جهانی کمونیستی، و به رفیق فقید «مایک دیویدو»، به خاطر انترناسیونالیسم خدشه ناپذیرش، تقدیم می کنم.

 بهمن آزاد

اکتبر 2002 (مهر ماه 1381)

   


نظرات()  
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

چاوشان نوزایی کبیر

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو