شنبه 4 آبان 1387  04:17 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: فلسفه ،

http://chawoshan.persiangig.ir/image/osoul.jpgرساله آموزش مقدماتی فلسفه که اینک به معرفی آن مبادرت می شود حاصل یاداشت ‏هایی است که یکی از شاگردان ژرژپلیتسر در دوره تحصیلی ‏1935‏تا ‏1939‏بر داشته است.‏

 پولیتسر برای آنکه مطالب خود را به خوبی به شنوندگان بفهماند، از کلیه اصطلاحات ‏پیچیده، و لغات فنی فلسفی که تنها برای اشخاص سابقه دار قابل فهم است، ‏چشم می پوشید. تنها لغات سهل و آسان را که به گوش همه آشنا بود به کار می ‏برد. وقتی مجبور می شد که اصطلاحات خاصی را بیان کند هرگز از تشریح کامل آن ‏صرفنظر نمی کرد.‏

 او در خلال اشغال كشور به دست فاشیستها به كار مخفیانه تدریس پرداخت.‏ در فوریه سال‏ 1942‏‏ به همراه همسر خود توسط نیروهای نازی دستگیر و در همان سال تیرباران شد.‏

منبع: كتاب های رایگان فارسی

   


نظرات()  
جمعه 3 آبان 1387  09:36 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: شعر و ادبیات ،

ﺷﺐ ﺑﻮد، ﻛﻪ از ﻣﺤﻔﻞ دوﺳﺘﺎن، ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ آﺧﺮﻳﻦ داﺳﺘﺎن ﺑﻪ ﭼﺎپ رﺳﻴﺪه ﺧﻮد را ﺧﻮاﻧﺪه ﺑﻮدم، ﺑﻴﺮون آﻣﺪه وارد ﺧﻴﺎﺑﺎن ﺷﺪم. ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺮﻳف زﻳﺎدى ﻛﻪ از آن ﻛﺮده ﺑﻮدﻧﺪ، ﻫﻴﺠﺎن ﻣﻄﺒﻮﻋﻰ در ﻣﻦ اﻳﺠﺎدﺷﺪه ﺑﻮد. ﺑﺎ ﺗﺄﻧﻰ در ﺧﻴﺎﺑﺎن ﺧﻠـﻮت ﮔﺎم ﺑﺮﻣﻰداﺷﺘﻢ و ﺑﺮاى ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎر در ﻋﻤـﺮم ﺗﺎ اﻳﻦ ﺣﺪ از ﻧﺸﺎط زﻧﺪﮔﻰ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﺷﺪه ﺑﻮدم.

 ﻣﺎه ﻓﻮرﻳﻪ و ﺷﺐ ﺻﺎﻓﻰ ﺑﻮد. اﻧﺒﻮه ﺳﺘﺎرﮔﺎن ﺑﺮ آﺳﻤﺎن ﺑﻰ اﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ. زﻣﻴﻦﺟﺎﻣﻪ ﺑﺎﺷﻜﻮ ﻫﻰ از ﺑﺮف ﺗﺎزه ﺑﺮ ﺗﻦ ﻛﺮده ﺑﻮد و ﺳﺮﻣﺎى ﮔﺴﺘﺎﺧﺎﻧﻪاى از آﺳﻤﺎن ﺑﻪ زﻣﻴﻦ ﻣﻰدﻣﻴﺪ. ﺷﺎﺧﻪﻫﺎى درﺧﺘﺎن از دﻳﻮارﻫﺎ ﺳﺮﻛﺸﻴﺪه، ﺑﺎ ﺳﺎﻳﻪﻫﺎى ﺧﻮد ﻧﻘﺶ و ﻧﮕﺎر زﻳﺒﺎ و ﺑﺪﻳﻌﻰ در ﺳﺮ راه ﻣﻦ اﻳﺠﺎد ﻛﺮده ﺑﻮدﻧﺪ. ذراتﺷﻔﺎف ﺑﺮف، در ﻧﻮر ﻛﺒﻮد و ﻧﻮازشﻛﻨﻨﺪه ﻣﺎه درﺧﺸﻨﺪﮔﻰ ﻧﺸﺎط اﻧﮕﻴﺰى داﺷﺘﻨﺪ. ﺟﻨﺒﻨﺪه اى در ﻫﻴﭻﺟﺎدﻳﺪه ﻧﻤﻰﺷﺪ. ﺻﺪاى ﺧﺶ ﺧﺶ ﺑﺮف در زﻳﺮ ﭘﺎﻫﺎى ﻣﻦ، ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺪاﻳﻰ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺳﻜﻮت ﺑﺎ ﺷﻜﻮه اﻳﻦ ﺷﺐ روﺷﻦ و ﻓﺮاﻣﻮش ﻧﺸﺪﻧﻰ را ﺑﺮﻫﻢ ﻣﻰزد...

 ﻓﻜﺮ ﻣﻰﻛﺮدم: ﭼﻘﺪر ﺧﻮب اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن در دﻧﻴﺎ، در ﻣﻴﺎن ﻣﺮدم ارج و ﻣﻨﺰﻟﺘﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ! اﻳﻦ اﻧﺪﻳﺸﻪ آﻳﻨﺪه در ﺧﺸﺎن و روﺷﻨﻰ را ﺑﺮاﻳﻢ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻣﻰﻛﺮد...

   


نظرات()  
جمعه 3 آبان 1387  04:04 ب.ظ    ویرایش: شنبه 4 آبان 1387 04:15 ب.ظ
نوع مطلب: شعر و ادبیات ،

http://chawoshan.persiangig.ir/image/hamsaye.jpgاحمد محمود (اعطا)، چهارم دی‌ماه سال 1310 از پدر و مادری دزفولی در اهواز متولد شد. او در آغاز کار خود نیز به مطالعه در زندگى مردمان کارگر و روستایى جنوب پرداخت و بارها مشاغل مختلفى را در میان این مردم تجربه کرد. احمد محمود آثار مهم خود را با استعانت و توجه به روزگار همین مردم نوشت و نخستین داستان هاى کوتاه خود را بین سال هاى ۳۳ تا ۳۶ در مجلاتى مانند امید ایران منتشر کرد. وی پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکده‌ی افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکده‌ی افسری بود که پس از کودتای ننگین 18 مردادماه سال 1332 بازداشت و سپس، بخش‌بخش آزاد شدند؛ درحالی‌که تنها 13 نفر از آنان در زندان باقی ماندند.

احمد اعطا، یکی از این دانشجویان بود که نه توبه‌نامه‌ای امضا کرد و نه به هیچ‌گونه هم‌کاری با رژیم کودتا تن داد. به همین دلیل، مدت زیادی را در سیاه‌چاله‌های رژیم پهلوی به‌سر برد که گویا مشکل ریوی او که درنهایت به مرگش منجر شد، یادگار همان دوران بوده است.

وی سپس مدتی را هم در جزیره‌های خلیج فارس (ازجمله بندر لنگه)، در تبعید به‌سر برد. تا آن‌که پس از مدتی مشغول به‌کار بودن در واحدهای صنعتی تولیدی، نخستین اثرش را در سال 1336 (مجموعه داستان ”مول”) منتشر کرد و تا پایان زندگی خود به داستان‌نویسی پرداخت. البته او پیش از مول، انتشار آثارش را در مطبوعات آن دوره، با چاپ داستان کوتاه ”صب میشه” در سال 1333 آغاز کرده بود.

این داستان‌نویس، پس از گذراندن مدت طولانی ابتلا به مشکلات تنفسی و ریوی، آخر بار، از اول دی‌ماه جاری در یکی از بیمارستان‌ها تهران بستری شد و پس از هشت روز زندگی کردن در حالت اغما (از بامدادان روز پنجم)، زندگی ابدی خود را از صبح روز دوازدهم مهرماه سال 1381 آغاز کرد.

محمود در اواخر عمر به دلیل بیمارى تنفسى با مشکلاتى روبه رو بود و همین بیمارى قلب وى را از کار انداخت. احمد محمود نماینده نسل آرمان خواهى بود که شور و اشتیاق خود براى زندگى بهتر را فریاد زدند. او نویسنده مهم روزهاى بعد از کودتاى ۳۲ است و همین ویژگى رمان هاى وى را از نظر اجتماعى پراهمیت مى کند. احمد محمود در پاییز سال ۸۱ از میان ما رفت و پیکرش در گورستان امامزاده طاهر کرج و در کنار بزرگانى چون گلشیرى و شاملو به خاک سپرده شد.

   


نظرات()  
پنجشنبه 2 آبان 1387  04:45 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 2 آبان 1387 10:55 ب.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

در ایامی كه روزنامه نگار مترقی و آگاه دل آمریكایی - جان رید- اثر خود را درباره ی انقلاب اكتبر می نوشت، بنا به حكم بر ظواهر امور و بی خبری از كل مسائل، در باره ی لئون تروتسكی توصیف ستایشگرانه ای در كتاب آورده است. بعد ها نقش واقعی تروتسكی، كه از همان آغاز برائین عیان بود، بر همه جهان آشكار گردید. از آن جا كه ممكن است از توصیف پپاك دلانه ی جان رید نئوتروتسكیست های ما استفاده كنند سودمند دانستیم درباره ی نظر لنین درباره ی تروتسكی و تروتسكیسم برخی واقیات تاریخی را یادآور شویم. زیرا اگر كسی واقعاً به ماركسیسم – لنینیسم دل بسته است و به قضاوت نظرهای سیاسی لنین باور دارد، در دام تروتسكیسم نمی افتد. لنین در زندگی خود بار ها با تروتسكی مبارزه و به كرات او را افشا كرده است و حتی در دورانی كه تروتسكی به بلشویك ها پیوست و عضو حزب كمونیست بود، لنین در گفتگویی با گوركی در حق وی چنین گفت: "تروتسكی با ماست، ولی از ما نیست." (لنین و گوركی – اسناد مربوط به یك دوستی، برلین و وایمار، 1970، صفحه 75)

از همان كنگره دوم حزب سوسیال دموكرات كارگری روسیه، تروتسكی در مسائل حزبی و سیاسی متعددی در مقابل لنین می ایستاد. در دوران ارتجاع ستالی پین، حزب در شرایط دشواری بود و دو فراكسیون یعنی "تصفیه طلبان" كه مخالف وجود سازمان مخفی بودند و "فراخوانندگان" (یا "اتزویست ها") كه مخالف فعالیت علنی حزب بودند، آن را تقسیم كرده و دچار اختلافات شدید درونی ساخته بودند. در این جریان تروتسكی با اصطلاح خود در وضع "سانتریستی" ایستاده ولی عملا با تصفیه طلبان و دیگر مخالفان مشی لنینی همراهی می كرد و به جای پیوستن به سیاست لنینی افشاء اصولی این فراكسیون ها، سازش غیر اصولی را توصیه و تبلیغ می كرد.

در همین سال هاست (1911) كه لنین تروتسكی را "یهودا تروتسكی"(1) نامید. در سال 1914 لنین در باره ی روش ریاكارانه و نفاق افكنانه تروتسكی چنین نوشت:

"تروتسكی كه خوش خدمتی نشان می دهد، از همه خطرناك تر است. تروتسكی هرگز و در هیچ یك از مسائل جدی و ماركسیستی یك عقیده پابرجا نداشته و همیشه در داخل شكاف اختلاف "خزیده است" و گاه به این طرف و گاه به آن طرف نوسان كرده است و در لحظه كنونی نیز با بوندیست ها (ناسیونالیست های یهود) و گروه "تصفیه طلبان" همراهی می كند. (كلیات لنین به روسی، جلد 20، صفحه 453)

در آستانه انقلاب اكتبر تروتسكی كه بر رأس گروه "بین منطقه ای ها" (مژرایونتس) قرار داشت، به بلشویك ها پیوست، ولی او كه هرگز لنینیسم را درك نكرده بود با تعبیر غلط و غیر ماركسیستی از مفهوم "انقلاب مدام"، انقلاب اكتبر را تنها به عنوان "تكان دهنده" انقلاب پرولتری در اروپای باختری توصیف می كرد. "انقلاب مدام" در ماركسیسم در شرایط تاریخی مورد بحث عبارت بود از انقلاب بورژوا دمكراتیك به سوی انقلاب سوسیالیستی و اجراء انقلاب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی برای تحول بنیادی جامعه و نه به معنای تازاندن مصنوعی انقلاب در قاره اروپا. تروتسكی در این دوران نقش دهقانان را نیز انكار می كرد و بر آن بود كه در روسیه انقلاب طبقه كارگر مسلماً منجر به پیدایش تصادم و تضاد بین كارگر و دهقان می شود. این نظریات تروتسكی را لنین به عنوان نظریات "چپ روانه و نامعقول" (جلد 20، ص 321) توصیف كرد و در انتقاد از آن نوشت:

نظریات تروتسكی نظریاتی التقاطی است "كه دعوت به مبارزه قاطع انقلابی از جانب پرولتاریا برای تصرف قدرت حاكمه از بلشویك ها اخذ می كند، ولی انكار و نفی نقش دهقانان را از منشویك ها می گیرد." (جلد 21، صفحات 381- 382)

پس از پایان جنگ داخلی (1920- 1921) تروتسكی بحث را بر اتحادیه های كارگری تحمیل كرد. وی در مورد اتحادیه ها ضرورت اجرا ء اسلوب فرماندهی، "تكان دادن" كادر ها از طریق شیوه های اداری و سیاست "سفت كردن پیچ ها" را مطرح ساخت. در این ایام لنین خطای تئوریك و زیان و خطر سیاسی نظریات تروتسكی را مطرح ساخت و نوشت كه مختصات این نظریات تروتسكی عبارت است از:

"1) فراموش كردن ماركسیسم، آن جا كه رابطه سیاست و اقتصاد در یك تعریف از لحاظ تئوریك غلط و التقاطی بیان می شود؛

2) دفاع یا مستور داشتن خطای سیاسی كه در سیاست "تكان دادن" بیان شده كه اگر به این اشتباه به موقع اعتراف نشود و به موقع اصلاح نگردد، به سقوط دیكتاتوری پرولتاریا منجر خواهد شد؛

3) گامی به عقب در هر عرصه مسائل تولیدی و اقتصادی از طریق طرح تزهای عمومی و مجرد و انتزاعی و "میان تهی" و از جهت نظری خطا همراه با فرمول بندی های روشن فكرانه و فراموش كردن عملی ترین و پراتیكك ترین نكات."

لنین در "نامه به كنگره" كه آن را در 23 و 24 دسامبر سال 1922 تنظیم كرده است، در باره تروتسكی ارزیابی زیرین را می دهد:

"رفیق تروتسكی، همان طور كه چگونگی مبارزه ی او علیه كمیته مركزی در مورد مسئله كمیسیاریای ملی نشان داد، خصوصیتش تنها استعداد های برجسته اش نیست. او شخصاض شاید با استعدادترین فرد كمیته مركزی فعلی باشد، ولی در عین حال خود پسندی او نیز از حد و اندازه فزون است و به جنبه صرفا اداری كارها شیفتگی فوق العاده دارد." (لنین. ج2، صفحه 9109.

پس از درگذشت لنین، تروتسكی به فعالیت خود ، كه از جهت سیاسی خطا و از جهت سازمانی تخریبی و فراكسیونی بود، افزود و همان طور كه لنین بیم داشت، خطر انشعاب در حزب را به وجود آورد. روش تروتسكی او را به شدت در حزب و رهبری منفرد كردو منجر بدان شد كه در كنگره پانزدهم حزب بلشویك (1927) تبلیغ تروتسكیسم را مخالف عضویت در حزب دانست. در سال 1929 تروتسكی به خارجه تبعید شد. تروتسكی در خارجه از فعالیت تفرقه آمیز علیه جنبش كمونیستی باز نایستاد و اینك سران جریان تروتسكیسم جهانی كه با سازمان های امپریالیستی پیوند یافته اند به این سیاست تفرقه جویانه كه در جنبش كارگری و كمونیستی جهانی تحت شعار های به ظاهر چپ ادامه می دهند. یكی از وظایف مهمی كه تروتسكیسم در برابر خود نهاده ایجاد عدم اعتماد به كشور های سوسیالیستی، به ویژه اتحاد شوروی، شكاف در جبهه ضد سرمایهبه سود سرمایه است.

برای آن كه مضرات و خطرات نقش تفرقه افكنانه سفسطه های "چپ" از نوع تروتسكیسم و مائوئیسم روشن شود، سودمند می دانیم به برخی سخنان لنین راجع به اهمیت نقش وحدت جهانی مجاهدان انقلابی اشاره كنیم. زیرا به ویژه در این زمینه است كه تروتسكیسم ضربت خود را وارد می سازد.

لنین بارها خاطر نشان می كرده است كه مبارزه پرولتاریای یك كشور تنها به مبارزه علیه بورژوازی داخلی آن محدود نمی ماند و به ناچار با مبارزه پرولتاریای كشورهای دیگر علیه سرمایه داری جهانی پیوند می یابد. لنین نوشت:

"بدین سان انقلاب سوسیالیستی تنها و بهطور عمده مبارزهی پرولتاریای انقلابی یك كشور جداگانه علیه بورژوازی خودی نخواهد بود. نه، بلكه این مبارزه همه مستعمرات و سرزمین هایی خواهد بود كه از امپریالیسم ستم می بینند، این مبارزه همه كشورها علیه امپریالیسم جهانی خواهد بود." (ج 30، ص144).

به همین جهت لنین پیوسته مسئله ضرورت تأمین وحدت و هم پیوستگی مبارزان در راه سوسیالیسم را در مقیاس یك كشور و در مقیاس جهانی مورد تأیید و تأكید قرار می داد و می گفت:

در مقابل جبهه غول آسای قدرت های امپریالیستی، ما كه با امپریالیسم مبارزه می كنیم جمعی هستیم كه به یك به هم پیوستگی اكید نظامی نیازمندیم و ما هر گونه كوششی برای بر هم زدن این به هم پیوستگی را پدیده ای می شمریم كه به هیچ وجه نمی باید تحمل شود، آن را خیانت به منافع مبارزه علیه امپریالیسم جهانی می دانیم." (كلیات، جلد 30، صفحه 316).

لنین می گفت كه امپریالیست ها به ویژه توجه دارند كه سیاست های حادثه جویانه به اصطلاح چپ را تشویق كنند، زیرا این سیاست ها بر حسب ظاهر به جریاناتی شباهت دارد كه "از جهت عباراتی كه به كار می برد بسیار انقلابی و از جهت نظریات واقعی خود ابداً انقلابی نیست." (ج 6، صفحه 281).

لنین می آموخت كه:

"مبارزه علیه امپریالیسم به یك جمله پردازی توخالی و دروغین مبدل می شود اگراین مبارزه با مبارزه علیه اپورتونیسم با قوت تمام گره نخورد." (جلد 22، صفحه 281).

این تعالیم لنین دو نكته مهم را كه فعلیت و حدت  كامل خود را حفظ كرده است برجسته می كند:

اول – اتحاد همه پرولتاریای انقلابی در مقیاس جهانی و هم پیوستگی اكید آن ها با یك دیگر شرط ضرور مبارزه كامیابانه این پرولتاریا با امپریالیسم است كه در مقیاس جهانی متحد شده است. هرگونه تفرقه ای در این اتحاد خیانت است. تروتسكیسم مدت هاست كه به این خیانت مشغول است و نقش عمده و اصلی او تفرقه اندازی در صفوف انقلابیون است؛

دوم – امپریالیسم به ویژه از تئوری های ما وراء چپ و از عبارت پردازی های تو خالی و تجریدی انقلابی مآبانه برای ایجاد تفرقه در جنبش انقلابی و جلب عناصر نا استوار و سطحی و بی تجربه در این جنبش به سود خود استفاده می كند. مبارزه با انواع اپورتونیسم از "چپ" و راست شرط ضرور تحكیم ایده ای صفوف مبارزان انقلابی، شرط مقدماتی اثر بخش كردن مبارزه علیه امپریالیسم جهانی است. در جریان خواندن این كتاب نیز ابداً نباید فراموش كرد كه تروتسكیسم یكی از اشكال اپورتونیسم "چپ" است كه سازمان های جاسوسی امپریالیستی آن را برای ایجاد شكاف در نهضت انقلابی ضد امپریالیستی تغذیه و تقویت می كنند. طرد آن از شرایط ضرور مبارزه یپیگیر علیه امپریالیسم است.

احسان طبری

   


نظرات()  

چاوشان نوزایی کبیر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic