آلكساندر آلكساندرویچ فادیف نویسنده ی بزرگ و نامی شوروی در
سال 1901 در شهر «ته ور» در یك خانواده ی روستائی، متولد شد. دوران كودكی را در
شرق دور گذراند. پدرش معلم و مادرش پرستار بود و در عین حال در امور كشاورزی دست
داشتند. بدین سان آلكساندر از همان اوان كودكی از نزدیك به كار و زندگی دهقانان و
كارگران آشنا شد. در جنگ های داخلی همراه پارتیزانها علیه آدمیرال كلچاك و مهاجمین
ژاپنی جنگید و با تجارب عملی و گرانبهایی كه شخصاً از این نبردها كسب كرد، كتاب
حاضر، شكست را پی ریخت. با انتشار این كتاب فادیف، شهرتی جهانی یافت و به
نام نویسنده ی پرولتری مشهور گردید. آلكساندر فادیف در 13 مه در 1956 زندگی را
بدرود گفت. شكست یكی
از دو اثر ارزنده ی این نویسنده ی پُرارج است كه در آن شرح حال گروهی از پارتیزان
ها را در نبرد با نیروهای گارد سفید ضد انقلاب كلچاك و ژاپنی ها بیان می كند و
نشان می دهد كه چگونه این میهن پرستان می رزمند و از میهن و زادگاه خویش دفاع می
كنند و در این راه از نثار جان دریغ ندارند.
در شامگاه یکی از روزها هنگام اطراق، چوپان سپیدمویی علل
وفور این ویرانه ها را به سیاح چنین توضیح داد: ـ فرنگی، خیال نکن سرزمین ما همیشه چنین خاموش و غم انگیز
بوده است. اینجا در گذشته آباد و پرجمعیت بود. ولی استیلاگران آزمند بارها از این
سامان گذشته و آنرا بخون شبانان و برزگران سلیم رنگین ساختهاند. زمین غرقه بخون
از دهشت و ماتم، روی در هم کشید و خشکید و اشک چشم بیوه زنان و کودکان یتیم آنرا
به شوره زار بدل کرد... این وادی در ازمنه ی باستان عرصه ی انواع تاخت و تازها
بوده است: سپاهیان اسکندر کبیر، جیش اعراب، لشکرهای چنگیز «جهانگشای» سپاهیان
تیمور لنگ و جنگجویان نادرشاه افشار هر یک در عهد خود بر این سرزمین تاختند ...
اینجا شاهراه بزرگی بود ... شاهراه اشک و ماتم بود .... بدیهی است که سخنان اندوهبار چوپان پیر هیچ نکته تازهای بر
مخاطب او مکشوف نساخت. واسیلی یان خود مورخ بود و در تالارهای کتابخانه ی عمومی
پطربورگ و موزه ی بریتانیا در لندن آثار عدیده ی مورخین را درباره ی فنای اسف
انگیز تمدنهای قدیمی بدست استیلاگران اجنبی مطالعه کرده بود. ولی میان خواندن شرح
این رویدادها و بچشم خود دیدن عواقب ویرانیهای موحشی که قرنها پیش صورت گرفته بود،
تفاوت از زمین تا آسمان بود. مناظر حاشیهی کویر لوت بر زمینهی آمادهای نقش بست. نویسنده از اوان جوانی به مطالعات تاریخی علاقمند شد. پدرش
که متخصص برجستهی زبانهای یونانی و لاتین و مترجم بسیاری از آثار مؤلفین یونانی
بود، تأثیر خود را در پسر باقی گذاشت. یان از آن دوران چنین یاد میکند: «پدرم
غالباً داستانهایی از گذشتهی دور برای من حکایت میکرد و به نقل داستان قهرمانان
«ایلیاد» و سفرهای اودیسه علاقه ی خاصی داشت». واسیلییان در کودکی مجذوب آثار
استیونسن بود.
در سیزده سالگی یکبار خود را در یک کشتی بادبانی پنهان کرد تا با آن به برزیل
برود... مسافرت سر نگرفت؛ ولی عشق به سیاحتهای دور برای تمام دوران عمر در او باقی
ماند.
بیش از نیم قرن پیش واسیلی یان (یانچه وتسکی) روزنامه نگار
جوان، مورخ و متخصص زبانهای شرقی برای سیاحت به کویر لوت رهسپار شد. وفور ویرانههای
شهرها و قصبات حاشیه ی کویر، مؤلف آینده ی رمانهای تاریخی را متحیر ساخت. هیچ
انسانی در آنها ساکن نبود. در طول راه بندرت سیاه چادرهایی بسان خفاشهای بال
گسترده بچشم میخورد ...
تحصیلات ممتد در رشتههای مختلف علمی و خدمات آموزشی در دانشکدههای
گوناگون به آقای دکتر آریانپور امکان داده است که مشکلات دانشجویان و از آن
جمله، مشکلات آكادمیک ایشان را از نزدیک بشناسد و برای حل آنها چارهجویی کند.
کتاب «آیین تحقیق» تدبیری است برای رفع یکی از بزرگترین دشواریهای آکادمیک
دانشجویان - ناتوانی از تحقیق. مؤسسات دانشگاهی ما، با آن که ظاهراً در پایان هر دورهی آموزشی
از هر دانشجو چیزی بهنام«رسالهی تحقیقی» یا «پایاننامه» مطالبه میکنند، تا
سالهای اخیر به لزوم تدریس اصول تحقیق پی نبردند. در سال 1333 مؤسسهی علوم اداری دانشگاه تهران درس
متودولوژی تحقیق را در برنامهی خود گنجانید. از همان آغاز کار آقای دکتر آریانپور
عهدهدار این درس شد. در سال 1334 کتاب «روش تحقیق» را در آن باره انتشار داد و در
سالهای بعد کوشید که آن درس را به مؤسسات دانشگاهی دیگر نیز بکشاند. در وهلهی
اول دانشسرای عالی و دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی، و در وهلهی دوم برخی از
مؤسسات آموزشی عالی دیگر چنان درسی را پذیرفتند. با اینهمه، هنوز هم روشهای
پژوهش، چنانکه بایدوشاید، برای دانشآموختگان مؤسسات آموزش عالی ما روشن
نیستند. در این رساله تصریح شده است: تحقیق همانا حقیقتپژوهی است،
و حقیقتپژوهی مقدمه و نیز محصول شناخت است، و شناخت در هر حال، مخصوصاً در تاریکیها،
چراغ راه بهبودخواهان است. آموزش و پرورش در مراتب بالای خود هدفی والاتر از
پژوهش ندارد. مردمی که به سبب ناسازی زمانه با حقیقتپژوهی بیگانه باشند، نهتنها
در عرصهی نظر، به جایی نمیرسند، بلکه در زندگی عملی نیز سقوط میکنند. چنین
مردمی بهآسانی، گردن به یوغ هرگونه بدآموزی میدهند و نادانسته دروغ را بهجای
راست میپذیرند. در رسالهی حاضر جریان تحقیق بهاجمال و جریان تنظیم و
تحریر نتایج تحقیق بهتفصیل بهمیان آمدهاند. مطالب بهاتکای اطلاعات و تجارب
دامنهدار، نوشته شدهاند، و خلاقیت علمی و جنبههای اخلاقی دانش و پژوهش مخصوصاً
صمیمت و صداقت و امانت شخص پژوهنده، مورد تأکید قرار گرفتهاند- صمیمیت نسبت به
جامعه، صداقت در کشف حقیقت و امانت در حفظ نام و شرافت دیگران. مسلماً رعایت این
سه اصل بهویژه اصل سوم که متأسفانه در میان ما بهندرت رعایت میشود، برای نتیجهبخشی
کار پژوهندگان ضرورت تام دارند. انجمن کتاب امیدوار است که این رساله مورد استفادهی دانشجویان
قرار گیرد و کتاب «آیین تحقیق» نیز هرچه زودتر برای مزید استفادهی پژوهندگان
انتشار یابد. انجمن کتاب دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران اردیبهشت 1355
رسالهی حاضر مشتمل است بر دو بخش از کتاب «آیین تحقیق»،
اثر آقای دکتر امیرحسین آریانپور، استاد گرامی دانشگاه تهران که با موافقت ایشان
از طرف انجمن کتاب دانشجویان دانشکدهی هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) در اختیار
دانشجویان و اهل تحقیق گذاشته میشود.
لنین هنگامیكه با نارودنیك ها مبارزه
میكرد، مظاهر ایدئولوژی خرده بورژوائی را در روسیه و در غرب، بویژه نظریات
نارودنیكها را با نظریات باصطلاح رمانتیست های اقتصادی در اروپا، مقایسه كرد. لنین
گفت:
" لازم به تذكر نیست كه ویژگی های تاریخی و اقتصادی خاص روسیه از یكسو و عقب ماندگی
شدید آن از سوی دیگر، باعث میشود كه نارودنیسم به ویژه دارای خصائص مشخص باشد. اما
این مشخصات از دایره ی اشكال گوناگون همان نوع خارج نیست، و بنابراین همسانی
نارودنیسم و رمانتیسم خرده بورژوائی را منتفی نمی كند".
با بكار گرفتن متدولوژی لنین، متوجه می شویم كه انقلابیگری خرده بورژوائی چین، مهر
تكامل تاریخی و اقتصادی آن كشور را بر خود دارد. لیكن با مقایسه ی مائوئیسم با دیگر
مظاهر انقلابیگری خرده بورژوائی بویژه آنارشیسم و تروتسكیسم، درمی یابیم كه آنها،
علیرغم پاره ای اختلافات، همگی به نوع مشتركی تعلق دارند.
تجربه ی تاریخی پندآموز است. اما تكیه و توكل به آن عاری از خطر نیست. همیشه برای
شخص این وسوسه وجود دارد كه خود را با این تسلی آرام سازد كه "چنین امری" قبلاً هم
رخ داده است. و به آوردن قیاس بسنده كند، و ویژگی های خاص پدیده های تازه را، كه
درك تكامل آن برای موفقیت در دفاع از ماركسیسم انقلابی ضروری است، نادیده گیرد.نهضت
انقلابی جهانی با اشكال بسیار متنوع و گوناگون انقلابیگری خرده بورژوائی به مبارزه
برمیخیزد. این اشكال از نظر ریشه های اجتماعی، خصائص ملی، شرایط تاریخی و سرانجام
ویژگی های شخصی رهبران و ایدئولوگ های آنها با یكدیگر تفاوت دارند. اما علیرغم
تمامی مظاهر متفاوتشان و حتی گاهی بی شباهتی آشكارشان، همه ی این اشكال دارای
بسیاری خصائص ویژه ی مشترك هستند.
جنبش های بزرگ، شخصیت های بزرگ در دامان خود میپرورانند. روند جنبش انقلابی طبقه ی
کارگر روسیه که از نظر نیرو و فراگیری انبوه توده های خلق، در تاریخ جهانی همتا
نداشت، شخصیت سترگی را پرورانید و به پیشوایی خود بر کشید که برای پاسخگویی به
توقعات گوناگون جنبش انقلابی دوران نوین تکامل جامعه بشری و مسائل خطیری که این
دوران مطرح میساخت، ازهر جهت آمادگی داشت. عظمت شخصیت لنین تنها با معیارهای این
بزرگترین رویداد قرن بیستم قابل سنجش است و اهمیت جهانی پیروزی اکتبر را نیز فقط با
سیر در اندیشه و عمل لنین،میتوان دریافت.
لنین آموزگار بزرگ طبقه ی کارگر روسیه و سراسر جهان بهترین سجایای این طبقه را در
خود جمع داشت. نبوغ عقل جسور، انرژی پایان ناپذیر، اراده ی آهنین، وفاداری به
آرمان های انقلابی طبقه ی کارگر، بیزاری از بردگی و ستم، آشتی ناپذیری طبقاتی در
برخورد با اصحاب استثمار، شهامت و از خودگذشتی انقلابی، پیگیری در میهن پرستی و
انترناسیونالیسم – همه یکجا در وجود لنین جمع بود. لنین دانشمند بزرگ در عرصه ی
انقلاب و انقلابی سترگ در عرصه ی دانش بود.اکتبر
و لنین دو مفهوم از یکدیگر جدایی ناپذیرند. وقتی میگوییم انقلاب اکتبر، سیمای تابان
لنین را بر درفش آن نقش میبینیم و وقتی نام لنین را بر زبان میرانیم، بازتاب اندیشه
وعمل او را بصورت تمام دستاوردهای شگرف 60 ساله ی انقلاب اکتبر، خواه در زادگاهش و
خواه در سراسر جهان، مشاهده میکنیم.
امیر حسین آریانپور كیست؟ با
آن كه خانواده او پس از تولد او، همواره زیر نظارت و فشار پلیس قرار داشت و به سختی زندگی میكرد، وی از
چهار سالگی به همت
مادرش،
بانو فخر ایران سپهری كه برای آموزش و پرورش كودكان روشی خاص داشت،به درس خواندن پرداخت ودر
دهههای بعد در ایران و لبنان و ایالات متحده آمریكا در رشتههای متنوع تحصیل كرد و
دورههای دكتری علوم اجتماعی و فلسفه و علوم تربیتی و ادبیات فارسی را گذرانید. ضمناً به سنت پدران خود، در ورزشهای
گوناگون ورزیده شد و در وزنه
برداری
به مقام « قهرمان كشور» و « قهرمان خاور نزدیك» رسید. از
سیزده سالگی به
ترجمه
و نگارش رو كرد و از پانزده سالگی به بعد جز معلمی كه در مواردی با كتابداری و ترجمه و كتاب
نویسی همراه بود، شغلی پیش نگرفت. چهل سال معلمی كرد و در طی این مدت، از معلمی
كودكستان و دبستان و دبیرستان، به استادی دانشگاه نایل شد و علیرغم فشارهایی كه پلیس
بر او و خانوادة او وارد میآورد، هرگز از عرصه مبارزه اجتماعی پای پس نكشید و حتی
حاضر به خدمت در دانشگاههای خارجی كه كراراً او را برای تدریس و تحقیق دعوت
كردند، نگردید. در ضمن تلاش برای پرورش دهها هزار دانشجو، به فراخور نیازهای تكاملی
جامعه، كتابهای متعدد به نسل جوان عرضه داشت. در سال 1359 بازنشسته شد و از آن پس
اوقات خود را برای اتمام تحقیق فلسفی وسیعی كه سالها پیش شروع كرده بود، وقف كرد. آریانپور
به لزوم دگرگونی عمیق جامعه ایران اعتقاد راسخ داشت. و برای این منظور، مبارزه همگانی دو سویهای را خواستار بود:
مبارزه با دیكتاتوری
داخلی
و امپریالیسم خارجی. به نظر او، این مبارزه همگانی دوسویه بدون بیداری اجتماعی و تشكل و
ائتلاف گروههای متفاوت میسر نبود. از این رو چه در كار معلمی و چه در كار
نویسندگی، محور فعالیتهای او صرفاً بیدار كردن و به تشكل و ائتلاف كشیدن مردم مخصوصاً
دانشجویان بود. به امید تحقق خواستههای خود، میكوشید كه بدون توجه به عنوان و برنامه درسیهایی
كه میداد و رشتهها و دانشكدههایی كه دانشجویان در آنها درس میخواندند، دانشجویان را به درك منطق واقعیت و
تفكر خلاق و نگرش تاریخی
برانگیزد.
در این راه،لازم میدانست كه معلم به جای انتقال آموختههای خود به شاگرد، با او زندگی
كند و برای حل مسائل طبیعت وجامعه، با او به همكاری بپردازد. وی معتقد بود كه انسان
به حكم ضرورت، نسبت به حقایقی که به زندگی او مربوطند خود به خود كنجكاو است، آموزنده است، تكاملپذیر است بنابر این معلم
میتواند بدون تشریفات
و
تحمیلات، در جریان عمل، با طرح پیوندهای هزار لای واقعیتها، دانشجو را به عنوان انسان
اجتماعی تاریخساز، به كشف حقایق و مخصوصاً نظام علیت هستی بكشاند و به تغییر واقعیت گرایش
دهد. در
وضعی این گونه، ذات آموزش و پرورش همانا پژوهش است. در كار آموزش و پرورش به معنی پژوهش، معلم عنصر فعال یا
«دهنده»، و شاگرد عنصر
منفعل
یا «پذیرنده» نیست. هر دو فعالاند، هر دو با یكدیگر و به یاری یكدیگر میآزمایند، میشناسند،
و در حینی كه با یكدیگر میآموزند، به یكدیگر میآموزانند. در این صورت رابطه آن دو نه رابطة رئیس و مرئوس است، نه رابطة
ارباب و رعیت و نه
رابطه
فروشنده و خریدار. رابطه آن دو رابطه دو انسان دوست و همكار است، رابطه دو موجود همدل و
هماموز است. پس آموزش و پرورش، به اصطلاح آریانپور، صرفاً «هماموزی» است. هر
انسان حق دارد و میتواند آزماینده و كاشف و خلاق باشد، بر اساس نظام علیت هستی، مجهولها
را معلوم گرداند، با درك روابط عمقی، بر عمق فلسفی دست یابد، هنر بیافریند و به تكامل خود و جامعه كمك كند. وسیله تحقق این
هدفها آموزش و پرورش
است
در معنی هماموزی، و هماموزی جریانی است دو سویه و ساده و مقرون به دوستی و همكاری. در حالی كه
آموزش و پرورش به صورت مدرسه داریِ صوری كه از دیرباز موظف به تبدیل انسان زنده
فعال به مستخدمانی كوتاه اندیش و فرمانبردار برای دربارها و اشراف بوده است، جریانی
است یك سویی، پر تكلف و ملازم تحمیل و تحكم. در مدرسهداری صوری، معمولاً اطلاعات
نظری به وجهی مصنوعی، تكه تكه میشود. هر تكه به صورت یك درس در میآید، و آن درس
چون دور از عمل زندگی و بیهوده و ناگیراست، الزاماً با «شیوههای پلیسی و سربازخانهای»
تدریس میگردد. مثلاً درس مستلزم حضور اجباری است ( و آن تبدیل كلاس درس است به زندان). مستلزم حفظ و تكرار مطالب است
(و آن معادل اطلاعات
كورانه
نظامیان است). مستلزم امتحان است (و آن در شمار بازجویی یا بازپرسی پلیسی است). مستلزم نمره
دادن است (و آن تأیید و تشدید اختلافات فردی و تحكیم فردگرایی حیوانی است) آریانپور
مدرسهداری متعارف را به عنوان «دستگاه كارمندسازی» تحقیر میکرد، آموختن برنامهدرسی معمولی را فرع، و تحقق
بیداری اجتماعی را اصل
میانگاشت
و گریزان از هر گونه مقام و مشغله صوری و به اقتضای هماموزی، با دانشجویان در
آزمایش و پژوهش و حتی زندگی خارج از مدرسه، همراهی و هماهنگی میكرد. بی تشریفات، همواره
به یاران دانشجوی خود درس میداد و خود بدون تكلف، از آنان درس میگرفت. بدین
مناسبت كلاسهای او كانون خردمندترین دانشجویان بود. شاگردان كلاسهای او عاشقانه و بیاعتنا به برنامه و دفتر حضور و غیاب
و امتحان و نمره، به
كلاسها
میشتافتند و بسا كسان كه تشنه حقیقت پژوهی بودند، از كلاسها و دانشكدهها و حتی شهرهای دیگر،
به كلاسهای او روی میآوردند. در
نتیجه با آن كه وی ظاهراً
به
دسته یا فرقه یا حزبی معین متعلق نبود و در مبارزات متشكل گروهها، مداخله علنی نداشت، با هماموزی
ساده خود، دستگاههای پلیسی را نگران میساخت و خود به زحمت میافتاد. در بیشتر دوره چهل ساله معلمی خود، پیوسته در معرض
تهدید پلیس و دچار
محدودیتها
و محرومیتهای گوناگون، و همچنین مورد تخطئه و تحقیر و حتی استهزاء مزدوران و وابستگان
پلیس و نیز استادان متفرعن فورمالیستی بود كه وظیفه خود را منحصر به «حاضر و غایب كردن» و جزوه گفتن و امتحان كردن و
نمره به رخ دانشجو كشیدن
و
رد كردن دانشجو میدانستند. از اینها گذشته، با وجود حمایت هزاران دانشجو و گروهی از استادان
مبارز از او، بارها از درس دادن و سخنرانی كردن و نشر مقاله و كتاب ممنوع، و از
مؤسسات آموزشی اخراج شد. با
این همه هرگز از امید و خوشبینی و نشاط مبارزه خالی نگردید و همواره در برابر نامردمیها،
مغرورانه بانگ
برداشت: حلم تو را
به حمله دشمن چه
التفات؟ البرز را
چه باك ز سنگ فلاخن
است!امیر
حسین آریانپور
در سال 1303 در تهران زاده شد. خانواده مادری او از لحاظ تاریخ نویسی و ادب، در ایران عصر
قاجار شهرت داشت. و خانواده پدری او به عنوان رهبر طایفهای از عشیرة لر بیرانوند
كه به كاشان تبعید شده بود، در حاشیة كویر، شورش یا به اصطلاح دولتیان، «یاغیگری»
پنجاه سالهای به راه انداخته و مزاحم دولت تهران و حامیان داخلی و خارجی آن گردیده بود.
حزب كمونیست تركیه، فوراً، پس از انتشار این قانون، ملت را دعوت كرد، كه در جبههی واحدی علیه امپریالیسم آمریكا متحد گردند و این ندا در سراسر كشور، از اسلامبول تا دهات كوهستانی، پیچید. سازمانهای طرفداران صلح و جوانان میهنپرست، مانند سابق، بیانیههای محرمانه انتشار میدهند. كارگران باز هم اعتصاب میكنند، باز هم در بسیاری از نواحی كشور، دهقانان اراضی ملاكان را تقسیم میكنند و با ژاندارمها میجنگند. ترور فاشیستی هرگز نتوانسته است ملت تركیه را مرعوب كند. حالا هم نمیتواند بترساند! بهترین گواه صدق این مطلب، همین كتاب س.اوستونگل است. هیچ حزبی، مانند حزب كمونیست وجود ندارد، كه تاریخ آن تا این حد با تاریخ مبارزهی ملی بستگی داشته باشد. به همین جهت كتاب اوستونگل، كه هم حاكی از مراحل اساسی تاریخ حزب كمونیست تركیه میباشد، در عین حال راوی مبارزهی تمام ملت تركیه در سی سال اخیر است. پیشقراول این مبارزه هم، طبقهی كارگر است. این اثر استونگل، گذشته از ارزش علمی بیطرفانه، برای ادبیات بدیع ما هم، فوقالعاده اهمیت دارد. در این كتاب ملت تركیه، كمونیستها، كارگران، دهقانان فقیر آن، جان دارند و مبارزه میكنند، فكر میكنند و كینه میورزند، رنج میبرند و دوست دارند، درست مثل زندگی واقعی. در این كتاب حتی یك نفر هم مولود فكر و اختراع نیست. آنها همه حقیقتاً زندگی كردهاند یا هنوز به زندگی خود ادامه میدهند. ملت تركیه این خبر را با سپاسگزاری تلقی خواهند كرد، كه كتابی را، كه در تركیه فقط جزو نشریات محرمانه میتوان بدست آورد، اكنون در مسكو ترجمه شده، دهها هزار نسخه از آن طبع گردیده است. ناظم ـ حكمت
در تاریخ 15 نوامبر سال 1951 مجلس تركیه قانون جدیدی تصویب كرد، كه طبق آن كمونیستها، طرفداران صلح، میهنپرستان، افرادی را كه علیه امپریالیسم آمریكا مبارزه كنند، كارگرانی را كه نخواهند بارهای اسلحه ی امریكائی را خالی كنند، دهقانانی را، كه بر اثر «نقشه ی مارشال» بیزمین میشوند، اگر بر ضد آن حرفی بزنند، به دار خواهند آویخت. لیكن حلقه ی صابون زدهی طنابی كه بالای سر ملت ترك تكان میخورد، نمیتواند ملت را وادار كند كه از مبارزهی ملی استقلالطلبانه صرفنظر نمایند.
پولیتسر
برای آنکه مطالب خود را به خوبی به شنوندگان بفهماند، از کلیه
اصطلاحات پیچیده، و لغات فنی فلسفی که تنها برای اشخاص
سابقه دار قابل فهم است،
چشم می پوشید. تنها لغات سهل و آسان را که
به گوش همه آشنا بود به کار می برد.
وقتی مجبور می شد که اصطلاحات خاصی را بیان کند هرگز از
تشریح کامل آن صرفنظر نمی
کرد.
او
در خلال اشغال كشور به دست فاشیستها به كار مخفیانه تدریس پرداخت. در
فوریه سال 1942 به همراه همسر خود توسط نیروهای نازی
دستگیر و در همان سال
تیرباران شد.
رساله آموزش مقدماتی فلسفه
که اینک به معرفی آن مبادرت می شود حاصل یاداشت هایی است که یکی از شاگردان
ژرژپلیتسر در دوره تحصیلی 1935تا 1939بر داشته است.
تبلیغات 
