تبلیغات
چاوشان نوزایی کبیر - شمه ای در باره ی تاریخ جنبش کارگری ایران
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

پیش سخن

1.  در بارۀ کتاب و مؤلف آن

 

کتابی که در دست دارید ، مجموعۀ مقالاتی است که شادروان رفیق عبدالصمد کامبخش دربارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران در ادوار عمدۀ سه گانۀ آن  ،  یعنی دوران سوسیال دمکراسی انقلابی ، دوران حزب کمونیست ایران و دوران حزب تودۀ ایران برای مجلۀ دنیا ارگان تئوریک و سیاسی حزب نگاشته است . قرار بود رفیق فقید این مقالات را که فقط تا دوران فعالیت علنی حزب را در بر می گرفت ادامه دهد وآن را به سال های اخیر برساند . قصد مؤلف این بود که ابتدا فصولی را که اصلاً ننگاشته ، تهیه کند و سپس دانشنامۀ دکتری خود را که دوران فعالیت مخفی حزب ما و جنبش ملی کردن نفت را در بر می گرفت به فارسی در آورد وآ ن را مکمل نوشته های سابق سازد و بدین سان مقالات خود را دربارۀ تاریخ حزب حداقل تا سال 1355 شمسی برساند . شادروان کامبخش  علی رغم بیماری سخت و کار ها و گرفتاری های متعدد حزبی و اجتماعی ، با طاقت و پشتکاری که ویژۀ او بود ، دست به کار شد . ولی دریغ مرگ امان نداد و رشتۀ پر محتوی یک رزمنده و یک انسان در 68 سالگی گسست . بدین سان در این کتاب آن فصولی که کامبخش نگاشته و تا دوران دادرسی برخی رهبران حزب را در بر می گیرد چاپ می شود . سپس ترجمۀ دانشنامه های دکترای کامبخش که دنبالۀ مباحث بخش نخستین کتاب است ( از صفحۀ 136 به بعد ) و ترجمۀ آن توسط رفیق رفعت محمد زاده انجام گرفته است چاپ می شود. سودمند می دانیم که زندگی نامۀ کوتاهی از کامبخش برای مزید اطلاع خوانندگان به دست دهیم :

عبدالصمد کامبخش فرزند شاهزاده کامران میرزا عدل الممالک ( عدل قاجار ) در سال 1282 شمسی در شهر قزوین تولد یافت . درچهارده سالگی (سال  1915) برای تحصیل به روسیه اعزام شد و در آنجا در خانۀ یکی از دوستان پدرش می زیست و به تحصیل اشتغال داشت . آشنایی با زبان و ادبیات روسی از اوان کودکی کامبخش را به این زبان مسلط ساخته بود چنان که آن را همتای زبان مادریش می دانست و بدین زبان با چیرگی سخن می گفت و می نوشت . در سال 1298 کامبخش بار اول از روسیه به ایران بازگشت . در سال1303 -1302 (1924 -1923 ) کامبخش گام در جادۀ فعالیت سیاسی نهاد . عضو « جمعیت آزادیخواهان قزوین » و « انجمن پرورش » شد ( وخود از بنیان گذاران جمعیت اخیر بود ) . در سال 1307 ( 1928 ) از طرف دولت ایران برای تحصیل مهندسی هواپیما به شوروی اعزام شد . وی به هنگام امتحان ورودی در دانشگاه شاگرد اول شد . در سال 1311 ( 1932 ) پس از احراز مقام اول در امتحانات به میهن بازگشت . در ارتش با رتبۀ ستوان دومی ارتش وارد خدمت شد با آن که افسر جوانی بود به علت آن که در رشتۀ خود در ایران آن روز مانندی نداشت او را به فرماندهی « مدرسۀ مکانیک » ارتش ایران گماشتند . فرماندهی مانور های هوایی و بمباران ها و عملیات دیگر هوایی با او بود . در همین سال  1311 به اتهام سیاسی بازداشت شد . یکسال و نیم در زندانِ دژبان بود . سپس از زندان آزاد و از ارتش اخراج شد . در سال 1313 از طرف « انتر ناسیو نال سوم کمونیستی » ( کمینترن ) تجدید تأسیس حزب کمونیست ایران که در سال 1310- 1311 زیر ضربات پلیس متلاشی شده بود به او احاله شد . کامبخش به همراه رفیق شهید دکتر  تقی ارانی و رفیق شهید سرهنگ سیامک این سازمان را احیا کرد . در اردیبهشت  سازمان نوین حزب کمونیست که به همت فعالیت سازمانی کامبخش و کار مؤثر ایدئولوژیک دکتر تقی ارانی به کامیابی های نظر گیری رسیده بود ، به چنگ پلیس افتاد .

در سال 1317 محاکمۀ 53 نفر د ردادگاه جنایی تهران تحت ریاست حسینقلی وحید انجام گرفت . کامبخش در این دادگاه به ده سال حبس محکوم گردید . در سال 1318 از زندان تهران به زندان بوشهر تبعید شد و 15 ماه در شرایط بسیار دشوار در این زندان به سر برد . تنها تصادف او را از یک بیماری خطرناک که در این زندان بدان دچار شده بود نجات بخشید . در آبان 1320 در اثر اقدام رفقایی که از زندان قصر آزاد شده و حزب تودۀ ایران را بنیاد نهاده بودند از زندان بوشهر آزاد گردید . در اسفند 1322 کامبخش از طرف اهالی قزوین به وکالت دورۀ چهاردهم مجلس شورا انتخاب شد و در فراکسیون 8 نفری حزب تودۀ ایران در مجلس به کار پرداخت . در 10 مرداد 1323 کامبخش در نخستین کنگرۀ خزب تودۀ ایران به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب شد . در سال 1323 کامبخش که پیوسته با افسران آزادیخواه تماس و آشنایی داشت موفق شد به کمک سرهنگ شهید سیامک و سروان شهید خسرو روزبه ،  سازمان نظامی حزب تودۀ ایران را به وجود آورد . کامبخش تمام انرژی جوشان و لیاقت سازماندهی خود را در راه ایجاد این سازمان مصرف کرد و هستۀ نیرومند و در خورد اعتمادی پدید آورد که بعدها منشاء خدمات بزرگی به حزب و جنبش شد .

فعالیت کامبخش در حزب ، مجلس و جامعه کین بی پایان ارتجاع و محافل امپریالیستی را به سوی او جلب نمود . محافل ارتجاعی علاقۀ ویژه ای داشتند که او را به چنگ آورند و نابود کنند . پس از سرکوب جنبش دمکراتیک آذزبایجان و کردستان ،کامبخش مورد تعقیب دایمی محافل ارتجاعی به ویژه رزم آرا وزیر جنگ وقت قرار گرفت . به دستور حزب در دی ماه 1325 عازم مهاجرت شد . پنجم اردیبهشت 1327 دردومین کنگرۀ حزب تودۀ ایران کامبخش به سبب خدماتش بطور غیابی بار دیگر به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب گردید . در 26 تیر ماه 1336 در چهارمین پلنوم کمیتۀ مرکزی به عضویت هیئت اجرائیه و دبیری حزب انتخاب شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند . در سال 1338 تحصیلات خود را در « آکادمی علوم اجتماعی وابسته به کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی » واقع در مسکو در رشتۀ تاریخ نوین به پایان رساند و از رسالۀ نامزدی علوم در بارۀ تاریخ حزب تودۀ ایران دفاع کرد . سابقاً نیز در ایام توقف اخیر خود در شوروی کامبخش کورس معینی را در رشتۀ علم اقتصاد طی کرده بود . در پلنوم دهم ( فروردین 1341 ) کمیتۀ مرکزی کامبخش را به عنوان یکی از اعضای سه گانه « بوروی موقت » و پلنوم 12 ( خرداد 1347 ) به عنوان یکی از اعضای هیئت اجراییه و هیئت دبیران کمیتۀ مرکزی انتخاب کرد . در پلنوم های 13 و 14 کمیتۀ مرکزی در همین سمت ها باقی ماند . در آبان ماه 1350 ( 10 نوامبر 1971 ) پس از ده سال بیماری دشوار ( تنگ نفس و سکتۀ قلبی ) در 68 سالگی دوستان خود را ترک گفت . تأثیر عمیق مرگ او در میان دوستان و نزدیکان و همۀ اعضای حزب ، محبوبیت کامبخش را بیش از پیش آشکار ساخت . این محبوبیت ناشی از حجب ، محبت ، پُرکاری ، فداکاری ، ایمان سیاسی بود که در سرشت کامبخش جای داشت و حتی بدخواهانش قادر به انکار آنها نبودند . همانطور که در نامۀ یکی از احزاب برادر کشورهای سوسیالیستی تصریح شده کامبخش از رجال سرشناس جنبش کمونیستی و کارگری جهانی است . وی تمام عمر آگاهانۀ خود را صرف خدمت به کمونیسم کرد و خود را در خورد اعتماد طبقۀ کارگر نشان داد.

تجارب حیاتی ، اطلاعات سیاسی و تئوریک کامبخش او را برای نگارش بررسی هایی در بارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر ایران کاملاً صالح می ساخت . طبیعی است نگارش این تاریخ کار یک نفر نیست . کار پر ارزش کامبخش به نوبۀ خود یک کار تدارکی است و به عنوان مجموعۀ مقالات نشر می یابد . تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران باید با بررسی کوهی از مدارک و به شکل جمعی و در طول زمان فراهم آید . این وظیفه ای است مبرم و حیاتی . زیرا یکی از معایب مهم فعالیت انقلابی در ایران گسستگی دائمی کار و عدم ادامه کاری در آن است . ای چه بسا مکرر در مکرر از زمینۀ خالی کار آغاز شده و حال آن که دیگران بسیار چیزها را پیش از آن تجربه کرده بودند .

هم سوسیال دمکراسی انقلابی ، هم حزب کمونیست ایران و هم حزب تودۀ ایران و جنبش توده ای که به ابتکار و رهبری این حزب پدید آمده دارای گنجی از سنن و تجاربند . تجارب مثبت و منفی در این انبوه بسیار است که تا امروز نیز جمع بندی و بررسی نشده . حزب ما در این راه گام هایی برداشته که باید آنها را گام های نخستین دانست .مؤلف این کتاب از ورود در مسایل مشخص مربوط به افراد تا آنجا که میسر بوده احتراز ورزیده ، زیرا قضاوت در این مسایل به ویژه قضاوت در مسیر طولانی و بغرنج اختلافات درون حزبی را در صلاحیت بررسی های دقیق تر و هیئت های صالح حزبی می شمرد . و اتفاقاً بدون این بررسی درک برخی علل ناکامی های جنبش توده ای و حزب میسر نیست . اثر کنونی سرآغاز نیکی است که قاعدتاً آن را نسل حاضر و آتی دنبال خواهد کرد و عیار تلاش ها و مقام رزمندگان را چنانکه لازمۀ علمیت و عدالت انقلابی است برملا خواهد نمود.

کار کامبخش در زمینۀ تدارک تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران جدی ترین و علمی ترین کاری است که به شکل نسبی تا کنون انجام گرفته و گواه استوار این دعوی نیز آرشیو وسیعی است که کامبخش به مدد آن ، فصول کتاب حاضر را تهیه کرده و پانزده سال اخیر زندگی را تماماً وقف آن نموده و در این کار وسواس و وجدان مورخ و انقلابی را پیوسته در پیش نظر داشته است . جا دارد این کتاب با دقتی که سزندۀ آن است مورد مطالعه و استفادۀ نسل های نوین انقلابیون قرار گیرد .

 

2) در بارۀ شیوۀ بررسی تاریخ جنبش کارگری در ایران

بررسی تاریخ جنبش رهایی بخش ملی و در درون آن جنبش کارگری در کشور ما تنها زمانی صحّت ، جامعیت و علمیت می یابد که مبتنی بر بررسی مشخص ( کنکرت ) و مستند سیر این جنبش باشد و حوادث مربوط به این جنبش را ، در چارچوب حوادث همزمان جهان و ایران مطالعه کند . اگر کنکرت بودن ، مستند بودن مراعات نشود ، اگر سیر حوادث جنبش رهایی بخش یا جنبش کارگری ایران در پیوند منطقی آن با حوادث جهان و ایران مورد مطالعه قرار نگیرد ، ناچار تحلیل ها و نتیجه گیری ها یا ذهنی و یا مغلوط و مخدوش از آب در خواهد آمد .

از جنبش مشروطیت تا به امروز ، غالب مبارزات سیاسی اعم از آن که متعلق به کدام طبقه بوده : بورژوازی لیبرال ، دمکرات های انقلابی وابسته به خرده بورژوازی شهر و ده ، یا انقلابیون پرولتاری با ناکامی هایی روبه رو شده ، و در کنار بسیاری از مجاهدان که در راه خود قهرمانانه جان باختند ، به پدیده های ناپیگیری ، ارتداد ، تسلیم نیز برمی خوریم . راز این پدیده ها را به هیچوجه نباید در «مختصات  روحی » مردم جست . برعکس همه چیز گواه بر سطح بالای شجاعت و جسارت و آرمان دوستی انقلابی خلق های کشور ما و عشق سوزان آنها برای نیل به هدف است و راز آن را ، همچنین نباید در عدم لیاقت رهبران جداگانه جستجو نکرد . مسلم است که نقش رهبری و رهبران و مسئولیت آنان و تأثیر مختصات اخلاقی ، فکری و ارادی آنان در امور به هیچوجه کم نیست و نمی تواند نادیده گرفته شود . ولی این عامل را هم نمی توان عامل قاطع دانست .عوامل عمده طبق توضیح ماتریالیستی تاریخ یک سلسله عوامل عینی است مانند مختصات تاریخی تکامل جامعۀ ما در سده های اخیر ، نقش امپریالیسم و عمّال آن ، ترکیب طبقاتی جامعۀ ایران ، ضعف طبقۀ کارگر ، سطح نازل مدنی و فرهنگی جامعه ، فقدان سنن و روحیات سازمانی و انضباطی و موازین رهبری و شیوه های رزم و پیکار و غیره .

در جامعۀ معاصر ایران محمل های پیدایش تشکّل انقلابی ، انضباط ، ادامه کاری ، پیگیری ، پایداری ، تحلیل درست وضع ، یافتنِ  وسایل مؤثر پیکار ، یافتن شعارهای درست مبارزه و غیره و غیره ، دم به دم آماده تر می گردد .انقلاب ایران به این روند ، تکانی نیرومند داده است . در این شرایط ، بررسی تاریخ گذشته اهمیّتی شگرف کسب می کند . ما این تاریخ را مطالعه نمی کنیم که تنها قهرمانان را بستائیم و یاران نیمه راه را بنکوهیم . این امری احساسی و تا حدی ، علی رغم ضرورت آن ، فرعی است . ما این تاریخ را مطالعه می کنیم برای آن که عبرت اندوزی کنیم . باید دلایل موفقیت ها و شکست ها با دقت بررسی شود و روشن گردد تا معلوم شود از چه باید احتراز کرد . به چه چیز باید توجه داشت .

توجه به تاریخ جنبش رهائی بخش و انقلابی در این اواخر زیاد شده است . غیر از حزب ما ، سازمان ها و بنگاه های نشریاتی دیگر دست به انتشار اسناد و تحلیل هایی زده اند . نقش مقدم حزب ما در این زمینه روشن است . ولی نمی توان از این توجه عمومی شادمان نشد . تاریخ کشور ما تاریخ شاهان نیست ، تاریخ مبارزۀ طبقاتی است . طی قرن معاصر مارکسیست ها نقش شگرفی در این مبارزۀ طبقاتی داشتند که بدون روشن کردن آن ، روشن کردن تاریخ معاصر میسر نیست . این نقش ، بدون کمترن تردید ، در آینده به مراتب شگرف تر از گذشته خواهد شد . لذا هر تلاش در این زمینه در سمت درست و عملی مشکور است .

شایان تصریح است که تاریخ حزب تودۀ ایران با تاریخ جنبش توده ای در ایران به عنوان دو مقولۀ عام و خاص با هم تفاوت دارند .  حزب تودۀ ایران منشأ جنبش توده ای وسیعی بوده ، به برکت این حزب ، اتحادیه های کارگری و دهقانی ، سازمان های زنان و جوانان و انواع جبهه ها و جمعیت ها ی دیگر علنی پدید شده که ده ها و صدها هزار نفر را متشکل ساخته است .

" این جنبش توده ای " از جهت دامنه و فراگیری آن از " حزب تودۀ ایران " بسی وسیع تر است . کتاب حاضر بطور اساسی به تاریخ حزب پرداخته و یادکرد از جنبش توده ای در آن برحسب ضرورت انجام گرفته است . لازم است که تاریخ اتحادیه های کارگری ، دهقانی ، سازمان های جوانان ، زنان ، سازمان های مترقی فرهنگی و غیره که طی بیش از نیم سدۀ اخیر در ایران از طرف حزب طبقۀ کارگر ایجاد شده است نیز تنظیم گردد .  در این صورت ، دامنۀ کوشش و اثربخش این حزب به مراتب روشن تر می شود . در همین زمینه باید به تنظیم تاریخ مطبوعات کارگری نیز که داستانی طولانی و شگرف و پرافتخار دارد توجه جداگانه ای معطوف داشت .

در بررسی تاریخ حزب طبقۀ کارگر نه فقط باید به انحراف و اشتباهاتی که در جریان مبارزۀ خارجی حزب ( مبارزه با دشمنان طبقاتی ) روی داده توجه داشت ، بلکه باید به ناهنجاری ها و کژ روی هایی که در مبارزۀ داخلی حزب  ( مبارزه با حاملان نظریات خطا ) روی داده توجه نمود .  نه فقط در عرصۀ پیشین ( یعنی مبارزۀ اجتماعی ) بلکه در این عرصه نیز احزاب کارگری در کشور ما دچار مشکلاتی شده اند . روشن است که مبارزات داخلی حزبی ، امری است ضرور . این مبارزه ای است بین اندیشه ها و روش های درست ، اصولی ، انقلابی ، و حاملان آن با اندیشه ها و روش های نادرست ، غیر اصولی ، منحرف ، و حاملان آن .  ولی این مبارزه ای است که باید به قصد تحکیم بیشتر وحدت حزب و فقط و فقط در چارچوب موازین سازمانی و به کلی مبرّی از محاسبات مشخص و گروهی انجام می گیرد .  تا زمانی که مبارزات برون حزبی مبتنی بر اصولیت انقلابی همراه با نرمش واقع گرایانه نباشد ، تا زمانی که مبارزات درون حزبی مبتنی بر مراعات  اکید موازین سازمانی و حفظ وحدت نشود ، ایجاد یک ستاد محکم انقلابی ، تأمین اراده و عمل ، و لذا احراز پیروزی در نبرد دشوار با دشمنان ماهر و محیلی مانند امپریالیسم و ارتجاع شدنی نیست.

احسان طبری 1358

   


نظرات()  
ameblo.jp
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:07 ب.ظ
It's going to be end of mine day, but before finish I am reading this great article to increase my know-how.
Why does it hurt right above my heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:09 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite
some time and was hoping maybe you would have some experience with
something like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
What is the Ilizarov method?
شنبه 7 مرداد 1396 11:53 ق.ظ
Hmm it seems like your site ate my first comment (it was super long) so I guess I'll just sum it up what I wrote and
say, I'm thoroughly enjoying your blog. I as well am an aspiring blog writer but I'm
still new to the whole thing. Do you have any suggestions for novice blog writers?
I'd certainly appreciate it.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:43 ب.ظ
Wonderful article! That is the kind of info that are
meant to be shared across the net. Shame on Google for now not positioning this submit upper!
Come on over and discuss with my site . Thanks =)
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:50 ق.ظ
Right now it looks like Wordpress is the best blogging platform out there right now.

(from what I've read) Is that what you're using on your blog?
sh _ m
چهارشنبه 5 فروردین 1388 07:08 ب.ظ
not to bad
sh _ m
چهارشنبه 5 فروردین 1388 07:08 ب.ظ
not to bad
sh _ m
چهارشنبه 5 فروردین 1388 07:08 ب.ظ
not to bad
http://manchesterhistory.net/rochdale/history3.html
شنبه 24 شهریور 1386 01:09 ق.ظ
http://manchesterhistory.net/rochdale/history3.html
پیروز
شنبه 24 شهریور 1386 01:09 ق.ظ
با تشکر
عالی بود
پیروز باشید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

چاوشان نوزایی کبیر