دوشنبه 5 اسفند 1387  06:40 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: تاریخی ،سیاسی ،

HTML clipboard

اکتبر و لنین دو مفهوم از یکدیگر جدایی ناپذیرند. وقتی میگوییم انقلاب اکتبر، سیمای تابان لنین را بر درفش آن نقش میبینیم و وقتی نام لنین را بر زبان میرانیم، بازتاب اندیشه وعمل او را بصورت تمام دستاوردهای شگرف 60 ساله ی انقلاب اکتبر، خواه در زادگاهش و خواه در سراسر جهان، مشاهده میکنیم.

جنبش های بزرگ، شخصیت های بزرگ در دامان خود میپرورانند. روند جنبش انقلابی طبقه ی کارگر روسیه که از نظر نیرو و فراگیری انبوه توده های خلق، در تاریخ جهانی همتا نداشت، شخصیت سترگی را پرورانید و به پیشوایی خود بر کشید که برای پاسخگویی به توقعات گوناگون جنبش انقلابی دوران نوین تکامل جامعه بشری و مسائل خطیری که این دوران مطرح میساخت، ازهر جهت آمادگی داشت. عظمت شخصیت لنین تنها با معیارهای این بزرگترین رویداد قرن بیستم قابل سنجش است و اهمیت جهانی پیروزی اکتبر را نیز فقط با سیر در اندیشه و عمل لنین،میتوان دریافت.

لنین آموزگار بزرگ طبقه ی کارگر روسیه و سراسر جهان بهترین سجایای این طبقه را در خود جمع  داشت. نبوغ عقل جسور، انرژی پایان ناپذیر، اراده ی آهنین، وفاداری به آرمان های انقلابی طبقه ی کارگر، بیزاری از بردگی و ستم، آشتی ناپذیری طبقاتی در برخورد با اصحاب استثمار، شهامت و از خودگذشتی انقلابی، پیگیری در میهن پرستی و انترناسیونالیسم – همه یکجا در وجود لنین جمع بود. لنین دانشمند بزرگ در عرصه ی انقلاب و انقلابی سترگ در عرصه ی دانش بود.

   


نظرات()  
دوشنبه 7 بهمن 1387  06:42 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: شعر و ادبیات ،تاریخی ،

در تاریخ 15 نوامبر سال 1951 مجلس تركیه قانون جدیدی تصویب كرد، كه طبق آن كمونیست‌ها، طرفداران صلح، میهن‌پرستان، افرادی را كه علیه امپریالیسم آمریكا مبارزه كنند، كارگرانی را كه نخواهند بارهای اسلحه ی امریكائی را خالی كنند، دهقانانی را، كه بر اثر «نقشه ی مارشال» بی‌زمین می‌شوند، اگر بر ضد آن حرفی بزنند، به دار خواهند آویخت. لیكن حلقه ی صابون زده‌ی طنابی كه بالای سر ملت ترك تكان می‌خورد، نمی‌تواند ملت را وادار كند كه از مبارزه‌ی ملی استقلال‌طلبانه صرفنظر نمایند.

حزب كمونیست تركیه، فوراً، پس از انتشار این قانون، ملت را دعوت كرد، كه در جبهه‌ی واحدی علیه امپریالیسم آمریكا متحد گردند و این ندا در سراسر كشور، از اسلامبول تا دهات كوهستانی، پیچید.

سازمانهای طرفداران صلح و جوانان میهن‌پرست، مانند سابق، بیانیه‌های محرمانه انتشار می‌دهند. كارگران باز هم اعتصاب می‌كنند، باز هم در بسیاری از نواحی كشور، دهقانان اراضی ملاكان را تقسیم می‌كنند و با ژاندارمها می‌جنگند.

ترور فاشیستی هرگز نتوانسته است ملت تركیه را مرعوب كند. حالا هم نمی‌تواند بترساند! بهترین گواه صدق این مطلب، همین كتاب س.اوستونگل است.

هیچ حزبی، مانند حزب كمونیست وجود ندارد، كه تاریخ آن تا این حد با تاریخ مبارزه‌ی ملی بستگی داشته باشد. به همین جهت كتاب اوستونگل، كه هم  حاكی از مراحل اساسی تاریخ حزب كمونیست تركیه می‌باشد، در عین حال راوی مبارزه‌ی تمام ملت تركیه در سی سال اخیر است. پیشقراول این مبارزه هم، طبقه‌ی كارگر است.

این اثر استونگل، گذشته از ارزش علمی بیطرفانه، برای ادبیات بدیع ما هم، فوق‌العاده اهمیت دارد. در این كتاب ملت تركیه، كمونیست‌ها، كارگران، دهقانان فقیر آن، جان دارند و مبارزه می‌كنند، فكر می‌كنند و كینه می‌ورزند، رنج می‌برند و دوست دارند، درست مثل زندگی واقعی. در این كتاب حتی یك نفر هم مولود فكر و اختراع نیست. آنها همه حقیقتاً زندگی كرده‌اند یا هنوز به زندگی خود ادامه می‌دهند.

ملت تركیه این خبر را با سپاسگزاری تلقی خواهند كرد، كه كتابی را، كه در تركیه فقط جزو نشریات محرمانه می‌توان بدست آورد، اكنون در مسكو ترجمه شده، دهها هزار نسخه از آن طبع گردیده است.     

ناظم ـ حكمت

   


نظرات()  
پنجشنبه 2 آبان 1387  04:45 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 2 آبان 1387 10:55 ب.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

در ایامی كه روزنامه نگار مترقی و آگاه دل آمریكایی - جان رید- اثر خود را درباره ی انقلاب اكتبر می نوشت، بنا به حكم بر ظواهر امور و بی خبری از كل مسائل، در باره ی لئون تروتسكی توصیف ستایشگرانه ای در كتاب آورده است. بعد ها نقش واقعی تروتسكی، كه از همان آغاز برائین عیان بود، بر همه جهان آشكار گردید. از آن جا كه ممكن است از توصیف پپاك دلانه ی جان رید نئوتروتسكیست های ما استفاده كنند سودمند دانستیم درباره ی نظر لنین درباره ی تروتسكی و تروتسكیسم برخی واقیات تاریخی را یادآور شویم. زیرا اگر كسی واقعاً به ماركسیسم – لنینیسم دل بسته است و به قضاوت نظرهای سیاسی لنین باور دارد، در دام تروتسكیسم نمی افتد. لنین در زندگی خود بار ها با تروتسكی مبارزه و به كرات او را افشا كرده است و حتی در دورانی كه تروتسكی به بلشویك ها پیوست و عضو حزب كمونیست بود، لنین در گفتگویی با گوركی در حق وی چنین گفت: "تروتسكی با ماست، ولی از ما نیست." (لنین و گوركی – اسناد مربوط به یك دوستی، برلین و وایمار، 1970، صفحه 75)

از همان كنگره دوم حزب سوسیال دموكرات كارگری روسیه، تروتسكی در مسائل حزبی و سیاسی متعددی در مقابل لنین می ایستاد. در دوران ارتجاع ستالی پین، حزب در شرایط دشواری بود و دو فراكسیون یعنی "تصفیه طلبان" كه مخالف وجود سازمان مخفی بودند و "فراخوانندگان" (یا "اتزویست ها") كه مخالف فعالیت علنی حزب بودند، آن را تقسیم كرده و دچار اختلافات شدید درونی ساخته بودند. در این جریان تروتسكی با اصطلاح خود در وضع "سانتریستی" ایستاده ولی عملا با تصفیه طلبان و دیگر مخالفان مشی لنینی همراهی می كرد و به جای پیوستن به سیاست لنینی افشاء اصولی این فراكسیون ها، سازش غیر اصولی را توصیه و تبلیغ می كرد.

در همین سال هاست (1911) كه لنین تروتسكی را "یهودا تروتسكی"(1) نامید. در سال 1914 لنین در باره ی روش ریاكارانه و نفاق افكنانه تروتسكی چنین نوشت:

"تروتسكی كه خوش خدمتی نشان می دهد، از همه خطرناك تر است. تروتسكی هرگز و در هیچ یك از مسائل جدی و ماركسیستی یك عقیده پابرجا نداشته و همیشه در داخل شكاف اختلاف "خزیده است" و گاه به این طرف و گاه به آن طرف نوسان كرده است و در لحظه كنونی نیز با بوندیست ها (ناسیونالیست های یهود) و گروه "تصفیه طلبان" همراهی می كند. (كلیات لنین به روسی، جلد 20، صفحه 453)

در آستانه انقلاب اكتبر تروتسكی كه بر رأس گروه "بین منطقه ای ها" (مژرایونتس) قرار داشت، به بلشویك ها پیوست، ولی او كه هرگز لنینیسم را درك نكرده بود با تعبیر غلط و غیر ماركسیستی از مفهوم "انقلاب مدام"، انقلاب اكتبر را تنها به عنوان "تكان دهنده" انقلاب پرولتری در اروپای باختری توصیف می كرد. "انقلاب مدام" در ماركسیسم در شرایط تاریخی مورد بحث عبارت بود از انقلاب بورژوا دمكراتیك به سوی انقلاب سوسیالیستی و اجراء انقلاب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی برای تحول بنیادی جامعه و نه به معنای تازاندن مصنوعی انقلاب در قاره اروپا. تروتسكی در این دوران نقش دهقانان را نیز انكار می كرد و بر آن بود كه در روسیه انقلاب طبقه كارگر مسلماً منجر به پیدایش تصادم و تضاد بین كارگر و دهقان می شود. این نظریات تروتسكی را لنین به عنوان نظریات "چپ روانه و نامعقول" (جلد 20، ص 321) توصیف كرد و در انتقاد از آن نوشت:

نظریات تروتسكی نظریاتی التقاطی است "كه دعوت به مبارزه قاطع انقلابی از جانب پرولتاریا برای تصرف قدرت حاكمه از بلشویك ها اخذ می كند، ولی انكار و نفی نقش دهقانان را از منشویك ها می گیرد." (جلد 21، صفحات 381- 382)

پس از پایان جنگ داخلی (1920- 1921) تروتسكی بحث را بر اتحادیه های كارگری تحمیل كرد. وی در مورد اتحادیه ها ضرورت اجرا ء اسلوب فرماندهی، "تكان دادن" كادر ها از طریق شیوه های اداری و سیاست "سفت كردن پیچ ها" را مطرح ساخت. در این ایام لنین خطای تئوریك و زیان و خطر سیاسی نظریات تروتسكی را مطرح ساخت و نوشت كه مختصات این نظریات تروتسكی عبارت است از:

"1) فراموش كردن ماركسیسم، آن جا كه رابطه سیاست و اقتصاد در یك تعریف از لحاظ تئوریك غلط و التقاطی بیان می شود؛

2) دفاع یا مستور داشتن خطای سیاسی كه در سیاست "تكان دادن" بیان شده كه اگر به این اشتباه به موقع اعتراف نشود و به موقع اصلاح نگردد، به سقوط دیكتاتوری پرولتاریا منجر خواهد شد؛

3) گامی به عقب در هر عرصه مسائل تولیدی و اقتصادی از طریق طرح تزهای عمومی و مجرد و انتزاعی و "میان تهی" و از جهت نظری خطا همراه با فرمول بندی های روشن فكرانه و فراموش كردن عملی ترین و پراتیكك ترین نكات."

لنین در "نامه به كنگره" كه آن را در 23 و 24 دسامبر سال 1922 تنظیم كرده است، در باره تروتسكی ارزیابی زیرین را می دهد:

"رفیق تروتسكی، همان طور كه چگونگی مبارزه ی او علیه كمیته مركزی در مورد مسئله كمیسیاریای ملی نشان داد، خصوصیتش تنها استعداد های برجسته اش نیست. او شخصاض شاید با استعدادترین فرد كمیته مركزی فعلی باشد، ولی در عین حال خود پسندی او نیز از حد و اندازه فزون است و به جنبه صرفا اداری كارها شیفتگی فوق العاده دارد." (لنین. ج2، صفحه 9109.

پس از درگذشت لنین، تروتسكی به فعالیت خود ، كه از جهت سیاسی خطا و از جهت سازمانی تخریبی و فراكسیونی بود، افزود و همان طور كه لنین بیم داشت، خطر انشعاب در حزب را به وجود آورد. روش تروتسكی او را به شدت در حزب و رهبری منفرد كردو منجر بدان شد كه در كنگره پانزدهم حزب بلشویك (1927) تبلیغ تروتسكیسم را مخالف عضویت در حزب دانست. در سال 1929 تروتسكی به خارجه تبعید شد. تروتسكی در خارجه از فعالیت تفرقه آمیز علیه جنبش كمونیستی باز نایستاد و اینك سران جریان تروتسكیسم جهانی كه با سازمان های امپریالیستی پیوند یافته اند به این سیاست تفرقه جویانه كه در جنبش كارگری و كمونیستی جهانی تحت شعار های به ظاهر چپ ادامه می دهند. یكی از وظایف مهمی كه تروتسكیسم در برابر خود نهاده ایجاد عدم اعتماد به كشور های سوسیالیستی، به ویژه اتحاد شوروی، شكاف در جبهه ضد سرمایهبه سود سرمایه است.

برای آن كه مضرات و خطرات نقش تفرقه افكنانه سفسطه های "چپ" از نوع تروتسكیسم و مائوئیسم روشن شود، سودمند می دانیم به برخی سخنان لنین راجع به اهمیت نقش وحدت جهانی مجاهدان انقلابی اشاره كنیم. زیرا به ویژه در این زمینه است كه تروتسكیسم ضربت خود را وارد می سازد.

لنین بارها خاطر نشان می كرده است كه مبارزه پرولتاریای یك كشور تنها به مبارزه علیه بورژوازی داخلی آن محدود نمی ماند و به ناچار با مبارزه پرولتاریای كشورهای دیگر علیه سرمایه داری جهانی پیوند می یابد. لنین نوشت:

"بدین سان انقلاب سوسیالیستی تنها و بهطور عمده مبارزهی پرولتاریای انقلابی یك كشور جداگانه علیه بورژوازی خودی نخواهد بود. نه، بلكه این مبارزه همه مستعمرات و سرزمین هایی خواهد بود كه از امپریالیسم ستم می بینند، این مبارزه همه كشورها علیه امپریالیسم جهانی خواهد بود." (ج 30، ص144).

به همین جهت لنین پیوسته مسئله ضرورت تأمین وحدت و هم پیوستگی مبارزان در راه سوسیالیسم را در مقیاس یك كشور و در مقیاس جهانی مورد تأیید و تأكید قرار می داد و می گفت:

در مقابل جبهه غول آسای قدرت های امپریالیستی، ما كه با امپریالیسم مبارزه می كنیم جمعی هستیم كه به یك به هم پیوستگی اكید نظامی نیازمندیم و ما هر گونه كوششی برای بر هم زدن این به هم پیوستگی را پدیده ای می شمریم كه به هیچ وجه نمی باید تحمل شود، آن را خیانت به منافع مبارزه علیه امپریالیسم جهانی می دانیم." (كلیات، جلد 30، صفحه 316).

لنین می گفت كه امپریالیست ها به ویژه توجه دارند كه سیاست های حادثه جویانه به اصطلاح چپ را تشویق كنند، زیرا این سیاست ها بر حسب ظاهر به جریاناتی شباهت دارد كه "از جهت عباراتی كه به كار می برد بسیار انقلابی و از جهت نظریات واقعی خود ابداً انقلابی نیست." (ج 6، صفحه 281).

لنین می آموخت كه:

"مبارزه علیه امپریالیسم به یك جمله پردازی توخالی و دروغین مبدل می شود اگراین مبارزه با مبارزه علیه اپورتونیسم با قوت تمام گره نخورد." (جلد 22، صفحه 281).

این تعالیم لنین دو نكته مهم را كه فعلیت و حدت  كامل خود را حفظ كرده است برجسته می كند:

اول – اتحاد همه پرولتاریای انقلابی در مقیاس جهانی و هم پیوستگی اكید آن ها با یك دیگر شرط ضرور مبارزه كامیابانه این پرولتاریا با امپریالیسم است كه در مقیاس جهانی متحد شده است. هرگونه تفرقه ای در این اتحاد خیانت است. تروتسكیسم مدت هاست كه به این خیانت مشغول است و نقش عمده و اصلی او تفرقه اندازی در صفوف انقلابیون است؛

دوم – امپریالیسم به ویژه از تئوری های ما وراء چپ و از عبارت پردازی های تو خالی و تجریدی انقلابی مآبانه برای ایجاد تفرقه در جنبش انقلابی و جلب عناصر نا استوار و سطحی و بی تجربه در این جنبش به سود خود استفاده می كند. مبارزه با انواع اپورتونیسم از "چپ" و راست شرط ضرور تحكیم ایده ای صفوف مبارزان انقلابی، شرط مقدماتی اثر بخش كردن مبارزه علیه امپریالیسم جهانی است. در جریان خواندن این كتاب نیز ابداً نباید فراموش كرد كه تروتسكیسم یكی از اشكال اپورتونیسم "چپ" است كه سازمان های جاسوسی امپریالیستی آن را برای ایجاد شكاف در نهضت انقلابی ضد امپریالیستی تغذیه و تقویت می كنند. طرد آن از شرایط ضرور مبارزه یپیگیر علیه امپریالیسم است.

احسان طبری

   


نظرات()  
جمعه 13 مهر 1386  04:10 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

با اعدام خود سرانه رفیق محمد پورهرمزان عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران- در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 1367، مردم ایران گوهر تابناک دیگری را از دست دادند. انسانی پر شور و انقلابی که در سراسر سال های زندگی پر افتخارش دمی آرام نداشت و پیوسته در راه اعتلای دانش انقلابی و علمی و فرهنگی نسل جوان، چه از طریق ترجمه آثار ارزشمند پیشکسوتان جهان بینی علمی و چه از راه نوشتن مقالات پر مغز برای "دنیا" و "مردم" تلاش میکرد، بدون هیچ گونه دستاویز معقول و اخلاقی، به دستور گردانندگان رژیم خودکامه جهل و خرافات به قتل رسید. رفیق پورهرمزان در سال 1300 در تهران زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و سپس وارد دانشکده افسری گردید. در سال 1322 دانشکده افسری را در رسته توپخانه به پایان رساند. او در آذر ماه 1322 وارد حزب توده ایران گردید و فعالیت سیاسی وسیعی را آغاز کرد.

در سال 1324 رکن دوم ستاد ارتش که به فعالیت سیاسی او پی برده بود، حکم انتقال و در واقع تبعیدش را به یکی از پادگان های جنوب کشور صادر کرد. در همان زمان، گروه دیگری از افسران توده ای نیز از سوی ستاد ارتش مورد پیگرد قرار گرفته و به پادگان جنوب کشور تبعید شده بودند. این افسران که خسرو روزبه، افسر نامدار انقلابی هم در میانشان بود از رفتن به تبعید گاه خودداری کردند و برای مبارزه اثر بخش تر علیه امپریالیسم و رژیم سر سپرده شاه، نخستین قیام مسلحانه دوران پس از جنگ را در ارتش ایران طرح ریختند.

رفیق پورهرمزان یکی از طراحان نقشه قیام و از شرکت کنندگان در آن بود، که در تاریخ جنبش انقلابی آزادی بخش ایران، به قیام افسران خراسان و تهران مشهور است.

شرکت کنندگان در قیام، در گنبد قابوس مورد حمله خائنانه نیروهای پلیس و ژاندارمری قرار گرفتند و بسیاری از آنان در نبرد مسلحانه از پای در آمدند. رفیق پورهرمزان از جمله معدود افسرانی بود که توانست با جنگ و گریز از مهلکه، جان سالم به در برد. او خود را به آذربایجان رساند و تمام توان خود را در اختیار جنبش دموکراتیک خلق آذربایجان گذاشت و در ایجاد و تقویت ارتش حکومت ملی آذربایجان فعالانه شرکت کرد. پس از سرکوب جنبش، رفیق پورهرمزان از سوی رژیم شاه غیاباً محکوم به اعدام شد. بدین جهت در سال 1326 او به دستور کمیته مرکزی حزب مخفیانه از کشور بیرون رفت و بدین سان دوران طولانی مهاجرت سیاسی اش آغاز گردید.

با دگرگون شدن شرایط زندگی، این افسر جوان 26 ساله تمام نیروی خود را در روی خود آموزی، هم آموختن زبان و هم آشنا شدن عمیق با جهان بینی علمی مارکسیسم – لنینیسم، متمرکز کرد. روح جستجوگر و موشکافی ویژه او در راستای آموختن دقیق، او را به یکی از زبردست ترین مترجمان تبدیل کرد. او که در عین حال دانشگاه مارکسیسم – لنینیسم مسکو را به پایان رسانده بود، ترجمه آثار کلاسیک مارکسیسم – لنینیسم به فارسی آغاز کرد و طی سال های طولانی، به تدریج بش از صد اثر لنین و چند اثر از مارکس و انگلس را به فارسی برگرداند.

رفیق پورهرمزان استعداد ترجمه خود را در زمینه های ادبی نیز آزمود و با ترجمه های پر ارزشی مانند رمان تاریخی چنگیز خان و رمان پطر کبیر، تسلط چشمگیرش به زبان های فارسی و روسی را به بهترین صورت نشان داد. مجموعه آثار دو جلدی لنین که در چهار قسمت منتشر گردیده و سپس تجدید نظر شده ی آن ها توسط مترجم، که به صورت کتاب های جدا گانه انتشار یافته است، هنوز هم کتاب بالینی جوانان و نوجوانان انقلابی ایرانی، و سایر فارسی زبانان تشنه آشنا شدن با آموزش لنین کبیر است. و همین بزرگ ترین "ذنب لایغفر" رفیق محمد پور هرمزان در چشم منادیان جهل و خرافات بود.

اما فعالیت های حزبی این انقلابی پر حرارت و پر کار تنها محدود به این ترجمه های پر ارزش نیست. رفیق پورهرمزان یکی از نخستین نویسندگان و گویندگان مطالب "رادیوی پیک ایران"، ارگان حزب توده ایران بود. سپس انتشار مجله تئوریک "مسائل بین المللی"، که برگزیده مقالات مجله "صلح و سوسیالیزم" است را طی چند سال به عهده گرفت و ضمناً با شرکت در هیئت تحریریه مجله "دنیا" و ماهنامه "مردم"، مقالات بیشماری برای آن ها تهیه کرد.

پس از انقلاب، رفیق پورهرمزان نیز مانند دیگر رفقای هم رزمش بلافاصله به ایران بازگشت تا تمام نیروی خود را در خدمت حزب و تثبیت دستاورد های مردمی انقلاب قرار دهد. او در ایران مسئولیت شعبه انتشارات حزب را را داشت و در فاصله زمانی کوتاهی، گنجینه ای از آثار مارکسیستی – لنینیستی و رمان های انقلابی، زیر نظر وی در دسترس خوانندگان ایرانی قرار گرفت.

این فعالیت گسترده و ثمربخش حزب از دید ارتجاع حاکم، که کم کم مواضع خود را با گسترش ترور و اختناق مستحکم می کرد، پنهان نماند. بازداشت رفیق محمد پورهرمزان و دیگر دستیارانش در شعبه انتشارات حزب، ماه ها پیش از هجوم سراسری به حزب انجام شد. رژیم قصد داشت با این عمل، پیوند میان حزب و خوانندگان روز افزون انتشاراتش را قطع کند.

البته نمی توان گفت که در این راستا موفقیتی نداشت، ولی به هر حال حزب هم توانست راه های تازه ای برای چاپ و پخش کتاب های مترقی بیابد.. بیش از شش سال رژیم کوشید این فرزند وفادار به انقلاب را از سنگر بیرون بکشد اما شکنجه های حیوانی همراه با وعده و وعید های فریبکارانه نتوانست بر این کمونیست معتقد و دانش آموخته کارگر افتد. سرانجام به دستور سردمدارانرژیم نام او را در لیست کسانی که بر سر موضع خود باقی مانده اند گنجاندند و در جریان "خانه تکانی"، یعنی فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی، او را نیز دزدانه کشتند و در گور های جمعی انداختند.

بدرود رفیق پورهرمزان! زحمتکشان ایران هیچ گاه خدمات تو را در اشاعه ادبیات مارکسیستی فراموش نخواهند کرد و در ایران فردا که از لوث وجود جنایتکاران واپسگرا پاک شده باشد، نامت را به نیکی و بزرگی شایسته یاد خواهند کرد.

تو رفیقی بودی آگاه، عمیقاً مهربان، از خود گذشته، صمیمی و شجاع! این صفات تو نمونه رفتار انسان های دوران ساز در تاریخ رزم توده ها برای دست یابی به آزادی و عدالت اجتماعی است.

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

پیش سخن

1.  در بارۀ کتاب و مؤلف آن

 

کتابی که در دست دارید ، مجموعۀ مقالاتی است که شادروان رفیق عبدالصمد کامبخش دربارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران در ادوار عمدۀ سه گانۀ آن  ،  یعنی دوران سوسیال دمکراسی انقلابی ، دوران حزب کمونیست ایران و دوران حزب تودۀ ایران برای مجلۀ دنیا ارگان تئوریک و سیاسی حزب نگاشته است . قرار بود رفیق فقید این مقالات را که فقط تا دوران فعالیت علنی حزب را در بر می گرفت ادامه دهد وآن را به سال های اخیر برساند . قصد مؤلف این بود که ابتدا فصولی را که اصلاً ننگاشته ، تهیه کند و سپس دانشنامۀ دکتری خود را که دوران فعالیت مخفی حزب ما و جنبش ملی کردن نفت را در بر می گرفت به فارسی در آورد وآ ن را مکمل نوشته های سابق سازد و بدین سان مقالات خود را دربارۀ تاریخ حزب حداقل تا سال 1355 شمسی برساند . شادروان کامبخش  علی رغم بیماری سخت و کار ها و گرفتاری های متعدد حزبی و اجتماعی ، با طاقت و پشتکاری که ویژۀ او بود ، دست به کار شد . ولی دریغ مرگ امان نداد و رشتۀ پر محتوی یک رزمنده و یک انسان در 68 سالگی گسست . بدین سان در این کتاب آن فصولی که کامبخش نگاشته و تا دوران دادرسی برخی رهبران حزب را در بر می گیرد چاپ می شود . سپس ترجمۀ دانشنامه های دکترای کامبخش که دنبالۀ مباحث بخش نخستین کتاب است ( از صفحۀ 136 به بعد ) و ترجمۀ آن توسط رفیق رفعت محمد زاده انجام گرفته است چاپ می شود. سودمند می دانیم که زندگی نامۀ کوتاهی از کامبخش برای مزید اطلاع خوانندگان به دست دهیم :

عبدالصمد کامبخش فرزند شاهزاده کامران میرزا عدل الممالک ( عدل قاجار ) در سال 1282 شمسی در شهر قزوین تولد یافت . درچهارده سالگی (سال  1915) برای تحصیل به روسیه اعزام شد و در آنجا در خانۀ یکی از دوستان پدرش می زیست و به تحصیل اشتغال داشت . آشنایی با زبان و ادبیات روسی از اوان کودکی کامبخش را به این زبان مسلط ساخته بود چنان که آن را همتای زبان مادریش می دانست و بدین زبان با چیرگی سخن می گفت و می نوشت . در سال 1298 کامبخش بار اول از روسیه به ایران بازگشت . در سال1303 -1302 (1924 -1923 ) کامبخش گام در جادۀ فعالیت سیاسی نهاد . عضو « جمعیت آزادیخواهان قزوین » و « انجمن پرورش » شد ( وخود از بنیان گذاران جمعیت اخیر بود ) . در سال 1307 ( 1928 ) از طرف دولت ایران برای تحصیل مهندسی هواپیما به شوروی اعزام شد . وی به هنگام امتحان ورودی در دانشگاه شاگرد اول شد . در سال 1311 ( 1932 ) پس از احراز مقام اول در امتحانات به میهن بازگشت . در ارتش با رتبۀ ستوان دومی ارتش وارد خدمت شد با آن که افسر جوانی بود به علت آن که در رشتۀ خود در ایران آن روز مانندی نداشت او را به فرماندهی « مدرسۀ مکانیک » ارتش ایران گماشتند . فرماندهی مانور های هوایی و بمباران ها و عملیات دیگر هوایی با او بود . در همین سال  1311 به اتهام سیاسی بازداشت شد . یکسال و نیم در زندانِ دژبان بود . سپس از زندان آزاد و از ارتش اخراج شد . در سال 1313 از طرف « انتر ناسیو نال سوم کمونیستی » ( کمینترن ) تجدید تأسیس حزب کمونیست ایران که در سال 1310- 1311 زیر ضربات پلیس متلاشی شده بود به او احاله شد . کامبخش به همراه رفیق شهید دکتر  تقی ارانی و رفیق شهید سرهنگ سیامک این سازمان را احیا کرد . در اردیبهشت  سازمان نوین حزب کمونیست که به همت فعالیت سازمانی کامبخش و کار مؤثر ایدئولوژیک دکتر تقی ارانی به کامیابی های نظر گیری رسیده بود ، به چنگ پلیس افتاد .

در سال 1317 محاکمۀ 53 نفر د ردادگاه جنایی تهران تحت ریاست حسینقلی وحید انجام گرفت . کامبخش در این دادگاه به ده سال حبس محکوم گردید . در سال 1318 از زندان تهران به زندان بوشهر تبعید شد و 15 ماه در شرایط بسیار دشوار در این زندان به سر برد . تنها تصادف او را از یک بیماری خطرناک که در این زندان بدان دچار شده بود نجات بخشید . در آبان 1320 در اثر اقدام رفقایی که از زندان قصر آزاد شده و حزب تودۀ ایران را بنیاد نهاده بودند از زندان بوشهر آزاد گردید . در اسفند 1322 کامبخش از طرف اهالی قزوین به وکالت دورۀ چهاردهم مجلس شورا انتخاب شد و در فراکسیون 8 نفری حزب تودۀ ایران در مجلس به کار پرداخت . در 10 مرداد 1323 کامبخش در نخستین کنگرۀ خزب تودۀ ایران به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب شد . در سال 1323 کامبخش که پیوسته با افسران آزادیخواه تماس و آشنایی داشت موفق شد به کمک سرهنگ شهید سیامک و سروان شهید خسرو روزبه ،  سازمان نظامی حزب تودۀ ایران را به وجود آورد . کامبخش تمام انرژی جوشان و لیاقت سازماندهی خود را در راه ایجاد این سازمان مصرف کرد و هستۀ نیرومند و در خورد اعتمادی پدید آورد که بعدها منشاء خدمات بزرگی به حزب و جنبش شد .

فعالیت کامبخش در حزب ، مجلس و جامعه کین بی پایان ارتجاع و محافل امپریالیستی را به سوی او جلب نمود . محافل ارتجاعی علاقۀ ویژه ای داشتند که او را به چنگ آورند و نابود کنند . پس از سرکوب جنبش دمکراتیک آذزبایجان و کردستان ،کامبخش مورد تعقیب دایمی محافل ارتجاعی به ویژه رزم آرا وزیر جنگ وقت قرار گرفت . به دستور حزب در دی ماه 1325 عازم مهاجرت شد . پنجم اردیبهشت 1327 دردومین کنگرۀ حزب تودۀ ایران کامبخش به سبب خدماتش بطور غیابی بار دیگر به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب گردید . در 26 تیر ماه 1336 در چهارمین پلنوم کمیتۀ مرکزی به عضویت هیئت اجرائیه و دبیری حزب انتخاب شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند . در سال 1338 تحصیلات خود را در « آکادمی علوم اجتماعی وابسته به کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی » واقع در مسکو در رشتۀ تاریخ نوین به پایان رساند و از رسالۀ نامزدی علوم در بارۀ تاریخ حزب تودۀ ایران دفاع کرد . سابقاً نیز در ایام توقف اخیر خود در شوروی کامبخش کورس معینی را در رشتۀ علم اقتصاد طی کرده بود . در پلنوم دهم ( فروردین 1341 ) کمیتۀ مرکزی کامبخش را به عنوان یکی از اعضای سه گانه « بوروی موقت » و پلنوم 12 ( خرداد 1347 ) به عنوان یکی از اعضای هیئت اجراییه و هیئت دبیران کمیتۀ مرکزی انتخاب کرد . در پلنوم های 13 و 14 کمیتۀ مرکزی در همین سمت ها باقی ماند . در آبان ماه 1350 ( 10 نوامبر 1971 ) پس از ده سال بیماری دشوار ( تنگ نفس و سکتۀ قلبی ) در 68 سالگی دوستان خود را ترک گفت . تأثیر عمیق مرگ او در میان دوستان و نزدیکان و همۀ اعضای حزب ، محبوبیت کامبخش را بیش از پیش آشکار ساخت . این محبوبیت ناشی از حجب ، محبت ، پُرکاری ، فداکاری ، ایمان سیاسی بود که در سرشت کامبخش جای داشت و حتی بدخواهانش قادر به انکار آنها نبودند . همانطور که در نامۀ یکی از احزاب برادر کشورهای سوسیالیستی تصریح شده کامبخش از رجال سرشناس جنبش کمونیستی و کارگری جهانی است . وی تمام عمر آگاهانۀ خود را صرف خدمت به کمونیسم کرد و خود را در خورد اعتماد طبقۀ کارگر نشان داد.

تجارب حیاتی ، اطلاعات سیاسی و تئوریک کامبخش او را برای نگارش بررسی هایی در بارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر ایران کاملاً صالح می ساخت . طبیعی است نگارش این تاریخ کار یک نفر نیست . کار پر ارزش کامبخش به نوبۀ خود یک کار تدارکی است و به عنوان مجموعۀ مقالات نشر می یابد . تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران باید با بررسی کوهی از مدارک و به شکل جمعی و در طول زمان فراهم آید . این وظیفه ای است مبرم و حیاتی . زیرا یکی از معایب مهم فعالیت انقلابی در ایران گسستگی دائمی کار و عدم ادامه کاری در آن است . ای چه بسا مکرر در مکرر از زمینۀ خالی کار آغاز شده و حال آن که دیگران بسیار چیزها را پیش از آن تجربه کرده بودند .

هم سوسیال دمکراسی انقلابی ، هم حزب کمونیست ایران و هم حزب تودۀ ایران و جنبش توده ای که به ابتکار و رهبری این حزب پدید آمده دارای گنجی از سنن و تجاربند . تجارب مثبت و منفی در این انبوه بسیار است که تا امروز نیز جمع بندی و بررسی نشده . حزب ما در این راه گام هایی برداشته که باید آنها را گام های نخستین دانست .مؤلف این کتاب از ورود در مسایل مشخص مربوط به افراد تا آنجا که میسر بوده احتراز ورزیده ، زیرا قضاوت در این مسایل به ویژه قضاوت در مسیر طولانی و بغرنج اختلافات درون حزبی را در صلاحیت بررسی های دقیق تر و هیئت های صالح حزبی می شمرد . و اتفاقاً بدون این بررسی درک برخی علل ناکامی های جنبش توده ای و حزب میسر نیست . اثر کنونی سرآغاز نیکی است که قاعدتاً آن را نسل حاضر و آتی دنبال خواهد کرد و عیار تلاش ها و مقام رزمندگان را چنانکه لازمۀ علمیت و عدالت انقلابی است برملا خواهد نمود.

کار کامبخش در زمینۀ تدارک تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران جدی ترین و علمی ترین کاری است که به شکل نسبی تا کنون انجام گرفته و گواه استوار این دعوی نیز آرشیو وسیعی است که کامبخش به مدد آن ، فصول کتاب حاضر را تهیه کرده و پانزده سال اخیر زندگی را تماماً وقف آن نموده و در این کار وسواس و وجدان مورخ و انقلابی را پیوسته در پیش نظر داشته است . جا دارد این کتاب با دقتی که سزندۀ آن است مورد مطالعه و استفادۀ نسل های نوین انقلابیون قرار گیرد .

 

2) در بارۀ شیوۀ بررسی تاریخ جنبش کارگری در ایران

بررسی تاریخ جنبش رهایی بخش ملی و در درون آن جنبش کارگری در کشور ما تنها زمانی صحّت ، جامعیت و علمیت می یابد که مبتنی بر بررسی مشخص ( کنکرت ) و مستند سیر این جنبش باشد و حوادث مربوط به این جنبش را ، در چارچوب حوادث همزمان جهان و ایران مطالعه کند . اگر کنکرت بودن ، مستند بودن مراعات نشود ، اگر سیر حوادث جنبش رهایی بخش یا جنبش کارگری ایران در پیوند منطقی آن با حوادث جهان و ایران مورد مطالعه قرار نگیرد ، ناچار تحلیل ها و نتیجه گیری ها یا ذهنی و یا مغلوط و مخدوش از آب در خواهد آمد .

از جنبش مشروطیت تا به امروز ، غالب مبارزات سیاسی اعم از آن که متعلق به کدام طبقه بوده : بورژوازی لیبرال ، دمکرات های انقلابی وابسته به خرده بورژوازی شهر و ده ، یا انقلابیون پرولتاری با ناکامی هایی روبه رو شده ، و در کنار بسیاری از مجاهدان که در راه خود قهرمانانه جان باختند ، به پدیده های ناپیگیری ، ارتداد ، تسلیم نیز برمی خوریم . راز این پدیده ها را به هیچوجه نباید در «مختصات  روحی » مردم جست . برعکس همه چیز گواه بر سطح بالای شجاعت و جسارت و آرمان دوستی انقلابی خلق های کشور ما و عشق سوزان آنها برای نیل به هدف است و راز آن را ، همچنین نباید در عدم لیاقت رهبران جداگانه جستجو نکرد . مسلم است که نقش رهبری و رهبران و مسئولیت آنان و تأثیر مختصات اخلاقی ، فکری و ارادی آنان در امور به هیچوجه کم نیست و نمی تواند نادیده گرفته شود . ولی این عامل را هم نمی توان عامل قاطع دانست .عوامل عمده طبق توضیح ماتریالیستی تاریخ یک سلسله عوامل عینی است مانند مختصات تاریخی تکامل جامعۀ ما در سده های اخیر ، نقش امپریالیسم و عمّال آن ، ترکیب طبقاتی جامعۀ ایران ، ضعف طبقۀ کارگر ، سطح نازل مدنی و فرهنگی جامعه ، فقدان سنن و روحیات سازمانی و انضباطی و موازین رهبری و شیوه های رزم و پیکار و غیره .

در جامعۀ معاصر ایران محمل های پیدایش تشکّل انقلابی ، انضباط ، ادامه کاری ، پیگیری ، پایداری ، تحلیل درست وضع ، یافتنِ  وسایل مؤثر پیکار ، یافتن شعارهای درست مبارزه و غیره و غیره ، دم به دم آماده تر می گردد .انقلاب ایران به این روند ، تکانی نیرومند داده است . در این شرایط ، بررسی تاریخ گذشته اهمیّتی شگرف کسب می کند . ما این تاریخ را مطالعه نمی کنیم که تنها قهرمانان را بستائیم و یاران نیمه راه را بنکوهیم . این امری احساسی و تا حدی ، علی رغم ضرورت آن ، فرعی است . ما این تاریخ را مطالعه می کنیم برای آن که عبرت اندوزی کنیم . باید دلایل موفقیت ها و شکست ها با دقت بررسی شود و روشن گردد تا معلوم شود از چه باید احتراز کرد . به چه چیز باید توجه داشت .

توجه به تاریخ جنبش رهائی بخش و انقلابی در این اواخر زیاد شده است . غیر از حزب ما ، سازمان ها و بنگاه های نشریاتی دیگر دست به انتشار اسناد و تحلیل هایی زده اند . نقش مقدم حزب ما در این زمینه روشن است . ولی نمی توان از این توجه عمومی شادمان نشد . تاریخ کشور ما تاریخ شاهان نیست ، تاریخ مبارزۀ طبقاتی است . طی قرن معاصر مارکسیست ها نقش شگرفی در این مبارزۀ طبقاتی داشتند که بدون روشن کردن آن ، روشن کردن تاریخ معاصر میسر نیست . این نقش ، بدون کمترن تردید ، در آینده به مراتب شگرف تر از گذشته خواهد شد . لذا هر تلاش در این زمینه در سمت درست و عملی مشکور است .

شایان تصریح است که تاریخ حزب تودۀ ایران با تاریخ جنبش توده ای در ایران به عنوان دو مقولۀ عام و خاص با هم تفاوت دارند .  حزب تودۀ ایران منشأ جنبش توده ای وسیعی بوده ، به برکت این حزب ، اتحادیه های کارگری و دهقانی ، سازمان های زنان و جوانان و انواع جبهه ها و جمعیت ها ی دیگر علنی پدید شده که ده ها و صدها هزار نفر را متشکل ساخته است .

" این جنبش توده ای " از جهت دامنه و فراگیری آن از " حزب تودۀ ایران " بسی وسیع تر است . کتاب حاضر بطور اساسی به تاریخ حزب پرداخته و یادکرد از جنبش توده ای در آن برحسب ضرورت انجام گرفته است . لازم است که تاریخ اتحادیه های کارگری ، دهقانی ، سازمان های جوانان ، زنان ، سازمان های مترقی فرهنگی و غیره که طی بیش از نیم سدۀ اخیر در ایران از طرف حزب طبقۀ کارگر ایجاد شده است نیز تنظیم گردد .  در این صورت ، دامنۀ کوشش و اثربخش این حزب به مراتب روشن تر می شود . در همین زمینه باید به تنظیم تاریخ مطبوعات کارگری نیز که داستانی طولانی و شگرف و پرافتخار دارد توجه جداگانه ای معطوف داشت .

در بررسی تاریخ حزب طبقۀ کارگر نه فقط باید به انحراف و اشتباهاتی که در جریان مبارزۀ خارجی حزب ( مبارزه با دشمنان طبقاتی ) روی داده توجه داشت ، بلکه باید به ناهنجاری ها و کژ روی هایی که در مبارزۀ داخلی حزب  ( مبارزه با حاملان نظریات خطا ) روی داده توجه نمود .  نه فقط در عرصۀ پیشین ( یعنی مبارزۀ اجتماعی ) بلکه در این عرصه نیز احزاب کارگری در کشور ما دچار مشکلاتی شده اند . روشن است که مبارزات داخلی حزبی ، امری است ضرور . این مبارزه ای است بین اندیشه ها و روش های درست ، اصولی ، انقلابی ، و حاملان آن با اندیشه ها و روش های نادرست ، غیر اصولی ، منحرف ، و حاملان آن .  ولی این مبارزه ای است که باید به قصد تحکیم بیشتر وحدت حزب و فقط و فقط در چارچوب موازین سازمانی و به کلی مبرّی از محاسبات مشخص و گروهی انجام می گیرد .  تا زمانی که مبارزات برون حزبی مبتنی بر اصولیت انقلابی همراه با نرمش واقع گرایانه نباشد ، تا زمانی که مبارزات درون حزبی مبتنی بر مراعات  اکید موازین سازمانی و حفظ وحدت نشود ، ایجاد یک ستاد محکم انقلابی ، تأمین اراده و عمل ، و لذا احراز پیروزی در نبرد دشوار با دشمنان ماهر و محیلی مانند امپریالیسم و ارتجاع شدنی نیست.

احسان طبری 1358

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

نخستین کنگره حزب ، که کنگرۀ مؤسسان محسوب می شود، درآخر خرداد ـ اوایل تیرماه 1299 - در شهر انزلی رسما تشکیل حزب کمونیست ایران را رسماً به جهانیان اعلام داشت. اما این اعلام رسمی تأسیس حزب حدود نیم قرن زمینۀ تاریخی مشحون از مبارزه در راه تشکل طبقۀ کارگر ، ترویج اندیشه های سوسیالیستی و پیوند سوسیالیسم علمی با جنبش کارگری را پشت سر داشته است . نقاط گرهیِ تاریخ هر یک از این گستره های بنیادی جنبش را به اجمال از نظر بگذرانیم.

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

محافل ضد کمونیستی چندین سال متوالی است که یک نفس فریاد می زنند :

« اتحاد شوروی طلاهای ایران را به مصدق پس نداد . نگاه داشت و به دولت کودتائی زاهدی داد!!»

در این ادعا سرِ سوزنی حقیقت وجود ندارد . افسانۀ " طلاهای " ایران یکی از ساخته های تبلیغاتی دوران جنگ سرد است که محافل ارتجاعی و امپریالیستی برای اخلال در مناسبات ایران و شوروی به کار انداختند . اینک ارث آن ها به گروهک های ضد کمونیستی رسیده و متأسفانه ذهن برخی از خوش باوران را نیز مشوّب کرده است . جریان پیدایش و تکامل این افسانه را در زیر توضیح می دهیم :

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  04:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

طبقة كارگر پیكارجوی ایران باید گذشتة خود را به درستی بشناسد و بداند كه گذشته ای دردناك و در عین حال افتخارآمیز دارد . هر لقمۀ نانی كه امروز از گلوی فرزند كارگر پایین می رود و هر كلمه ای كه او در دبستان می آموزد ، حاصل سال ها نبرد خونین و تلاشی پر درد و رنج است. در گذشته ای نه چندان دور در كشور ما به كار بردن كلمة كارگر قدغن بود . می گفتند این كلمه كمونیستی است ، می بایست به جای آن كلمة عمله و عملجات را به كار برد . به سال 1320 زمانی كه حزب تودة ایران تأسیس شد ، روزنامه های حزبی ، هنوز با چنین مشكلی روبرو بودند . هنوز بقایای سانسور رضاخانی به كلمة كارگر ایراد می گرفت .

   


نظرات()  

چاوشان نوزایی کبیر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات