دوشنبه 22 بهمن 1386  01:02 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 بهمن 1386 01:02 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

از همان آغاز قرن نوزدهم بازرگانان آمریکایی از بازرگانی خود با چین میلیون ها دلار سود به دست می آوردند. آنان از چین به طور عمده چای صادر می کردند و در ازای آن تریاک بدان جا می بردند. انگلیسی ها با تریاک هندی میلیون ها چینی را به این سم مهلک معتاد ساخته بودند و آمریکایی ها با تریاک ارزانتر محصول ترکیه و ایران این تبهکاری را تکمیل می کردند. این تریاک را آن ها از ازمیر و سپس از  بنادر خلیج فارس به بهای هر جعبه 15 دلار می خریدند، ولی در چین به هزار دلار می فروختند! تلاش برای تهیه ی بی وقفه ی صدها هزار جعبه ی تریاک ترکیه و ایران و رساندن آن از طریق اقیانوس اطلس و اقیانوس هند به بنادر چین از جمله عواملی است که در تعیین چگونگی سیاست دوران سی ساله ی اول قرن نوزدهم آمریکا در منطقه ی مدیترانه و خاور نزدیک نقش درجه ی اول داشته است. آمریکاییان به خاطر همین امر در آن زمان به جنگ با الجزیره و تونس و مراکش برخاستند تا عبور بی مانع کشتی های حامل تریاک خود را از تنگه ی جبل الطارق تأمین کنند. آنها برای همین منظور نیز در آن زمان چیزی شبیه به ناوگان ششم امروزی خود به نام «اسکادرون دریای مدیترانه» ایجاد کردند و برای تهیه ی پایگاه های دریایی در سیسیل و منطقه سالونیک به تلاش برخاستند. به همین علت دستگاه دیپلماسی آمریکا با استفاده ی وسیع از ناوگان جنگی خود توانست در سال 1830 قرار داد بازرگانی و سیاسی اسارت باری به ترکیه و در سال 1833 نظیر همین قرارداد را به سلطان مسقط تحمیل کند. آمریکایی ها به کمک این قراردادها، صادرات تریاک ایران از طریق بنادر ترکیه در مدیترانه و دریای سیاه و از طریق بنادر مسقط در خلیج فارس را ، زیر کنترل خود قرار دادند و بدینسان کار نفوذ مستقیم به ایران را آغاز کردند.

   


نظرات()  
شنبه 6 بهمن 1386  12:01 ب.ظ    ویرایش: شنبه 6 بهمن 1386 12:01 ب.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

مهم ترین وظیفه ی سیاسی ما در این لحظه، گردهم آوردن نیروهای اجتماعی لازم برای شکست بوش و متحدانش در کنگره و سایر نهادهاست.

فوریت این وظیفه برای سوسیالیست ها و کمونیست ها نباید به مجوزی تبدیل شود که فعالیت های اجتماعی خود را مسکوت بگذارند. برعکس ما باید نگرش سوسیالیستی خود را به میان مردم ببریم، هرچه باشد ما یک حزب کمونیست هستیم و سوسیالیسم مشخصه ی اصلی ماست.

طبقه ی حاکم، در ایجاد سوء برداشت مردم از سوسیالیسم کوتاهی نمی کند. در واقع، نهادهای متشکل از نخبگان فکری با فروپاشی اتحادشوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی، اعلام داشته اند که سوسیالیسم نه تنها آسیب دیده، بلکه بطرزی غیر قابل بازسازی آسیب دیده است.

درهمین حال و به تدریج، این موضوع در سوی دیگر طیف نیروهای سیاسی نیز به نوشته ها راه می یابد. در نگاه اول، ممکن است عجیب به نظر بیاید که سوسیالیسم چنین ضربه ی بزرگی در دهه ی گذشته خورده باشد. اما با بررسی دقیق تر متوجه خواهیم شد که این سخن گزافی نیست.

سرمایه داری در قطار رو به پیشرفت خود نیروهای اپوزیسیون جدیدی را به میدان می آورد. مسلما، آن ها هنوزازسوسیالیسم آن درکی را ندارند که ما داریم، اما آن ها هم جامعه ای را می خواهند بدون مشقت، ستم، اضطراب، فشار، و بهره کشی لجام گسیخته که همگی از نشانه ها و مشخصه های سرمایه داری امروز اند. آن ها آینده ای امن و سرشار از همبستگی اجتماعی می خواهند. آن ها هم بر حق تعیین سرنوشت خود اصرار می ورزند و مشتاق گسترش آزادی، و تشنه ی زندگی ای سرشار از شادی، و در یک کلام، خواستار بهشت کوچکی برروی زمین اند.

روشن است که ازاین ساختار احساسی  نمی توان بلافاصله وجود پایگاه توده ای برای سوسیالیسم را نتیجه گرفت، اما این بدین معناست که ما می توانیم نگرش خود را به میان مخاطبان بیشتری از مردم ببریم. و این کار می تواند تاثیر مثبتی برروی مبارزه طبقاتی و دمکراتیک و طبعا چشم انداز بلند مدت سوسیالیسم بگذارد. این تصادفی نیست که رفرم های بزرگ ایجادشده درقرن بیستم زمانی بوقوع پیوسته که ایده های سوسیالیستی بخش بزرگی از جهان را در بر می گرفت.

   


نظرات()  
جمعه 21 دی 1386  01:01 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: سیاسی ،

http://files.myopera.com/chwoshan/files/azad.JPGکتاب حاضر نسخهٔ فارسی کتابی است که در سپتامبر سال 2000 (مرداد 1379) در آمریکا با همین عنوان از سوی بنگاه «انتشارات بین الملل» به چاپ رسید و مورد استقبال زیاد بخش بزرگی از جنبش چپ، به ویژه احزاب کمونیست و کارگری در کشورهای گوناگون قرار گرفت. این کتاب هم اکنون از سوی این احزاب به زبان های ژاپنی و چک ترجمه شده است و انتظار می رود که نسخه های ترجمهٔ شدهٔ آن به زبان های دیگر نیز در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. استقبال بیش از انتظار از این کتاب در سطح جهانی، نگارنده را بر آن داشت که اصل متن فارسی آن را نیز در اختیار مبارزان فارسی زبان راه رهایی طبقهٔ کارگر، به ویژه کارگران و زحمتکشان ایران، قرار دهد.

پژوهش های نگارنده در مورد روند تاریخی ساختمان سوسیالیسم در اتحاد شوروی، به دههٔ هفتاد مسیحی، یعنی زمانی که در رشتهٔ دکترای اقتصاد و جامعه شناسی به تحصیل  اشتغال داشتم، بر می گردد. به عنوان یک پژوهشگر مارکسیست در رشتهٔ تحولات اجتماعی و اقتصاد تطبیقی، در آن سال ها من از نزدیک با روند رشد اقتصادی و اجتماعی سوسیالیسم در اتحاد شوروی آشنا شدم و هم این آشنایی بود که مرا نسبت به دستاوردهای سترگ سوسیالیسم در کشور اتحاد شوروی آگاه ساخت و از عرصهٔ پژوهش در مورد نظام سوسیالیستی اتحاد شوروی، به میدان مبارزهٔ پیگیر در راه سوسیالیسم و کمونیسم کشاند.

پژوهش های آکادمیک اولیه در مورد مسایل مربوط به ساختمان سوسیالیسم به من این امکان را داد که در عین تحسین عمیق دستاوردهای تاریخی سوسیالیسم در اتحاد شوروی، از دشواری های تئوریک و پراتیک موجود بر سر راه ساختمان سوسیالیسم نیز آگاه شوم. سال های پژوهش در این عرصه به من آموخت که امر ساختمان سوسیالیسم، نه کاری است آسان و نه مبارزه ای است کوتاه مدت. به علاوه، این پژوهش ها نشان داد که آنچه در شوروی طی دهه ها برپا شده است نه یک جامعهٔ ایده ال و کامل، آن طور که بسیاری از ما در آن زمان تصور می کردیم، بلکه جامعه ای انتقالی است که در جهت از میان برداشتن موانع از سر راه دستیابی به کمال می رزمد. در واقع، این جامعه ای بود ناتمام _ اما جامعه ای که، علی رغم بسیاری کمبودها و مشکلات، همچنان بزرگترین محصول و بالاترین دستاورد کل تاریخ تکامل بشر در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی بود.

این پژوهش ها مرا بدین نتیجه رساند که باید به کمبودهای نظام های سوسیالیستی موجود با همان دیدی نگریست که به مشکلات و کمبودهای بوئینگ 747، یا پروازهای آپولو به ماه، یا سفینه های فضایی امروزین نگریسته می شود: کمبودهایی که تنها به محدودیت های کنونی دانش و فن انسان اشاره دارند؛ کمبودهایی که جامعهٔ بشری اگر بخواهد آنها را پشت سر نهد، باید محدودیت های دانش و آگاهی خود را از میان بردارد. به این نتیجه رسیدم که باید قاطعانه از نظام های سوسیالیستی موجود دفاع کرد، نه به این دلیل که آنها نظام هایی کامل و بی نقص هستند، بل بدین دلیل که آنها در بالاترین قلهٔ دستاوردهای جامعهٔ بشری قرار دارند؛ بدین دلیل که آنها را تنها نقطهٔ امید بشریت برای دستیابی به آینده ای صلح آمیز و عاری از فقر و عقب ماندگی برای انسان ها شناختم _ و هنوز می شناسم.

در حقیقت، این درک منطقی از ماهیت و ضرورت تاریخی سوسیالیسم بود که مرا از پیامدهای منفی ضربهٔ عاطفی ناشی از فروپاشی دولت های سوسیالیستی در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای اروپای شرقی مصون داشت. از دست رفتن این نظام ها، در من نه پریشانی و یأس بلکه این سؤال منطقی را ایجاد کرد که چرا و چگونه یک چنین عقبگرد تاریخی ممکن شده است؟

به همین دلیل بود که من از ایدهٔ پیشنهادی از سوی همرزمان مبنی بر تهیهٔ یک سند تحلیلی در مورد علل احتمالی فروپاشی حاکمیت سوسیالیستی در اتحاد شوروی از صمیم قلب استقبال کردم. اما این بار وظیفه چیز دیگری بود. درحالی که در دههٔ هفتاد، این پژوهش ها بر روی دستاوردهای تاریخی نظام های سوسیالیستی موجود _ که اغلب کوچک یا نادیده گرفته می شدند _ متمرکز بود، این بار وظیفهٔ اصلی یافتن حتی کوچک ترین علایمی بود که در طول دهه ها از وجود مشکلات حکایت می کردند اما نادیده گرفته شده بودند. این بار می بایست از میان همان کوه عظیم اطلاعاتی که روزی برتری نظام سوسیالیستی بر سرمایه داری را اثبات کرده بودند، علایم و دلایل این عقبگرد تاریخی را بیابم.

اما، برای دستیابی به این هدف، لازم بود که چند اصل مهم متدولوژیک را همواره مد نظر داشته باشم:

نخست، با آگاهی از اثرات عاطفی عظیمی که تخریب دولت های سوسیالیستی بر روح انسان های مترقی و به ویژه کمونیست ها باقی گذاشته بود، لازم بود که از افتادن در چالهٔ منفی بافی و نفی گذشته، که از همان ابتدا گریبان بسیاری را گرفته بود، بپرهیزم. به عبارت دیگر، اولین شرط این بود که اجازه ندهم عواطف صدمه دیده، سدّ راه یک تحلیل علمی و تاریخی شوند.

دوم، می بایست ابعاد عظیم تاریخی روند ساختمان سوسیالیسم و همچنین عقبگرد تاریخی اخیر را همواره در نظر داشته باشم و از هرگونه نتیجه گیری همه گیر و کلی _ چه منفی و چه مثبت _ که بر تجربهٔ تنها یک حزب، یک گروه، و حتی یک نسل استوار باشد بپرهیزم. روند ساختمان سوسیالیسم که با انقلاب اکتبر آغاز شد، روندی بود جهانی که بیش از یکصد حزب کمونیستی و کارگری در آن شرکت داشتند. در نتیجه، ارزیابی از دستاوردها و شکست های آن نیز نمی تواند بدون آگاهی از تجربیات همهٔ این احزاب، به ویژه حزب کمونیست اتحاد شوروی،  و جمعبندی این تجربیات، همه جانبه و کامل باشد. چنین کاری عظیم مسلماً نیازمند دسترسی به منابع بسیار متعدد و گسترده است و نمی تواند در مدتی کوتاه _ حداقل نه در طول زندگی یک نسل _ انجام گیرد. بنابراین می بایست از دست زدن به نتیجه گیری های عجولانه   و تعمیم های غیرتاریخی که فقط بر تجربیات عینی یک نسل استوار اند، پرهیز می کردم.

سوم، و شاید مهم ترین اصل متدولوژیک، این بود که در تمامی مراحل این بررسی دشوار، منافع طبقهٔ کارگر می بایست همواره مد نظر باشد. خطر جدی یک بررسی از این نوع، در این واقعیت نهفته است که پژوهشگر می تواند نادانسته دیدگاه و منافع طبقاتی خود را با دیدگاه و منافع کل طبقهٔ کارگر اشتباه بگیرد و در نتیجه، به جای ارائهٔ یک تحلیل عینی مبتنی بر منافع طبقهٔ کارگر، کار را به حمله به سوسیالیسم و کمونیسم از نظرگاه غیرکارگری یا بورژوایی بکشاند.

این کتاب با توجه به اصول متدولوژیک بالا نوشته شده است. در نتیجه باید تأکید کنم که آنچه در اینجا ارائه می شود، یک تحلیل همه جانبه یا یک جمعبندی نهایی از دستاوردها و کمبودهای سوسیالیسم در اتحاد شوروی نیست، بلکه صرفاً کوششی است محدود، یک سکّوی پرش، برای آغاز یک بحث طولانی و گسترده در مورد علل و عواملی که به برچیده شدن نظام سوسیالیستی در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای اروپای شرقی یاری رساندند _ بحثی که نیاز به آن مدت ها است در جنبش کمونیستی احساس می شود.

بالاخره، باید نکاتی چند را در رابطه با محتوای کتاب حاضر ذکر کنم. نخست، همان طور که در بالا نیز گفته شد، بخش اعظم اطلاعات تاریخی ارائه شده در این سند مبتنی بر پژوهش های انجام شده در دهه های هفتاد و هشتاد مسیحی هستند. این اطلاعات عمدتاً از منابع غربی گرفته شده اند و طبیعتاً دستاوردهای نظام سوسیالیستی شوروی را کوچک تر، و کمبودهای آن را بزرگ تر از آنچه که بوده اند تصویر می کنند. با اینکه این امکان وجود داشت که این ارقام را با ارقام دقیق تری از سوی کشورهای سوسیالیستی، به ویژه دولت شوروی، تعویض کنم، اما آگاهانه از این کار خودداری کردم. دلیل این بود که بهتر دانستم خواننده، دستاوردهای سوسیالیسم را از زبان منابع غربی، و نه خود کمونیست ها، بشناسد. به اعتقاد من، اعترافات پژوهشگران غربی در مورد دستاوردهای عظیم سوسیالیسم، هرچند هم کوچک تر نشان داده شده باشند، می توانند برای خواننده بسیار گویاتر و قانع کننده تر باشند.

دوم، اغلب نتایج ارائه شده در این کتاب، حاصل بحث ها و تبادل نظرهای من با بسیاری از همکاران و همرزمان هستند، و به همین دلیل خود را عمیقاً وامدار آنها می دانم. در عین حال خود را موظف به تأکید می دانم که مسؤولیت تمامی بحث ها و نتیجه گیری های ارائه شده در این کتاب را شخصاً بر عهده دارم.

بالاخره، خود را عمیقاً سپاسگزار آن دسته از رفقایی می دانم که با تشویق ها و حمایت های خود مرا به تنظیم مجدد این سند در قالب کتاب حاضر واداشتند. در این میان، به ویژه خود را مدیون رفیق «تیم ویلِر»، سردبیر «دنیای هفتگی مردم»، ارگان حزب کمونیست آمریکا، می دانم که با حمایت ها و یاری های بی دریغ خود، انجام این وظیفهٔ دشوار را برای من ممکن ساخت.

 

این کتاب را به رفیق فقید «نورالدین کیانوری»، رهبر برجسته ای که همهٔ زندگی خود را فدای مبارزهٔ انقلابی در راه طبقهٔ کارگر و سوسیالیسم کرد، به رفیق «گاس هال»، صدر فقید حزب کمونیست ایالات متحدهٔ آمریکا، به خاطر نقش انقلابی هدایت کننده اش در جنبش جهانی کمونیستی، و به رفیق فقید «مایک دیویدو»، به خاطر انترناسیونالیسم خدشه ناپذیرش، تقدیم می کنم.

 بهمن آزاد

اکتبر 2002 (مهر ماه 1381)

   


نظرات()  
جمعه 13 مهر 1386  04:10 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

با اعدام خود سرانه رفیق محمد پورهرمزان عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران- در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 1367، مردم ایران گوهر تابناک دیگری را از دست دادند. انسانی پر شور و انقلابی که در سراسر سال های زندگی پر افتخارش دمی آرام نداشت و پیوسته در راه اعتلای دانش انقلابی و علمی و فرهنگی نسل جوان، چه از طریق ترجمه آثار ارزشمند پیشکسوتان جهان بینی علمی و چه از راه نوشتن مقالات پر مغز برای "دنیا" و "مردم" تلاش میکرد، بدون هیچ گونه دستاویز معقول و اخلاقی، به دستور گردانندگان رژیم خودکامه جهل و خرافات به قتل رسید. رفیق پورهرمزان در سال 1300 در تهران زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و سپس وارد دانشکده افسری گردید. در سال 1322 دانشکده افسری را در رسته توپخانه به پایان رساند. او در آذر ماه 1322 وارد حزب توده ایران گردید و فعالیت سیاسی وسیعی را آغاز کرد.

در سال 1324 رکن دوم ستاد ارتش که به فعالیت سیاسی او پی برده بود، حکم انتقال و در واقع تبعیدش را به یکی از پادگان های جنوب کشور صادر کرد. در همان زمان، گروه دیگری از افسران توده ای نیز از سوی ستاد ارتش مورد پیگرد قرار گرفته و به پادگان جنوب کشور تبعید شده بودند. این افسران که خسرو روزبه، افسر نامدار انقلابی هم در میانشان بود از رفتن به تبعید گاه خودداری کردند و برای مبارزه اثر بخش تر علیه امپریالیسم و رژیم سر سپرده شاه، نخستین قیام مسلحانه دوران پس از جنگ را در ارتش ایران طرح ریختند.

رفیق پورهرمزان یکی از طراحان نقشه قیام و از شرکت کنندگان در آن بود، که در تاریخ جنبش انقلابی آزادی بخش ایران، به قیام افسران خراسان و تهران مشهور است.

شرکت کنندگان در قیام، در گنبد قابوس مورد حمله خائنانه نیروهای پلیس و ژاندارمری قرار گرفتند و بسیاری از آنان در نبرد مسلحانه از پای در آمدند. رفیق پورهرمزان از جمله معدود افسرانی بود که توانست با جنگ و گریز از مهلکه، جان سالم به در برد. او خود را به آذربایجان رساند و تمام توان خود را در اختیار جنبش دموکراتیک خلق آذربایجان گذاشت و در ایجاد و تقویت ارتش حکومت ملی آذربایجان فعالانه شرکت کرد. پس از سرکوب جنبش، رفیق پورهرمزان از سوی رژیم شاه غیاباً محکوم به اعدام شد. بدین جهت در سال 1326 او به دستور کمیته مرکزی حزب مخفیانه از کشور بیرون رفت و بدین سان دوران طولانی مهاجرت سیاسی اش آغاز گردید.

با دگرگون شدن شرایط زندگی، این افسر جوان 26 ساله تمام نیروی خود را در روی خود آموزی، هم آموختن زبان و هم آشنا شدن عمیق با جهان بینی علمی مارکسیسم – لنینیسم، متمرکز کرد. روح جستجوگر و موشکافی ویژه او در راستای آموختن دقیق، او را به یکی از زبردست ترین مترجمان تبدیل کرد. او که در عین حال دانشگاه مارکسیسم – لنینیسم مسکو را به پایان رسانده بود، ترجمه آثار کلاسیک مارکسیسم – لنینیسم به فارسی آغاز کرد و طی سال های طولانی، به تدریج بش از صد اثر لنین و چند اثر از مارکس و انگلس را به فارسی برگرداند.

رفیق پورهرمزان استعداد ترجمه خود را در زمینه های ادبی نیز آزمود و با ترجمه های پر ارزشی مانند رمان تاریخی چنگیز خان و رمان پطر کبیر، تسلط چشمگیرش به زبان های فارسی و روسی را به بهترین صورت نشان داد. مجموعه آثار دو جلدی لنین که در چهار قسمت منتشر گردیده و سپس تجدید نظر شده ی آن ها توسط مترجم، که به صورت کتاب های جدا گانه انتشار یافته است، هنوز هم کتاب بالینی جوانان و نوجوانان انقلابی ایرانی، و سایر فارسی زبانان تشنه آشنا شدن با آموزش لنین کبیر است. و همین بزرگ ترین "ذنب لایغفر" رفیق محمد پور هرمزان در چشم منادیان جهل و خرافات بود.

اما فعالیت های حزبی این انقلابی پر حرارت و پر کار تنها محدود به این ترجمه های پر ارزش نیست. رفیق پورهرمزان یکی از نخستین نویسندگان و گویندگان مطالب "رادیوی پیک ایران"، ارگان حزب توده ایران بود. سپس انتشار مجله تئوریک "مسائل بین المللی"، که برگزیده مقالات مجله "صلح و سوسیالیزم" است را طی چند سال به عهده گرفت و ضمناً با شرکت در هیئت تحریریه مجله "دنیا" و ماهنامه "مردم"، مقالات بیشماری برای آن ها تهیه کرد.

پس از انقلاب، رفیق پورهرمزان نیز مانند دیگر رفقای هم رزمش بلافاصله به ایران بازگشت تا تمام نیروی خود را در خدمت حزب و تثبیت دستاورد های مردمی انقلاب قرار دهد. او در ایران مسئولیت شعبه انتشارات حزب را را داشت و در فاصله زمانی کوتاهی، گنجینه ای از آثار مارکسیستی – لنینیستی و رمان های انقلابی، زیر نظر وی در دسترس خوانندگان ایرانی قرار گرفت.

این فعالیت گسترده و ثمربخش حزب از دید ارتجاع حاکم، که کم کم مواضع خود را با گسترش ترور و اختناق مستحکم می کرد، پنهان نماند. بازداشت رفیق محمد پورهرمزان و دیگر دستیارانش در شعبه انتشارات حزب، ماه ها پیش از هجوم سراسری به حزب انجام شد. رژیم قصد داشت با این عمل، پیوند میان حزب و خوانندگان روز افزون انتشاراتش را قطع کند.

البته نمی توان گفت که در این راستا موفقیتی نداشت، ولی به هر حال حزب هم توانست راه های تازه ای برای چاپ و پخش کتاب های مترقی بیابد.. بیش از شش سال رژیم کوشید این فرزند وفادار به انقلاب را از سنگر بیرون بکشد اما شکنجه های حیوانی همراه با وعده و وعید های فریبکارانه نتوانست بر این کمونیست معتقد و دانش آموخته کارگر افتد. سرانجام به دستور سردمدارانرژیم نام او را در لیست کسانی که بر سر موضع خود باقی مانده اند گنجاندند و در جریان "خانه تکانی"، یعنی فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی، او را نیز دزدانه کشتند و در گور های جمعی انداختند.

بدرود رفیق پورهرمزان! زحمتکشان ایران هیچ گاه خدمات تو را در اشاعه ادبیات مارکسیستی فراموش نخواهند کرد و در ایران فردا که از لوث وجود جنایتکاران واپسگرا پاک شده باشد، نامت را به نیکی و بزرگی شایسته یاد خواهند کرد.

تو رفیقی بودی آگاه، عمیقاً مهربان، از خود گذشته، صمیمی و شجاع! این صفات تو نمونه رفتار انسان های دوران ساز در تاریخ رزم توده ها برای دست یابی به آزادی و عدالت اجتماعی است.

   


نظرات()  
سه شنبه 27 شهریور 1386  02:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: شعر و ادبیات ،

هیـچ خلق از بندگی آسان نرست

تا کمر بر محوِ اهریمن نبست

خصم بد کردار از زرین سریر

کِی به میل خویشتن آید به زیر

زرّ و آهن خادمِ درگاهِ اوست

کشتن و نابود کردن راهِ اوست

محبس و دژخیم و "قاضی" دارد او

صـد هزاران عبدِ راضی دارد او

ارتجاع دیو خو، دربان او

دیوِ  استعمار، پشتیبان او

می توان با این ستمگر ساخت ؟ نی

می توان از وی به خود پرداخت؟ نی

تا بُوَد شام سیه، صبح سپید

کی پدیدار آورد، نور امید

...

   


نظرات()  
یکشنبه 25 شهریور 1386  12:09 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

آغاز سخن

نامی كه بر این درسنامه نهاده‌ایم تصادفی نیست. آنچه در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد تنها صفحاتی از جنبش جهانی گسترده ی كمونیستی و كارگری است و نه تاریخ این جنبش ـ كه با تمام غناء خویش در یك كتاب نمی‌گنجد. انتخاب صفحاتی از تاریخ دشوار است. می‌باید ملاك و معیار علمی در كار باشد تا به آنچه كه هدفش گزینش است خدمت كند. ما متناسب با نیازمندی مبارزین انقلابی ایران در لحظه ی كنونی، صفحاتی را برگزیده‌ایم كه پیدایش و تكامل تاكتیك و استراتژی مبارزه ی انقلابی پرولتاریا را به‌طور فشرده‌ای در اختیار خوانندگان قرار دهد. بدین‌منظور صفحاتی از تاریخ مبارزه كه تحت نظر مستقیم ماركس، انگلس و لنین جریان داشته و همچنین صفحاتی از تاریخ كه بیانگر كوشش مشترك احزاب برادر و وحدت مشی جهانی كمونیست‌ها بوده و قانونمندی‌های عام مبارزه را می‌رساند بیشتر مورد توجه قرار داده‌ایم. از آنجا كه اولین انقلاب پیروزمند پرولتری در روسیه به وقوع پیوسته و اولین جامعه ی سوسیالیستی در اتحاد شوروی ساخته شده به تاریخ حزب كمونیست اتحاد شوروی نیز تا آنجا كه بیانگر قوانین عام انقلاب سوسیالیستی و ساختمان سوسیالیسم است پرداخته‌ایم و بسیاری از آثار ماركس، انگلس، لنین و اسناد برنامه‌ای جنبش كمونیستی را در متن حوادث به‌طور خلاصه بررسی و معرفی كرده‌ایم تا مطالعه و درك مضمون آنها در آینده آسانتر شود.

یكی از نكات عمده‌ایكه در تدوین درسنامه مد نظر بوده و به یك معنا علت وجودی آنست اینست كه تاكتیك مبارزه ی طبقاتی نیز علم است، جزئی است از ماركسیسم ـ لنینیسم، كاربرد آنست در مهم‌ترین عرصه ی فعالیت‌ اجتماعی. اگر این جانب از ماتریالیسم ماركسیستی در نظر گرفته نشود، این ماتریالیسم، همانگونه كه لنین خاطرنشان ساخته است: "نیمكاره، یك‌جانبه و مرده" خواهد بود.

یادآوری اهمیت موضوع بویژه در زمان ما و برای جنبش انقلابی ما زائد است. هر انقلابی آگاهی به‌چشم خود می‌بیند كه از عدم درك، پذیرش و كاربست خط مشی درست انقلابی چه زیان‌های بزرگی به انقلاب ما وارد آمده و تا چه پایه ضرورت دارد كه مبارزه ی انقلابی خود را بر بنیان سالمی از آموزش انقلابی بنا نهیم. ما می‌كوشیم در این درسنامه غنی‌ترین رویدادهای تاریخ جنبش را كه در تدوین خط مشی انقلابی طبقه ی كارگر نقشی ایفا كرده‌اند بررسی كنیم و نظر كلاسیك‌های ماركسیسم ـ لنینیسم را در هر مورد بیان كرده و برخورد عقاید آنان‌ را با انواع اندیشه‌ها و نظریات نادرست عرضه داریم و این واقعیت مسلم را تأكید كنیم كه پیروز شدن علم است. باید این علم را آموخت.

كسانی كه این درسنامه را با دقت مطالعه كنند به این واقعیت توجه خواهند كرد كه از اولین روز پیدایش ماركسیسم، در كنار آن نظریات شبه‌ماركسیستی "چپ" و راست پدید آمد و زمانی‌كه ماركسیسم اصیل از میان آتش نبردها به پیش تاخت، با اندیشه‌های نوین تكمیل و در عمل بارور شد: اردوگاه سوسیالیسم و جنبش جهانی كمونیستی را به‌وجود آورد و به جنبش‌های ملی رهائی‌بخش یاری رسانید، ماركسیسم "چپ" و راست سترون و نازا ماند و در هیچ زمانی و هیچ جائی جز خرابكاری و ویرانی محصولی به بار نیاورد. آنانی كه در سمت راست ماركسیسم ـ لنینیسم حركت كردند به لجنزار خیانت سوسیال دمكراسی رسیدند و آشكارا با محافل امپریالیستی سازش كردند و آنانیكه در سمت "چپ" ماركسیسم در حركت بودند با تمام جنجال گوش‌خراش خویش سرانجام از سنگر دشمن سر در آوردند. درسنامه ی ما از این حیث در عین حال وسیله ی معرفی دشمنان ماركسیسم ـ لنینیسم و جریاناتی نظیر آنارشیسم، تروتسكیسم، مائوئیسم و انواع نظریات سازشكارانه ی راست از پیشوایان انترناسیونال دوم تا به امروز است.

توصیه ی ما به دوستان جوانی كه این درسنامه یا هر درسنامه ی دیگر ماركسیستی را به‌دست می‌گیرند اینست كه به آموزش منظم ماركسیسم ـ لنینیسم همت گمارند. توجه داشته باشند كه این آموزش انقلابی علم تمام و كمالی است. آن‌را باید مانند هر علم دیگری از الفبا آغاز كرد، با  دقت و گام‌به‌گام آموخت و از هرگونه برخورد سهل‌انگارانه و سبكسرانه نسبت به احكام آن پرهیز كرد؛ وگرنه به جای دانش ماركسیستی ـ لنینیستی كه راهگشای كار انقلابی باشد، تكه پاره‌هائی از اندیشه‌های تحریف‌شده به‌دست خواهد آمد كه حجابی خواهد بود میان واقعیت متحرك و مغزهای منجمد.

****

صفحاتی از تاریخ جنبش كمونیستی و كارگری كه در اختیار خوانندگان است اگرچه به‌منظور ارائه ی اندیشه‌ها و احكام ماركسیسم ـ لنینیسم درباره ی تاكتیك مبارزه ی طبقاتی تدوین شده، شكل بیان تاریخی دارد، اندیشه‌ها و احكام مزبور را در متن حوادث بیان می‌كند، آمیخته با نقل وقایع است. حسن این طرز بیان اینست كه پیوند عمیق موجود میان ماركسیسم ـ لنینیسم و واقعیت متغیر و متحول جهان را نشان می‌دهد، ما را با پاسخ‌هائی كه كلاسیك‌های ماركسیست به پرسش‌هائی‌كه تاریخ در برابرشان گذاشته داده‌اند،‌آشنا می‌كند و نادرستی پاسخ‌های غیرماركسیستی را نیز برملا می‌سازد. اما این طرز بیان تاریخی شاید موجب پیدایش دو برخورد اشتباه‌آمیز باشد كه بجاست خوانندگان را از آن برحذر داریم.

اشتباه اول اینست كه برخی از خوانندگان تمام آنچه را كه گفته شده مربوط به گذشته و شرایط ویژه ی آن زمان بشمارند و نتوانند از میان حوادث قوانین عام تكامل را دریابند. طبیعی است كه ما در تدوین درسنامه كوشیده‌ایم وظیفه ی برجسته كردن و آموختن این قوانین را برعهده بگیریم و درسی را كه در هر تجربه ی تاریخی نهفته است آشكار كنیم. در واقع كار عمده ی درسنامه همین است. با اینحال آموختن از تجربه ی تاریخ سرانجام كار خود خوانندگان است. آنها هستند كه باید به وجود قانونمندی در تكامل انقلابی جهان معتقد باشند و برای دست یافتن به آن بكوشند. متأسفانه در زمان ما گروه‌هائی كه در لباس ماركسیسم ـ لنینیسم، ناسیونالیسم خرده بورژوائی و ارتجاعی را دامن می‌زنند، وجود چنین قانونمندی‌هائی را عملاً نفی می‌كنند، تجربه ی هر كشوری را مال خود آن كشور به قلم می‌دهند، آموختن از تجربه ی گردان‌های پیشاهنگ جنبش را مغایر "استقلال رأی" می‌شمارند، اشكالی از مبارزه را كه نادرستی آنها در تجربه ی احزاب برادر آشكار شده بكار می‌گیرند و چنین وانمود می‌سازند كه گویا در شرایط ویژه‌ای مشغول فعالیتند كه قوانین عام تكامل را در آن راهی نیست، غافل از اینكه علیرغم تنوع شرایط و ویژگی‌های زمان و مكان ـ كه حتماً باید درنظر گرفته شود ـ قوانین عام انقلاب در همه جا یكی است و پروسه ی انقلابی با همه ی تنوع در درون خویش وحدت دارد.

اشتباه دوم كه در آموزش تاریخ باید از آن برحذر بود الگوسازی و انطباق مكانیكی تجربه ی این یا آن گردان مبارز در شرایط و اوضاع و احوال متفاوت است. در این اشتباه برخلاف اشتباه قبلی قوانین عام تكامل است كه مطلق می‌شود، ویژگی‌های تظاهر این قوانین در شرایط ویژه فراموش می‌شود و قوانین خاصی كه در شرایط ویژه ی تاریخی حاكم بوده تا حد قوانین عام ارتقاء داده می‌شود. طبیعی است كه ما در تدوین درسنامه به این جانب مسئله نیز توجه داشته‌ایم و آنچه را كه ویژه ی شرایط خاص زمان و مكان است و چه‌بسا هرگز تكرار نخواهد شد، از آنچه عمومی و قابل تكرار است جدا كرده‌ایم. با این حال در این مورد نیز حرف آخر با خوانندگان است و امید است آنان از تاریخی كه در اختیارشان قرار می‌گیرد، همان نتایجی را بگیرند كه راه درست مبارزه را نشان می‌دهد.

****

تاریخ جنبش جهانی كارگری و كمونیستی به سه مرحله ی عمده تقسیم می‌شود: مرحله ی اول مربوط به دوران پیروزی و تحكیم مواضع سرمایه‌داری است كه فاصله ی زمانی از نیمه ی قرن هیجدهم تا كمون پاریس را در بر می‌گیرد. مرحله ی دوم مربوط به دوران گذار سرمایه‌داری به مرحله ی انحصاری ـ امپریالیستی است كه از كمون پاریس تا انقلاب اكتبر را دربر می‌گیرد و آغاز افول سرمایه‌داری است. مرحله ی سوم دوران بحران عمومی سرمایه‌داری، دوران گذار جهان از سرمایه‌داری به سوسیالیسم است كه از انقلاب كبیر سوسیالیستی اكتبر آغاز شده و هنوز ادامه دارد.

متناسب با این سه مرحله، درس‌های ما نیز در سه فصل عمده تدوین شده است. در این جزوه فصل اول به خوانندگان تقدیم می‌شود.

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: تاریخی ،

پیش سخن

1.  در بارۀ کتاب و مؤلف آن

 

کتابی که در دست دارید ، مجموعۀ مقالاتی است که شادروان رفیق عبدالصمد کامبخش دربارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران در ادوار عمدۀ سه گانۀ آن  ،  یعنی دوران سوسیال دمکراسی انقلابی ، دوران حزب کمونیست ایران و دوران حزب تودۀ ایران برای مجلۀ دنیا ارگان تئوریک و سیاسی حزب نگاشته است . قرار بود رفیق فقید این مقالات را که فقط تا دوران فعالیت علنی حزب را در بر می گرفت ادامه دهد وآن را به سال های اخیر برساند . قصد مؤلف این بود که ابتدا فصولی را که اصلاً ننگاشته ، تهیه کند و سپس دانشنامۀ دکتری خود را که دوران فعالیت مخفی حزب ما و جنبش ملی کردن نفت را در بر می گرفت به فارسی در آورد وآ ن را مکمل نوشته های سابق سازد و بدین سان مقالات خود را دربارۀ تاریخ حزب حداقل تا سال 1355 شمسی برساند . شادروان کامبخش  علی رغم بیماری سخت و کار ها و گرفتاری های متعدد حزبی و اجتماعی ، با طاقت و پشتکاری که ویژۀ او بود ، دست به کار شد . ولی دریغ مرگ امان نداد و رشتۀ پر محتوی یک رزمنده و یک انسان در 68 سالگی گسست . بدین سان در این کتاب آن فصولی که کامبخش نگاشته و تا دوران دادرسی برخی رهبران حزب را در بر می گیرد چاپ می شود . سپس ترجمۀ دانشنامه های دکترای کامبخش که دنبالۀ مباحث بخش نخستین کتاب است ( از صفحۀ 136 به بعد ) و ترجمۀ آن توسط رفیق رفعت محمد زاده انجام گرفته است چاپ می شود. سودمند می دانیم که زندگی نامۀ کوتاهی از کامبخش برای مزید اطلاع خوانندگان به دست دهیم :

عبدالصمد کامبخش فرزند شاهزاده کامران میرزا عدل الممالک ( عدل قاجار ) در سال 1282 شمسی در شهر قزوین تولد یافت . درچهارده سالگی (سال  1915) برای تحصیل به روسیه اعزام شد و در آنجا در خانۀ یکی از دوستان پدرش می زیست و به تحصیل اشتغال داشت . آشنایی با زبان و ادبیات روسی از اوان کودکی کامبخش را به این زبان مسلط ساخته بود چنان که آن را همتای زبان مادریش می دانست و بدین زبان با چیرگی سخن می گفت و می نوشت . در سال 1298 کامبخش بار اول از روسیه به ایران بازگشت . در سال1303 -1302 (1924 -1923 ) کامبخش گام در جادۀ فعالیت سیاسی نهاد . عضو « جمعیت آزادیخواهان قزوین » و « انجمن پرورش » شد ( وخود از بنیان گذاران جمعیت اخیر بود ) . در سال 1307 ( 1928 ) از طرف دولت ایران برای تحصیل مهندسی هواپیما به شوروی اعزام شد . وی به هنگام امتحان ورودی در دانشگاه شاگرد اول شد . در سال 1311 ( 1932 ) پس از احراز مقام اول در امتحانات به میهن بازگشت . در ارتش با رتبۀ ستوان دومی ارتش وارد خدمت شد با آن که افسر جوانی بود به علت آن که در رشتۀ خود در ایران آن روز مانندی نداشت او را به فرماندهی « مدرسۀ مکانیک » ارتش ایران گماشتند . فرماندهی مانور های هوایی و بمباران ها و عملیات دیگر هوایی با او بود . در همین سال  1311 به اتهام سیاسی بازداشت شد . یکسال و نیم در زندانِ دژبان بود . سپس از زندان آزاد و از ارتش اخراج شد . در سال 1313 از طرف « انتر ناسیو نال سوم کمونیستی » ( کمینترن ) تجدید تأسیس حزب کمونیست ایران که در سال 1310- 1311 زیر ضربات پلیس متلاشی شده بود به او احاله شد . کامبخش به همراه رفیق شهید دکتر  تقی ارانی و رفیق شهید سرهنگ سیامک این سازمان را احیا کرد . در اردیبهشت  سازمان نوین حزب کمونیست که به همت فعالیت سازمانی کامبخش و کار مؤثر ایدئولوژیک دکتر تقی ارانی به کامیابی های نظر گیری رسیده بود ، به چنگ پلیس افتاد .

در سال 1317 محاکمۀ 53 نفر د ردادگاه جنایی تهران تحت ریاست حسینقلی وحید انجام گرفت . کامبخش در این دادگاه به ده سال حبس محکوم گردید . در سال 1318 از زندان تهران به زندان بوشهر تبعید شد و 15 ماه در شرایط بسیار دشوار در این زندان به سر برد . تنها تصادف او را از یک بیماری خطرناک که در این زندان بدان دچار شده بود نجات بخشید . در آبان 1320 در اثر اقدام رفقایی که از زندان قصر آزاد شده و حزب تودۀ ایران را بنیاد نهاده بودند از زندان بوشهر آزاد گردید . در اسفند 1322 کامبخش از طرف اهالی قزوین به وکالت دورۀ چهاردهم مجلس شورا انتخاب شد و در فراکسیون 8 نفری حزب تودۀ ایران در مجلس به کار پرداخت . در 10 مرداد 1323 کامبخش در نخستین کنگرۀ خزب تودۀ ایران به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب شد . در سال 1323 کامبخش که پیوسته با افسران آزادیخواه تماس و آشنایی داشت موفق شد به کمک سرهنگ شهید سیامک و سروان شهید خسرو روزبه ،  سازمان نظامی حزب تودۀ ایران را به وجود آورد . کامبخش تمام انرژی جوشان و لیاقت سازماندهی خود را در راه ایجاد این سازمان مصرف کرد و هستۀ نیرومند و در خورد اعتمادی پدید آورد که بعدها منشاء خدمات بزرگی به حزب و جنبش شد .

فعالیت کامبخش در حزب ، مجلس و جامعه کین بی پایان ارتجاع و محافل امپریالیستی را به سوی او جلب نمود . محافل ارتجاعی علاقۀ ویژه ای داشتند که او را به چنگ آورند و نابود کنند . پس از سرکوب جنبش دمکراتیک آذزبایجان و کردستان ،کامبخش مورد تعقیب دایمی محافل ارتجاعی به ویژه رزم آرا وزیر جنگ وقت قرار گرفت . به دستور حزب در دی ماه 1325 عازم مهاجرت شد . پنجم اردیبهشت 1327 دردومین کنگرۀ حزب تودۀ ایران کامبخش به سبب خدماتش بطور غیابی بار دیگر به عضویت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران انتخاب گردید . در 26 تیر ماه 1336 در چهارمین پلنوم کمیتۀ مرکزی به عضویت هیئت اجرائیه و دبیری حزب انتخاب شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند . در سال 1338 تحصیلات خود را در « آکادمی علوم اجتماعی وابسته به کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی » واقع در مسکو در رشتۀ تاریخ نوین به پایان رساند و از رسالۀ نامزدی علوم در بارۀ تاریخ حزب تودۀ ایران دفاع کرد . سابقاً نیز در ایام توقف اخیر خود در شوروی کامبخش کورس معینی را در رشتۀ علم اقتصاد طی کرده بود . در پلنوم دهم ( فروردین 1341 ) کمیتۀ مرکزی کامبخش را به عنوان یکی از اعضای سه گانه « بوروی موقت » و پلنوم 12 ( خرداد 1347 ) به عنوان یکی از اعضای هیئت اجراییه و هیئت دبیران کمیتۀ مرکزی انتخاب کرد . در پلنوم های 13 و 14 کمیتۀ مرکزی در همین سمت ها باقی ماند . در آبان ماه 1350 ( 10 نوامبر 1971 ) پس از ده سال بیماری دشوار ( تنگ نفس و سکتۀ قلبی ) در 68 سالگی دوستان خود را ترک گفت . تأثیر عمیق مرگ او در میان دوستان و نزدیکان و همۀ اعضای حزب ، محبوبیت کامبخش را بیش از پیش آشکار ساخت . این محبوبیت ناشی از حجب ، محبت ، پُرکاری ، فداکاری ، ایمان سیاسی بود که در سرشت کامبخش جای داشت و حتی بدخواهانش قادر به انکار آنها نبودند . همانطور که در نامۀ یکی از احزاب برادر کشورهای سوسیالیستی تصریح شده کامبخش از رجال سرشناس جنبش کمونیستی و کارگری جهانی است . وی تمام عمر آگاهانۀ خود را صرف خدمت به کمونیسم کرد و خود را در خورد اعتماد طبقۀ کارگر نشان داد.

تجارب حیاتی ، اطلاعات سیاسی و تئوریک کامبخش او را برای نگارش بررسی هایی در بارۀ تاریخ حزب طبقۀ کارگر ایران کاملاً صالح می ساخت . طبیعی است نگارش این تاریخ کار یک نفر نیست . کار پر ارزش کامبخش به نوبۀ خود یک کار تدارکی است و به عنوان مجموعۀ مقالات نشر می یابد . تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران باید با بررسی کوهی از مدارک و به شکل جمعی و در طول زمان فراهم آید . این وظیفه ای است مبرم و حیاتی . زیرا یکی از معایب مهم فعالیت انقلابی در ایران گسستگی دائمی کار و عدم ادامه کاری در آن است . ای چه بسا مکرر در مکرر از زمینۀ خالی کار آغاز شده و حال آن که دیگران بسیار چیزها را پیش از آن تجربه کرده بودند .

هم سوسیال دمکراسی انقلابی ، هم حزب کمونیست ایران و هم حزب تودۀ ایران و جنبش توده ای که به ابتکار و رهبری این حزب پدید آمده دارای گنجی از سنن و تجاربند . تجارب مثبت و منفی در این انبوه بسیار است که تا امروز نیز جمع بندی و بررسی نشده . حزب ما در این راه گام هایی برداشته که باید آنها را گام های نخستین دانست .مؤلف این کتاب از ورود در مسایل مشخص مربوط به افراد تا آنجا که میسر بوده احتراز ورزیده ، زیرا قضاوت در این مسایل به ویژه قضاوت در مسیر طولانی و بغرنج اختلافات درون حزبی را در صلاحیت بررسی های دقیق تر و هیئت های صالح حزبی می شمرد . و اتفاقاً بدون این بررسی درک برخی علل ناکامی های جنبش توده ای و حزب میسر نیست . اثر کنونی سرآغاز نیکی است که قاعدتاً آن را نسل حاضر و آتی دنبال خواهد کرد و عیار تلاش ها و مقام رزمندگان را چنانکه لازمۀ علمیت و عدالت انقلابی است برملا خواهد نمود.

کار کامبخش در زمینۀ تدارک تاریخ حزب طبقۀ کارگر در ایران جدی ترین و علمی ترین کاری است که به شکل نسبی تا کنون انجام گرفته و گواه استوار این دعوی نیز آرشیو وسیعی است که کامبخش به مدد آن ، فصول کتاب حاضر را تهیه کرده و پانزده سال اخیر زندگی را تماماً وقف آن نموده و در این کار وسواس و وجدان مورخ و انقلابی را پیوسته در پیش نظر داشته است . جا دارد این کتاب با دقتی که سزندۀ آن است مورد مطالعه و استفادۀ نسل های نوین انقلابیون قرار گیرد .

 

2) در بارۀ شیوۀ بررسی تاریخ جنبش کارگری در ایران

بررسی تاریخ جنبش رهایی بخش ملی و در درون آن جنبش کارگری در کشور ما تنها زمانی صحّت ، جامعیت و علمیت می یابد که مبتنی بر بررسی مشخص ( کنکرت ) و مستند سیر این جنبش باشد و حوادث مربوط به این جنبش را ، در چارچوب حوادث همزمان جهان و ایران مطالعه کند . اگر کنکرت بودن ، مستند بودن مراعات نشود ، اگر سیر حوادث جنبش رهایی بخش یا جنبش کارگری ایران در پیوند منطقی آن با حوادث جهان و ایران مورد مطالعه قرار نگیرد ، ناچار تحلیل ها و نتیجه گیری ها یا ذهنی و یا مغلوط و مخدوش از آب در خواهد آمد .

از جنبش مشروطیت تا به امروز ، غالب مبارزات سیاسی اعم از آن که متعلق به کدام طبقه بوده : بورژوازی لیبرال ، دمکرات های انقلابی وابسته به خرده بورژوازی شهر و ده ، یا انقلابیون پرولتاری با ناکامی هایی روبه رو شده ، و در کنار بسیاری از مجاهدان که در راه خود قهرمانانه جان باختند ، به پدیده های ناپیگیری ، ارتداد ، تسلیم نیز برمی خوریم . راز این پدیده ها را به هیچوجه نباید در «مختصات  روحی » مردم جست . برعکس همه چیز گواه بر سطح بالای شجاعت و جسارت و آرمان دوستی انقلابی خلق های کشور ما و عشق سوزان آنها برای نیل به هدف است و راز آن را ، همچنین نباید در عدم لیاقت رهبران جداگانه جستجو نکرد . مسلم است که نقش رهبری و رهبران و مسئولیت آنان و تأثیر مختصات اخلاقی ، فکری و ارادی آنان در امور به هیچوجه کم نیست و نمی تواند نادیده گرفته شود . ولی این عامل را هم نمی توان عامل قاطع دانست .عوامل عمده طبق توضیح ماتریالیستی تاریخ یک سلسله عوامل عینی است مانند مختصات تاریخی تکامل جامعۀ ما در سده های اخیر ، نقش امپریالیسم و عمّال آن ، ترکیب طبقاتی جامعۀ ایران ، ضعف طبقۀ کارگر ، سطح نازل مدنی و فرهنگی جامعه ، فقدان سنن و روحیات سازمانی و انضباطی و موازین رهبری و شیوه های رزم و پیکار و غیره .

در جامعۀ معاصر ایران محمل های پیدایش تشکّل انقلابی ، انضباط ، ادامه کاری ، پیگیری ، پایداری ، تحلیل درست وضع ، یافتنِ  وسایل مؤثر پیکار ، یافتن شعارهای درست مبارزه و غیره و غیره ، دم به دم آماده تر می گردد .انقلاب ایران به این روند ، تکانی نیرومند داده است . در این شرایط ، بررسی تاریخ گذشته اهمیّتی شگرف کسب می کند . ما این تاریخ را مطالعه نمی کنیم که تنها قهرمانان را بستائیم و یاران نیمه راه را بنکوهیم . این امری احساسی و تا حدی ، علی رغم ضرورت آن ، فرعی است . ما این تاریخ را مطالعه می کنیم برای آن که عبرت اندوزی کنیم . باید دلایل موفقیت ها و شکست ها با دقت بررسی شود و روشن گردد تا معلوم شود از چه باید احتراز کرد . به چه چیز باید توجه داشت .

توجه به تاریخ جنبش رهائی بخش و انقلابی در این اواخر زیاد شده است . غیر از حزب ما ، سازمان ها و بنگاه های نشریاتی دیگر دست به انتشار اسناد و تحلیل هایی زده اند . نقش مقدم حزب ما در این زمینه روشن است . ولی نمی توان از این توجه عمومی شادمان نشد . تاریخ کشور ما تاریخ شاهان نیست ، تاریخ مبارزۀ طبقاتی است . طی قرن معاصر مارکسیست ها نقش شگرفی در این مبارزۀ طبقاتی داشتند که بدون روشن کردن آن ، روشن کردن تاریخ معاصر میسر نیست . این نقش ، بدون کمترن تردید ، در آینده به مراتب شگرف تر از گذشته خواهد شد . لذا هر تلاش در این زمینه در سمت درست و عملی مشکور است .

شایان تصریح است که تاریخ حزب تودۀ ایران با تاریخ جنبش توده ای در ایران به عنوان دو مقولۀ عام و خاص با هم تفاوت دارند .  حزب تودۀ ایران منشأ جنبش توده ای وسیعی بوده ، به برکت این حزب ، اتحادیه های کارگری و دهقانی ، سازمان های زنان و جوانان و انواع جبهه ها و جمعیت ها ی دیگر علنی پدید شده که ده ها و صدها هزار نفر را متشکل ساخته است .

" این جنبش توده ای " از جهت دامنه و فراگیری آن از " حزب تودۀ ایران " بسی وسیع تر است . کتاب حاضر بطور اساسی به تاریخ حزب پرداخته و یادکرد از جنبش توده ای در آن برحسب ضرورت انجام گرفته است . لازم است که تاریخ اتحادیه های کارگری ، دهقانی ، سازمان های جوانان ، زنان ، سازمان های مترقی فرهنگی و غیره که طی بیش از نیم سدۀ اخیر در ایران از طرف حزب طبقۀ کارگر ایجاد شده است نیز تنظیم گردد .  در این صورت ، دامنۀ کوشش و اثربخش این حزب به مراتب روشن تر می شود . در همین زمینه باید به تنظیم تاریخ مطبوعات کارگری نیز که داستانی طولانی و شگرف و پرافتخار دارد توجه جداگانه ای معطوف داشت .

در بررسی تاریخ حزب طبقۀ کارگر نه فقط باید به انحراف و اشتباهاتی که در جریان مبارزۀ خارجی حزب ( مبارزه با دشمنان طبقاتی ) روی داده توجه داشت ، بلکه باید به ناهنجاری ها و کژ روی هایی که در مبارزۀ داخلی حزب  ( مبارزه با حاملان نظریات خطا ) روی داده توجه نمود .  نه فقط در عرصۀ پیشین ( یعنی مبارزۀ اجتماعی ) بلکه در این عرصه نیز احزاب کارگری در کشور ما دچار مشکلاتی شده اند . روشن است که مبارزات داخلی حزبی ، امری است ضرور . این مبارزه ای است بین اندیشه ها و روش های درست ، اصولی ، انقلابی ، و حاملان آن با اندیشه ها و روش های نادرست ، غیر اصولی ، منحرف ، و حاملان آن .  ولی این مبارزه ای است که باید به قصد تحکیم بیشتر وحدت حزب و فقط و فقط در چارچوب موازین سازمانی و به کلی مبرّی از محاسبات مشخص و گروهی انجام می گیرد .  تا زمانی که مبارزات برون حزبی مبتنی بر اصولیت انقلابی همراه با نرمش واقع گرایانه نباشد ، تا زمانی که مبارزات درون حزبی مبتنی بر مراعات  اکید موازین سازمانی و حفظ وحدت نشود ، ایجاد یک ستاد محکم انقلابی ، تأمین اراده و عمل ، و لذا احراز پیروزی در نبرد دشوار با دشمنان ماهر و محیلی مانند امپریالیسم و ارتجاع شدنی نیست.

احسان طبری 1358

   


نظرات()  
جمعه 23 شهریور 1386  05:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 مهر 1386 11:10 ق.ظ
نوع مطلب: سیاسی ،

انتقاد عبارتست از شیوۀ كشف تضادهای درونی تكامل اجتماعی و پیدا كردن راه های رفع و حل این تضادها به قصد تسریع تكامل ، چنانكه می دانیم روند تكامل اجتماعی نبردی است مداوم میان نو و كهنه ، ترقی و ارتجاع .  در این نبرد مداوم ، نو همواره از كهنه " انتقاد " می كند ،  یعنی كهنه را نفی می كند تا خود را مستقر سازد . به این معنا –  كه معنای درست علمی است –  انتقاد جانبی است از روند دیالكتیكی نفی و نفی خود .

   


نظرات()  
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

چاوشان نوزایی کبیر

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو