سه شنبه 23 بهمن 1386  04:02 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: فلسفه ،

نویسنده ی این جزوه ی انتقادی «گ. و. پلخانف» یکی از فلاسفه و جامعه شناسان مشهور روسی است.

پلخانف در سال 1856 متولد شده و در سال 1918 فوت نمود. پلخانف اولین کسی است که در روسیه به نشر و تبلیغ عقاید مارکسیستی و دفاع از آنها اقدام نمود. در تألیفات اصلی و مهمی مانند «سوسیالیسم و مبارزه ی سیاسی» یا «اختلاف نظرهای ما» یا « در باره ی تحول مفهوم مونیستی تاریخ» همه جا پلخانف به طرز درخشانی نظریات غلط«نارودنیک» های روس را مورد انتقاد قرار داده است.

این آقایان نارودنیک ها تصور می کردند که کاپیتالیسم در روسیه یک نمود اتفاقی است و ماهیت روسیه با کاپیتالیسم تطبیق نمی کند و از این رو پرولتاریا در روسیه رشد و نمو نخواهد کرد. این آقایان در خواب خویش تصور می کردند که سوسیالیسم را بدون پرولتاریا به دست خواهند آورد. زیرا آنها خیال می کردند که طبقه ی دهقان تحت رهبری روشنفکران تنها نیروی انقلابی مؤثر را به وجود می آورد و محیط کوچک دهِ روسی به عنوان پایه و اساس سوسیالیسم بکار خواهد رفت.

اگرچه پلخانف این نظریات نارودنیک ها را بوسیله ی استدلالات مکتب مارکسیستی درهم شکست ولی معذالک خود او نتوانست به این مطلب پی ببرد که برای درهم شکستن سرمایه داری و مبارزه در شرایط تازه ی دوره ی امپریالیسم و به انجام رساندن انقلاب پرولتاریائی لازم بود یک حزب سیاسی نوینی که با شرایط موجود وفق دهد به وجود آید. پلخانف مقابل مسائل دوره ی جدید مبارزه ی اجتماعی قدرت کافی نشان نداد و پس از سال 1905 یعنی پس از آنکه حزب کارگری سوسیال دموکرات روسیه به دو دسته ی بلشویک و منشویک تقسیم شد، پلخانف متوجه ی منشویکها شد و در گل و لای منشویسم و سازشکاری فرو رفت و نظریاتی مانند نظریات بین الملل دوم را که مختص به منشویکها بود تبلیغ نمود.

ولی با این همه ارزش کارهای قبلی پلخانف بهیچوجه از بین نمی رود. لنین در باره ی پلخانف چنین نوشته است:

«خدمات شخصی پلخانف در گذشته فوق العاده است.»

در دوره ی بیست ساله ی 1883 تا 1903 پلخانف کتب عالی متعددی نوشته است. در حقیقت کتاب هائی مانند « در باره ی مفهوم مونیستی تاریخ» و « تاریخ از نظر فلسفه ی مادی» و «نقش شخصیت در تاریخ» امروز هم اهمیت و ارزش خود را حفظ می نماید. 

   


نظرات()  
دوشنبه 22 بهمن 1386  01:02 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 بهمن 1386 01:02 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

از همان آغاز قرن نوزدهم بازرگانان آمریکایی از بازرگانی خود با چین میلیون ها دلار سود به دست می آوردند. آنان از چین به طور عمده چای صادر می کردند و در ازای آن تریاک بدان جا می بردند. انگلیسی ها با تریاک هندی میلیون ها چینی را به این سم مهلک معتاد ساخته بودند و آمریکایی ها با تریاک ارزانتر محصول ترکیه و ایران این تبهکاری را تکمیل می کردند. این تریاک را آن ها از ازمیر و سپس از  بنادر خلیج فارس به بهای هر جعبه 15 دلار می خریدند، ولی در چین به هزار دلار می فروختند! تلاش برای تهیه ی بی وقفه ی صدها هزار جعبه ی تریاک ترکیه و ایران و رساندن آن از طریق اقیانوس اطلس و اقیانوس هند به بنادر چین از جمله عواملی است که در تعیین چگونگی سیاست دوران سی ساله ی اول قرن نوزدهم آمریکا در منطقه ی مدیترانه و خاور نزدیک نقش درجه ی اول داشته است. آمریکاییان به خاطر همین امر در آن زمان به جنگ با الجزیره و تونس و مراکش برخاستند تا عبور بی مانع کشتی های حامل تریاک خود را از تنگه ی جبل الطارق تأمین کنند. آنها برای همین منظور نیز در آن زمان چیزی شبیه به ناوگان ششم امروزی خود به نام «اسکادرون دریای مدیترانه» ایجاد کردند و برای تهیه ی پایگاه های دریایی در سیسیل و منطقه سالونیک به تلاش برخاستند. به همین علت دستگاه دیپلماسی آمریکا با استفاده ی وسیع از ناوگان جنگی خود توانست در سال 1830 قرار داد بازرگانی و سیاسی اسارت باری به ترکیه و در سال 1833 نظیر همین قرارداد را به سلطان مسقط تحمیل کند. آمریکایی ها به کمک این قراردادها، صادرات تریاک ایران از طریق بنادر ترکیه در مدیترانه و دریای سیاه و از طریق بنادر مسقط در خلیج فارس را ، زیر کنترل خود قرار دادند و بدینسان کار نفوذ مستقیم به ایران را آغاز کردند.

   


نظرات()  
شنبه 6 بهمن 1386  12:01 ب.ظ    ویرایش: شنبه 6 بهمن 1386 12:01 ب.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

مهم ترین وظیفه ی سیاسی ما در این لحظه، گردهم آوردن نیروهای اجتماعی لازم برای شکست بوش و متحدانش در کنگره و سایر نهادهاست.

فوریت این وظیفه برای سوسیالیست ها و کمونیست ها نباید به مجوزی تبدیل شود که فعالیت های اجتماعی خود را مسکوت بگذارند. برعکس ما باید نگرش سوسیالیستی خود را به میان مردم ببریم، هرچه باشد ما یک حزب کمونیست هستیم و سوسیالیسم مشخصه ی اصلی ماست.

طبقه ی حاکم، در ایجاد سوء برداشت مردم از سوسیالیسم کوتاهی نمی کند. در واقع، نهادهای متشکل از نخبگان فکری با فروپاشی اتحادشوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی، اعلام داشته اند که سوسیالیسم نه تنها آسیب دیده، بلکه بطرزی غیر قابل بازسازی آسیب دیده است.

درهمین حال و به تدریج، این موضوع در سوی دیگر طیف نیروهای سیاسی نیز به نوشته ها راه می یابد. در نگاه اول، ممکن است عجیب به نظر بیاید که سوسیالیسم چنین ضربه ی بزرگی در دهه ی گذشته خورده باشد. اما با بررسی دقیق تر متوجه خواهیم شد که این سخن گزافی نیست.

سرمایه داری در قطار رو به پیشرفت خود نیروهای اپوزیسیون جدیدی را به میدان می آورد. مسلما، آن ها هنوزازسوسیالیسم آن درکی را ندارند که ما داریم، اما آن ها هم جامعه ای را می خواهند بدون مشقت، ستم، اضطراب، فشار، و بهره کشی لجام گسیخته که همگی از نشانه ها و مشخصه های سرمایه داری امروز اند. آن ها آینده ای امن و سرشار از همبستگی اجتماعی می خواهند. آن ها هم بر حق تعیین سرنوشت خود اصرار می ورزند و مشتاق گسترش آزادی، و تشنه ی زندگی ای سرشار از شادی، و در یک کلام، خواستار بهشت کوچکی برروی زمین اند.

روشن است که ازاین ساختار احساسی  نمی توان بلافاصله وجود پایگاه توده ای برای سوسیالیسم را نتیجه گرفت، اما این بدین معناست که ما می توانیم نگرش خود را به میان مخاطبان بیشتری از مردم ببریم. و این کار می تواند تاثیر مثبتی برروی مبارزه طبقاتی و دمکراتیک و طبعا چشم انداز بلند مدت سوسیالیسم بگذارد. این تصادفی نیست که رفرم های بزرگ ایجادشده درقرن بیستم زمانی بوقوع پیوسته که ایده های سوسیالیستی بخش بزرگی از جهان را در بر می گرفت.

   


نظرات()  

چاوشان نوزایی کبیر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات